نوروز پاکان

طبيعت با بهار طراوت مي‏يابد و معنويت با بهار رمضان اوج مي‏گيرد. بهار طبيعت با نوروز آغاز مي‏شود و بهار معنويت با ماه رمضان. سردي طبيعت با شکوفه‏هاي بهاري و سرود بلبلان رخت بر مي‏بندد و يخهاي عصيان و نافرماني، با زمزمه‏هاي نيمه شب رمضان و ترنم دعاي رمضانيان آب مي‏شود. در رمضان است که مي‏توان هفت شهر عشق را پيمود و ديو نفس را بر زمين افکند و در عيد فطر پيروزي فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.

اگر گردش زمين دور خورشيد، آغازگر سال شمسي است واگر تکاپوي ماه بر گرد زمين، نويد بخش سال قمري؛ حرکت سالک عاشق در رمضان المبارک در مدار توحيد، طلايه دار سال معنوي است و پيروزي قلب سليم بر شهوت بدخيم، نوروز آن.

 

رضاي آل محمد عليهم ‏السلام را سخني شنيدني است:

«اِنَّما جُعِلَ يوْمُ الْفِطْرِ الْعيدَ لِيکُونَ لِلْمُسْلِمينَ مُجْتَمَعا يجْتَمِعُونَ فيهِ وَ يبْرِزُونَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَيمَجِّدُونَهُ عَلي ما مَنَّ عَلَيهِمْ فَيکُونُ يوْمَ عيدٍ وَ يوْمَ اِجْتِماعٍ وَ يوْمَ فِطْرٍ وَ يوْمَ زَکاةٍ وَ يوْمَ رَغْبَةٍ وَ يوْمَ تَضَرُّعٍ. وَ لأَِنَّهُ اَوَّلُ يوْمٍ مِنَ السَّنَةِ يحِلُّ فيهِ الاَْکْلُ وَالشُّرْبُ لاَِنَّ اَوَّلَ شُهُورِ السَّنَةِ عِنْدَ اَهْلِ الْحَقِّ شَهْرُ رَمَضانَ فَأَحَبَّ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ اَنْ يکْونَ لَهُمْ في ذلِکَ مَجْمَعٌ يحْمِدُونَهُ فيهِ وَ يقَدِّسُونَهُ؛(1) همانا روز فطر، عيد قرار داده شده تا براي مسلمانان روز اجتماعي باشد که در آن روز گرد هم آيند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز کنند و به خاطر منّتي که بر آنان نهاده است، او را ستايش کنند، پس روز عيد و روز گردهم‏آيي و روز افطار، روز زکات، روز گرايش به يکديگر و روز تضرّع [به پيشگاه حق تعالي] است، [و نيز روز فطر، روز عيد قرار داده شده] به دليل آنکه روز فطر اولين روز سال است که خوردن و آشاميدن در آن جايز شمرده شده است، چرا که نزد اهل حق اولين ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عيد فطر، مسلمانان اجتماع کنند و با يکديگر به ستايش و تقديس او بپردازند.»

در صبحدم اين عيد آسماني است که هاتفي ملکوتي، پيروزمندان ميدان جهاد اکبر را به دريافت پاداششان فرا مي‏خواند، پاداشي فراتر از پاداشهاي خاکي و غيرقابل مقايسه با هداياي پادشاهان زميني.

امام باقر عليه‏السلام ازپيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله روايت کردند: «اِذا کانَ أَوَّلُ يوْمٍ مِنْ شَوّال نادي مُنادٍ: اَيهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلي جَوائِزِکُمْ. ثُمَّ يا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَيسَتْ کَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوکِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ يوْمُ الْجَوائِزِ؛(2) هنگاهي که روز اول ماه شوال فرا مي‏رسد، منادي ندا مي‏دهد: هان اي مؤمنان! براي دريافت جوايزتان صبح زود بشتابيد. اي جابر، جوايز خداوند همانند جوايز پادشاهان نيست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوايز است.»

فاتحان و مدال‏آوران جهاد اکبر را شايسته نيست که از پس اين پيروزي بزرگ، در گرداب معصيت و نافرماني در غلطند و ديگر بار اسير نفس فرومايه شوند و عزت خدايي را با ذلّت شيطاني معاوضه کنند. اميرمؤمنان علي عليه‏السلام در خطبه‏هاي عيد فطر، مردم را به دوري از معصيت در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي، اقتصادي، و... دعوت مي‏فرمايد.

امام علي عليه‏السلام در عيد فطر خطبه خواند تا آنجا که فرمود: «اَطيعُوا اللّه‏َ فيما نَهاکُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَ اِتْيانِ الْفاحِشَةِ وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ بَخْسِ الْمِکْيالِ وَ شَهادَةِ الزُّوْرِ وَ الْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ؛(3) فرمان خداوند را در خودداري از کارهايي که شما را از آن برحذر داشته است، عمل کنيد [که از آن جمله است:] نسبت ناروا به زنان عفيف، شهوتراني حرام، شراب خواري، کم‏فروشي، شهادت ناحق و فرار از جهاد.»

از همين رو است که پاکان و سالکان را در تعظيم اين عيد عظيم آدابي است و در تحکيم شعائر آن احکامي. در اين مختصر به برخي از آداب اين عيد سعيد اشاره مي‏شود.

 

آداب عيد فطر

1. احياء شب عيد

امام صادق عليه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود:

«کانَ عَلِي ابْنُ الْحُسَينِ عليهماالسلام يحْيي لَيلَةَ عَيدِ الْفِطْرِ بِالصَّلاةِ حَتّي يصْبِحَ وَ يبيتُ لَيلَةَ الْفِطْرِ فِي الْمَسْجِدِ؛(4) امام سجاد عليه‏السلام، شب عيد فطر را با نماز به صبح مي‏آورد و در مسجد به شب زنده‏داري مي‏پرداخت.»

2. زيارت امام حسين عليه‏السلام

سيد ابن طاووس در اقبال الاعمال از جمله آداب شب عيد فطر را، زيارت امام حسين عليه‏السلام معرفي مي‏کند.

3. غسل شب و روز عيد

از جمله آداب شب و روز عيد فطر، غسل است. وقت غسل شب عيد، از اول مغرب تا اذان صبح است؛ گرچه انجام آن در ابتداي شب بهتر است. و وقت غسل روز عيد، از اذان صبح تا غروب آفتاب است؛ گرچه بهتر است آن را پيش از نماز عيد به جا آورد و اگر از ظهر تا غروب بجا آورد، احتياط واجب آن است که به قصد رجاء انجام دهد.(5)

4. پرداخت زکات فطره

همچنان که تمام بودن نماز به صلوات بر پيامبر و آل اوست و بدون صلوات نماز ناتمام است، تمام بودن روزه نيز به پرداخت زکات فطره است.

قال ابوعبداللّه‏ عليه‏السلام : «اِنَّ مِنْ تَمامِ الصَّوْمِ اِعْطاءُ الزَّکاةِ ـ يعْنِي الْفِطْرَةَ ـ کَما اَنَّ الصَّلاةَ عَلَي النَّبِي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله تَمامُ الصَّلاةِ، لاَِنَّهُ مَنْ صامَ وَ لَمْ يوَدِّ الزَّکاةَ فَلا صَوْمَ لَهُ اِذا تَرَکَها مُتَعَمِّدا؛(6) امام صادق عليه‏السلام فرمودند: از جمله کارهايي که موجب کامل شدن روزه است، پرداخت زکات فطره است، همچنان که صلوات بر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله، موجب کامل شدن نماز مي‏شود. اگر کسي روزه بدارد ولي زکات فطره را از روي عمد پرداخت نکند، در واقع روزه نداشته است [و روزه‏اش مقبول نيست.]»

زکات فطره، علاوه بر آنکه باعث تمام بودن روزه است، نقصان زکات مال را نيز جبران مي‏کند.

امام علي عليه‏السلام فرمود: «مَنْ اَدّي زَکاةَ الْفِطْرَةِ اَتَمَّ اللّهُ بِها ما نَقَصَ مِنْ زَکاةِ مالِهِ؛(7) کسي که زکات فطره پرداخت کند، خداوند به وسيله آن، نقصان در [پرداخت] زکات مالش را جبران مي‏کند.»

5. تکبير خداوند

به پاس امداد الهي و ياري رساندن او در پيروزي بر ديو نفس و برخورداري از نعمت هدايت و سرمايه معنويت، بايد ولي نعمت را بزرگ داشت و او را تکبير گفت.

بعد از نماز مغرب و عشاي شب عيد، پس از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و نيز پس از نماز عيد فطر مستحب است چنين تکبير بگويند: «اللّه اکبر، اللّه اکبر، لا اله الا اللّه واللّه اکبر، اللّه اکبر وللّه الحمد، اللّه اکبر علي ما هدانا.»(8)

6. کراهت روزه تا سه روز پس از عيد فطر

در برخي روايات توصيه شده است که تا سه روز پس از عيد فطر، از روزه گرفتن خودداري شود.

امام صادق عليه‏السلام فرمودند: «لا صِيامَ بَعْدَ الاَْضْحي ثَلاثَةَ اَيامٍ وَلا بَعْدَ الْفِطْرِ ثَلاثَةَ اَيامٍ اِنَّها اَيامُ اَکْلٍ وَ شُرْبٍ؛(9) تا سه روز پس از عيد قربان و عيد فطر، روزه داشتن روا نيست. اين روزها، روزهاي خوردن و آشاميدن است.»

 

________________________________________

1. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج1، ص522.

2. يعقوب کليني، کافي، ج4، ص168.

3. حر عاملي، وسائل الشيعه (آل البيت)، ج15، ص344.

4. حر عاملي، وسائل الشيعه، (آل البيت)، ج8، ص87.

5. رساله امام خميني رحمه‏الله، مسئله 644.

6. سيد ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج1، ص466؛ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص119.

7. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص119.

8. رساله امام خميني رحمه‏الله، مسئله 1526.

9. حر عاملي، وسايل الشيعه، (آل البيت)، ج10، ص519.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/18ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

عيد فطر در قرآن كريم

عيد چيست؟

عيد در لغت از ماده ي عود، به معني بازگشت است و لذا به روزهائي كه مشكلات از قوم و جمعيتي برطرف مي شود و بازگشت به پيروزيها و راحتي هاي نخستين مي كند، عيد گفته مي شود و در اعياد اسلامي به مناسبت اينكه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه ي حج، صفا و پاكي فطري نخستين به روح و جان باز مي گردد و آلودگي ها كه برخلاف فطرت است، از ميان مي رود، عيد گفته شده است.(1)

بسياري از آيات قرآن بر اجتماعي بودن شئون اسلامي دلالت مي كند و صفت اجتماعي بودن در تمامي احكام و نواميس اسلامي حاكم است. شارع مقدس اسلام در مسئله ي جهاد، اجتماعي بودن را به طور مستقيم تشريع كرده و دستور داده، حضور در جهاد و دفاع، به آن مقداري كه دشمن دفع شود واجب است.

روزه و حج، بر هر كسي كه مستطيع و قادر به انجام آن دو باشد و عذري نداشته باشد، واجب است. اجتماعيت، در اين دو واجب، به طور مستقيم نيست. بلكه لازمه ي آن دو است؛ چون وقتي روزه دار روزه گرفت، قهراً در طول رمضان در مساجد رفت و آمد خواهد كرد و در آخر در روز عيد فطر، اين اجتماع به حد كامل مي رسد و نيز وقتي مكلف به زيارت خانه خدا گرديد قهراً با ساير مسلمانان يك جا جمع مي شود و در روز عيد قربان اين اجتماع به حد كامل مي رسد و نيز نمازهاي پنجگانه يوميه را بر هر مكلفي واجب كرده و جماعت را در آن واجب نساخته، ولي اين رخصت را در روز جمعه تدارك و تلافي كرده و اجتماع براي نماز جمعه را بر همه واجب ساخته است.

 

عيد فطر در قرآن

با مراجعه به قرآن شريف آياتي را مي توان يافت كه به طور مستقيم و با كمي دقت بر عيد فطر و آداب آن توجه دارند و نشان مي دهند كه اين مسئله از ديد قرآن پنهان نمانده است. آن آيات عبارتند از:

1- آيه ي 185 سوره ي مباركه ي بقره: در اين آيه، خداوند متعال ضمن معرفي ماه مبارك رمضان و نزول قرآن، در آن به برخي از احكام مربوط به اين ماه شريف اشاره كرده ومي فرمايد: هر يك از شما كه هلال ماه رمضان را مشاهده كرد، بايد روزه بگيرد وكسي كه در حال سفر و يا مريض بود و ماه رمضان را درك كرد، در روزهاي ديگر، بايد روزه ي فوت شده را جبران كند. در ادامه مي فرمايد: خداوند اين احكام را به خاطر راحتي شما و نه به خاطر به سختي افتادنتان تشريع نموده است و اينكه عدّه را تكميل كنيد و خدا را به خاطر هدايت، بزرگ بداريد. «يريدالله بكم اليسر ولايريد بكم العسر ولتكملواالعده ولتكبروالله علي ما هديكم ولعلكم تشكرون».

ولتكملوا... عطف به يريد و مبين، علت غائي است. خداوند در تشريع احكام، براي شما آساني خواسته نه سختگيري تا روزه ي ايام معدود را به هر صورتي كه بتوانيد چه در ماه رمضان يا غير آن به كمال رسانيد. ممكن است ولتكملوا، عطف به فعل مقدر يا فليصمه، باشد تا از اين امر «فليصمه» (و هر امري) آنچه آسانست و بتوانيد، انجام دهيد و آن را تكميل نماييد. چون امر ولتكملوا بعد از امر به روزه ي ماه رمضان است كمال ظاهري آن معناي اتمام مي باشد و كمال معنوي آن، انجام با شرايط وآداب آن است تا با گذشت ايام اراده ي ايمانى، حاكم بر انگيزه ها و شهوات گردد و انسان را برتر آرد و اراده ي خدا ذهن را فراگيرد و ياد عظمت او، زنده و فعال گردد. يادي كه بر طريق هدايت استوار شود: ولتكبروا لله علي ماهداك و در پرتو آن، نعمت ها مشخص و شكرگزاري شود.

در روايات، منظور از تكبير در جمله: و لتكبروا لله علي ما هديكم، تعظيم و منظور از هدايت، ولايت است.

اينكه هدايت به معناي ولايت باشد از باب تطبيق كلي بر مصداق است و ممكن است از قبيل همان قسم بياناتي باشد كه نامش را تاويل گذاشته اند. چنانكه در بعضي از روايات آمده و در معناي دو كلمه ي يسر و عسر فرموده اند: يسر، ولايت و عسر، مخالفت با خدا و دوستي با دشمنان خداست.

پس معناي آيه، اين است كه خداوند را بزرگ بداري و اجلالش كنى، بخاطر آن هدايت و راهنمايي كه براي شما در دينتان بيان كرد و بخاطر آنكه به شما توفيق داد تا ماه رمضان را روزه بداريد. اين ماه مختص شما امت مسلمان مي باشد و امم ديگر از آن بي بهره اند.

بيشتر دانشمندان گفته اند كه مقصود از ولتكبرالله، تكبيرهايي است كه در شب عيد فطر وارد شده است كه اين تكبيرها بعد از چهارنماز مغرب و عشاء و صبح روز عيد ونماز عيد فطر گفته مي شود. در عيد فطر اين گونه مي گويند «الله اكبر الله اكبر لااله الاالله و الله اكبر، الله اكبر ولله الحمد، الحمد علي ماهدانا وله الشّكر علي ما اولانا»(2)

توضيح: برخي براي روز عيد اين تكبيرها را بعد از نماز ظهر و عصر روز عيد نيز ذكر كرده اند. حضرت امام خميني و آيت اللهاراكى، جزء اين دسته از فقها مي باشند. مستند اين حكم، روايتي است از قول امام صادق (عليه السلام) كه فرمود: در عيد فطر هم تكبير هست. عرضه داشتم، تكبير كه غير از روز قربان نيست. فرمود: چرا در عيد فطر هم هست، ليكن مستحب است كه در مغرب و عشاء و فجر و ظهر و عصر و دو ركعت نمازعيد گفته شود.(3)

همچنين سعيد نقاش از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده است كه فرمود: براي من در شب عيد فطر تكبير هست، اما واجب نيست، بلكه مستحب است. مي گويد، پرسيدم اين تكبير در چه وقت مستحب است؟ فرمود: در شب عيد، در مغرب و عشا و درنماز صبح و نماز عيد، آنگاه قطع مي شود. عرضه داشتم: چگونه تكبير بگويم؟ فرمود: مي گوئي الله اكبر، الله اكبر، لااله الاالله و الله اكبر، الله اكبر و لله الحمد، الله اكبر علي ماهدانا و منظور از كلام خدا كه مي فرمايد: و لتكملوا العده همين است. چون معنايش اين است كه نماز را كامل كنيد و خدا را در برابر اينكه هدايتتان كرده تكبير كنيد(4) و تكبير همين است كه بگوئيد: الله اكبر، لااله الاالله و الله اكبر، و لله الحمد. راوي مي گويد، در روايت ديگري آمده كه تكبيرِ آخر را چهار بار بايد گفت.

مرحوم علامه طباطبايي ضمن بيان دو روايت ياد شده در حل تعارض بين آن دو مي نويسد: اختلاف اين دو روايت كه يكي تكبير را در ظهر و عصر نيز مستحب مي داند و ديگري نمي داند، ممكن است حمل شود بر مراتب استحباب. يعني دومي مستحب باشد و اولي مستحب تر و اينكه فرمود: منظور از (ولتكملوا العده) اكمال نماز است. شايد منظور اين باشد، با خواندن نماز عيد، عدد روزه را تكميل كنيد و باز خود تكبيرات را بگوئيد.كه خدا شما را هدايت كرد، و اين با معنائي كه ما از ظاهر جمله ي و لتكبروالله علي ماهديكم... فهميديم منافات ندارد. براي اينكه كلام امام، استفاده ي حكم استحبابي از مورد وجوب است.(5)

شافعي معتقد است كه بايد الله اكبر را سه بارگفت و از زماني كه ماه ديده مي شود و تا زماني كه امام به نماز مي ايستد، اين تكبيرها تكرار شود. وقتي امام بيرون آمد، همراه تكبير او بايد تكبير گفت. در حالي كه در عيد قربان بايد همين تكبيرها را پشت سرِ ده نماز خواند كه اولين آنها نماز ظهر روز عيد قربان تا ده نماز بعد از آن مي باشد. كساني كه در شهرها هستند پشت سرِ ده نماز، اين تكبيرها را مي گويند و كساني كه در مني مي باشند، پشت سر 15 نماز كه اول آنها نماز ظهر عيد قربان است، اين تكبيرها را تكرار مي كنند.(6)

2- آيات 14 و 15 سوره ي مباركه ي اعلى:

در آيات مورد بحث به نجات اهل ايمان و عوامل اين نجات اشاره مي كند. نخست مي فرمايد: مسلماً رستگار مي شود كسي كه خود را تزكيه كند (قد افلح من تزكي) و نام پروردگارش را به ياد آورد و به دنبال آن نماز بخواند (و ذكر اسم ربه فصلي).

به اين ترتيب، عامل فلاح و رستگاري و پيروزي و نجات را سه چيز مي شمرد: تزكيه و ذكر نام خداوند و سپس بجا آوردن نماز. در اينكه منظور از تزكيه چيست، تفسيرهاي گوناگوني ذكر كرده اند: نخست اينكه منظور، پاكسازي روح از شرك است، به قرينه ي آيات قبل و نيز به قرينه ي اين كه مهمترين پاكسازى، همان پاكسازي از شرك است. ديگر اينكه منظور، پاكسازي دل از رذائل اخلاقي و انجام اعمال صالح است، به قرينه ي آيات فلاح در قرآن مجيد، از جمله آيات آغاز سوره ي مؤمنون كه فلاح را در گرو اعمال صالح مي شمرد. و به قرينه ي آيه 9 سوره شمس كه بعد از ذكر مسئله ي تقوي و فجور مي فرمايد: قدافلح من زكيها: رستگار شد كسي كه نفس خود را از فجور و اعمال زشت پاك كرد و به زينت تقوي بياراست.

ديگر اينكه منظور، زكات فطره در روز عيد فطر است كه نخست بايد زكات را پرداخت و بعد نماز عيد را بجا آورد.

قابل توجه اين كه: در آيات فوق نخست، سخن از تزكيه و بعد ذكر پروردگار و سپس نماز است.

به گفته ي بعضي از مفسران، مراحل عملي مكلف، سه مرحله است: نخست ازاله ي عقائد فاسده از قلب. سپس حضور معرفه الله و صفات و اسماء او در دل و سوم اشتغال به خدمت. آيات فوق در سه جمله ي كوتاه، اشاره به اين سه مرحله كرده است.

اين نكته نيز قابل توجه است كه نماز را فرع بر ذكر پروردگار مي شمرد. اين به خاطر آن است كه، تا به ياد او نيفتد و نور ايمان در دل او پرتوافكن نشود، به نماز نمي ايستد. به علاوه، نمازي ارزشمند است كه توأم با ذكر او و ناشي از ياد او باشد و اين كه بعضى، ذكر پروردگار را تنها به معني الله اكبر يا بسم الله الرحمن الرحيم كه در آغاز نماز گفته مي شود تفسير كرده اند كه در حقيقت بيان مصداق هايي از آن است.

همان طور كه مي دانيم، وظيفه ي پيغمبر تزكيه است. دلهاي مستعد و حق طلب و حقيقت خواه آيات را مي شنوند، متاثر مي شوند، مي پذيرند و مي گروند و دل هايشان از نجاست شرك، با آب توحيد، پاك و پاكيزه مي شود.

و ذكر اسم ربه فصلي (اسامي پروردگار همگي اوصاف ذات مقدسش هستند) ذكر ممكن است به زبان باشد، مثل معني رحمن و رحيم و آثار رحمت واسعه ي خداوند در همه ي كائنات و در وجود خودمان بينديشيم. توجه به معاني رحمت و علو و عظمت خالق و رازق بودن قادر متعال، قهراً و قطعاً، خضوع و خشوع مي آورد. برجسته ترين نمونه ي اظهار خشوع، نماز است. ببينيد چگونه در سه كلمه، جميع مراحل را جمع فرموده است:

1- پاك شدن از شرك و اخلاق رذيله به توحيد و ايمان و باور داشتن اصول عقايد (تزكي)

2- در آثار قدرت و حكمت پروردگار و نعمتهاي مادي و معنوي و جسمي و روحي انديشيدن. زيرا كه هر ساعتي از اين تفكر، بهتر از هفتاد سال عبادت است. علاوه بر اين ذكر قلبى، با زبان نيز كلمه شهادت گفتن (وذكراسم ربه).

3- اظهار شكستگي و فروتني و كوچكي در پيشگاه پروردگار نمودن و به عبادت و پرستش پرداختن (فصلي).

هركس اين سه مرحله را پيمود به سرمنزل فلاح و رستگاري مي رسد و اين است معني «قد افلح من تزكي».

عده اي براساس روايات رسيده معتقدند كه منظور از «تزكي» دادن زكات فطره و خواندن نماز عيد است.(7) بعضي نيز تزكيه را در اينجا، به معني دادن صدقه ي مالي دانسته اند. مهم اين است كه تزكيه، معني وسيعي دارد كه همه ي اين مفاهيم را در بر مي گيرد. هم پاكسازي روح از آلودگي شرك و هم پاكسازي از اخلاق رذيله و هم پاكسازي عمل از محرمات و هرگونه ريا و هم پاكسازي مال و جان به وسيله ي دادن زكات در راه خدا. زيرا طبق آيه ي اخذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزكيهم بها (از اموال آنها صدقه اي (زكات) بگير تا آنها را به وسيله ي آن پاكسازي و تزكيه كني)، دادن زكات سبب پاكي روح و جان است. بنابراين، تمام تفسيرها ممكن است درمعني گسترده ي آيه جمع باشد.

چند روايت كه در ذيل اين روايت آمده است را مرور مي كنيم: عبدالله بن مسعود گفته است كه مقصود از آيه ي «ذكراسم ربه فصلي» آن است كه انسان زكات مال خود را بدهد و نماز را اقامه كند و بر اين اساس مرتباً مي گفت: «رحم الله امراء تصدق ثم صلي» يعني خدا بيامرزد كسي را كه صدقه بدهد و نماز بخواند. سپس آيه ي ياد شده را تلاوت كرد.

عده اي ديگر گفته اند، منظور از صدقه، همان زكات فطره است كه در اول ماه شوال پرداخت مي شود و تكبيرهاي روز عيد و نماز عيد فطر را نيز شامل مي شود. حضرت به عبدالله بن عمر نافع مي گفت: آيا صدقه داده اى؟ اگر پاسخ مي داد بله، صدقه داده ام، به وي مي گفت: پس بيا به مصلي برويم و نماز بخوانيم و اگر پاسخ مي داد: صدقه نداده ام، به او مي گفت: صدقه بده تا به مصلي برويم و نماز بخوانيم. سپس آيه ي ياد شده را تلاوت مي كرد.

ابوخالد گفت: نزد ابوالعاليه رفتم، به من گفت، روز عيد، قبل از آن كه براي نماز بروى، به اينجا مي آيى؟ پاسخ دادم: بله. وقتي روز عيد فرا رسيد، به نزد وي رفتم. از من پرسيد: آيا افطار كرده اى؟ پاسخ دادم: بله. پرسيد: آيا غسل كرده اى؟ گفتم: بله. گفت: آيا صدقه داده اى؟ گفتم: بله. گفت: تو را به اين خاطر به اينجا فراخوانده ام كه در ابتدا اين اعمال را انجام دهي و پس از آن به مصلي بروى. آنگاه اين آيه را خواند و گفت، مردم مدينه هيچ صدقه اي را برتر از آن نديدند كه كسي به كس ديگر آب دهد.(8)

شخصي از امام صادق(ع) پرسيد معناي آيه ي قد افلح من تزكي چيست؟ فرمود: اين است كه هركس زكات فطره بدهد، رستگار مي شود. پرسيد معناي آيه ي «و ذكر اسم ربه فصلي» چيست؟ فرمود اين است كه (براي نماز عيد) به سوي جبانه برود و نماز بخواند و منظور از جبانه، صحرا است.(9)

رسول خدا(ص) همواره در روزهاي عيد فطر، قبل از رفتن به مصلى، فطره را تقسيم مي كرد و اين آيه را مي خواند: «قد افلح من تزكي و ذكر اسم ربه فصلي»(10)

 

آداب نماز عيد

خداوند متعال در فرازي از آيه ي 31 سوره ي اعراف مي فرمايد: «خذوا زينتكم عند كل مسجد...» يعني هنگام رفتن به مسجد زينتهاي خود را برداريد. اين خطاب به همه ي فرزندان آدم به عنوان يك قانون هميشگي كه شامل اعصار و قرون مي شود كه زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشيد.

اين جمله مي تواند هم اشاره به زينتهاي جسماني باشد كه شامل پوشيدن لباسهاي مرتب و پاك و تميز و شانه زدن موها و به كاربردن عطر و مانند آن مي شود و هم شامل زينت هاي معنوى. يعني صفات انساني و ملكات اخلاقي و پاكي نيت و اخلاص. و اگر مي بينيم در بعضي از روايات اسلامي تنها اشاره به لباس خوب يا شانه كردن موهاشده و اگر مي بينيم تنها سخن از مراسم نماز عيد و نماز جمعه به ميان آمده است، دليل بر انحصار نيست، بلكه هدف بيان مصداقهاي روشن است و همچنين اگر مي بينيم كه در بعضي ديگر از روايات، زينت به معني رهبران و پيشوايان شايسته تفسير شده، دليل بر وسعت مفهوم آيه است كه همه زينتهاي ظاهري و باطني را دربر مي گيرد.

در كتاب المقنع گفته است: «سنت در افطار عيد قربان اين است كه بعد از نماز انجام شود و درعيد فطر قبل از نماز.(11)

از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود: اگر در روز عيد فطر براي رسول خدا(ص) عطر مي آوردند اوّل به زنان خود مي داد.(12)

 

پي نوشت

1- تفسير نمونه، ج5، ص 131.

2- تفسير ابوالفتوح رازى، ج2، ص 18.

3- مستدرك الوسائل، جلد6، صفحه 137، ح 6639.

4- وسايل الشيعه، ج 7، ص 455، الكافى، كلينى، ج 4، ص166.

5- الميزان، علامه طباطبايى، ج2، ص 28.

6- تفسير ابوالفتوح رازى، ج 2، ص 68.

7- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 93، ص 104، ح 3.

8- تفسير ابوالفتوح رازى، ج 12، ص 62.

9- من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج 1، ص 501، ح 1474.

10- تفسير الميزان، ج 20، ص 271.

11- همان، ج 6، ص 337.

12- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 174، ح 2055.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/18ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

عيد فطر

بازگشت انسان به فطرت پاک خود

آمدن عيد يادآور جشن و شادماني است. عيد غبار غم از دل زدودن است و شادي و شعف را به خانه دل دعوت کردن. عيد فطر بهار دل‏هاي مؤمناني است که در ماه رمضان به غبارروبي خانه دل پرداخته‏اند و ياد و نام محبوب را زينت دل خود ساخته‏اند.

واژه «عيد» از ريشه «عود» است، به معناي بازگشت، و عيد فطر روزي است که انسان به فطرت پاک خود باز مي‏گردد.

 

روز پاداش و رحمت

عيد روزي است که خداوند آن را از ميان ديگر روزها برگزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته است و اجازه فرموده تا در اين روز بر خوان کرم او گرد آيند، عذر تقصير به درگاه او آرند و آرزوهاي خويش از او خواهند. نيز از آنان خواسته است که در اين روز بخشايش او را چشم داشته باشند و از رحمت پروردگار خويش نااميد نگردند.

 

عيد در فرهنگ اسلامي

در فرهنگ اسلامي عيد وقتي است که فضل خداوند شامل فرد يا جامعه‏اي شود که که از رهگذر آن موفق به پياده کردن ارزش‏هاي الهي شود. قهرا در آن هنگام شادي کردن و جشن گرفتنْ خجسته، مبارک و خدايي خواهد بود. ولي اگر اظهار سرور و شادماني صرفا بر اساس امور دنيايي باشد، خالي از برکت است. قرآن مجيد در جايي که از شهيدان ياد کرده، به واسطه اينکه مشمول فضل و رحمت الهي قرار گرفته‏اند، آنان را هميشه خوشحال و مسرور معرفي کرده است.

 

عيد فطر، تجلي رمضان

انسان مؤمن پس از يک ماه توجه به خداوند و گزاردن تکاليف الهي، درک شب‏هاي پرفيض قدر و بريدن از تعلقات دنيوي احساس سبکبالي مي‏کند و روح خويش را آماده رسيدن به کمالات مي‏بيند. از اين رو به شکرانه اين توفيق دل او شادمان و مسرور است.

 

باران رحمت الهي

در روز عيد بندگان نبايد نااميدي به خود راه دهند؛ بلکه بايد به فضل و بخشش خداوند اميدوار باشند؛ اگرچه خود صالح و پيراسته نباشند با صالحان و پيراستگان همراه شوند؛ چشم به کرم خدا دوزند و به نماز ايستند، و از خداوند بخواهند که باران رحمت بي‏حسابش را بر کويرستان دلشان ببارد؛ چرا که در چنين روزهاي ويژه‏اي بخشش خداوند ويژه است.

 

لذت قرب پس از سختي

خوشحالترين افراد در روز عيد، متقين و مؤمناني هستند که از لذت دعوت خدا سرمست شدند، رنج گرسنگي و شب‏زنده‏داري را از ياد بردند و نداي حق را عاشقانه لبيک گفتند و با شور و اشتياق حجاب‏ها را از ميان برداشند و در کنار انبيا و اولياي الهي جام وصل نوشيدند.

 

عيد واقعي

حضرت علي(ع) در يکي از اعياد فطر چنين فرمودند: «اين روز، تنها عيدِ کسي است که خداوند روزه‏اش را پذيرفته و نماز او را ستوده است و هر روز که خدا را در آن معصيت نکنند، آن روز عيد است». اين نکته رمز تشريع عيد فطر و عيد قربان است و آن، اين است که بعد از طي مرحله‏اي تربيتي، مسلمانِ صابر با روحي لطيف و آماده اين روز را جشن مي‏گيرد. و به راستي چقدر زيباست حالت انساني که از گناهان بپرهيزد و جهت زندگي‏اش رهنمودهاي الهي باشد. اگر چنين حالتي عموميت پيدا کند، يقينا جامعه انساني مدينه فاضله مي‏شود و هر روز، عيد خواهد بود.

 

ناله از فراق ماه رمضان

امام سجاد(ع) در وداع ماه رمضان مي‏فرمايد: «ما کسي را وداع مي‏کنيم که رفتنش براي ما بسيار گران و سخت است و ما را غمگين مي‏کند؛ ماهي که شب و روزش رحمت بود». بزرگان گفته‏اند: پس از عيد فطر، شش روز از اوايل ماه شوال را به عنوان بدرقه روزه بگيريد؛ زيرا اگر کسي بخواهد دوست عزيزي را بدرقه کند، چند قدم به همراه او مي‏رود. ماه رمضان آن‏قدر براي اولياي خدا عزيز و مهربان بود، که وقتي اين ماه به پايان مي‏رسيد اولياي خدا احساس غربت مي‏کردند.

 

استهلال، اولين هنگامه عيد

عيد فطر از جلال و عظمت خاصي برخوردار است و يکايک لحظات آن شيرين و پرمعناست. اولين لحظه عيد فطر «استهلال» يعني سعي در رؤيت هلال ماه شوال است که روزه‏داران پيش از غروب آخرين روزه ماه مبارک رمضان، با چشم دوختن به افق‏هاي زيباي طبيعت الهي، در تب و تاب يافتن هلال ماه هستند؛ نوري آسماني که فرا رسيدن شوال را خبر مي‏دهد.

 

عيد فطر يادآور حج

صحنه خارج شدن بندگان صالح خداوند براي اقامه نماز در روز عيد به همراه تکبير و تهليل آنان بسيار زيبا و تکان دهنده است. جمعيت از هر سو چون رود در حرکتند و چون به محل اقامه نماز مي‏رسند، همچون دريايي مواج و خروشانْ عظمت مي‏يابند و به راستي مراسم نماز عيد، مراسم حج و طواف خانه خدا را تداعي مي‏کند که حاجيان، لبيک گويان به سوي محبوب مي‏شتابند.

 

عيد فطر در کلام امام خميني(ره)

عيد ماه مبارک رمضان، عيد وصال است. ما در اين ماه مبارک هرچه قصور کرده باشيم، در اين روز مبارک از او عيدي مي‏خواهيم.

روز عيد فطر براي روزه داران روز لقاء اللّه است و فطر روزي است که خداوند تعالي براي مسلمين عيد قرار داده تا روش خود را در مقابل اسلام و مقابل دشمنان خونخوار آن بيابند.

 

عيد فطر از ديدگاه مقام معظم رهبري(مدظله العالي)

خداي متعال، مراسم با عظمت اين ماه را اين‏گونه مقرّر فرموده است که به آساني و سادگي پايان نپذيرد. در پايان ماه که ماه عبادت است، روزي را قرار داده است که روز عيد باشد؛ روز اجتماع باشد؛ روز بزرگي باشد؛ برادران مسلمان به هم تهنيت بگويند؛ موفقيت‏هاي ماه رمضان را قدر بدانند؛ ميان خود و خدا محاسبه کنند و آنچه را که در اين ماه شريف ذخيره آنها شده است، براي خودشان حفظ کنند. آن روز، روزِ عيد فطر است.

ماه رمضان و عيد فطر هنگامي مبارک خواهد بود که مسلمانان بتوانند از اين فرصت براي خودسازي و به وجود آوردن حيات طيبه در نفس خويش استفاده کنند و اصلاً از ديدگاه اسلام، همه فرايض، احکام، تکاليف، واجبات، مستحبّات و احکام اجتماعي و فردي، مقدمه‏اي براي تسلط بر نفس و زنده شدن روح انساني در آحاد بشر است.

 

شِکوه از جدايي مول

شايسته است که مؤمنان در اين روز از غم فراق مولايشان شکوه کنند و ناله سر دهند. با صاحبشان به نجوا بنشينند و از او بخواهند که اين شامِ تارِ هجران را به صبحِ وصال بدل کند و نقاب از چهره برگيرد؛ بايد از درد جانکاه دوري و صبوري فرياد برآورند و دعاي ندبه بخوانند.

آيا مصبيتي از اين بالاتر که از ديدار جمالِ عالم‏آراي امام و مقتداي خويش محروميم و خورشيد فروزان هدايت و ولايت در پس پرده غيب به سر مي‏برد؟

 

گردن نهادن به حکم خدا

افطار اجباري در روز عيد نشانه‏اي از اخلاص و تسليم در برابر محبوب و گردن نهادن به حکمي ديگر از احکام الهي است. نيکوست که بندگان به قصد اطاعت با يکي دو خرما افطار کنند و خويش را براي نماز عيد و حضور در محضر پروردگار با شعار «اللّه اکبر وَ لِلّه الحَمد» آماده سازند.

 

شکرانه نعمت

زکات فطر شکرانه بهره‏گيري از نعمت‏هاي الهي و توفيق گزاردن عبادت و اطاعت پروردگار است. زکات فطر هديه‏اي است به فقرا و محرومان و همچون زکات مال موجب تقرب به خداوند مي‏شود.

 

روز عيد، روز رستاخيز

حضرت علي(ع) مي‏فرمايد: «اي مردم، امروز روز پاداش نيکوکاران و زيانِ تبهکاران است و آن را شباهتي بسيار با روز رستاخيز است؛ پس هنگامي که براي نماز (عيد) بيرون مي‏رويد، خروج از قبر و روانه شدن به سوي پروردگار را به ياد آريد». اين کلام اميرالمؤمنين(ع) عظمت و جايگاه نماز عيد را روشن مي‏سازد و بندگان صالح خدا را در خروج براي نماز عيد ترغيب مي‏کند.

آماده شدن براي نماز

يکي از مهم‏ترين اعمال روزِ عيد اقامه نماز است. اگرچه ما نمي‏توانيم حق حضور در محضر خداوند را چنان که شايسته است پاس داريم، اما بايد به قدر وسع بکوشيم و از هر ادب وآييني که مي‏توانيم فرو نگذاريم. مبادا محضر خداوند را سبک بشماريم و در محضري که انبيا، اوليا، معصومين(ع)، صُلحا و شهدا همه گرد آمده‏اند، با آلودگي و غفلتِ دل وارد شويم. بايد زبان و دل را يکي کنيم؛ چرا که اگر زبان با او سخن گويد و دل و جان در گرو ديگري باشد، محبوبْ ما را از کوي خويش خواهد راند. پس مبادا هنگام نماز و راز و نياز با خداوند دل به دنيا و ظواهر آن بسپاريم.

 

دستانِ سبزِ نيايش

از مظاهر نماز عيد، ياد خدا به گونه‏اي خالصانه و عرفاني، در قنوت‏هاي پي در پي، بسيار با محتوا و متضمّن معاني بلند و عميق مي‏باشد. شايسته است که در هنگام خواندن قنوت‏ها به محتواي مخصوص آنها توجه شود: «اي خدايي که عظمت و کبريايي شايسته توست؛ و بخشش و جلال و جبروت به تو اختصاص دارد؛ و سزاوار عفو، رحمت و آمرزش گناهان هستي...»

 

تکبير گفتن از دل و جان

در نماز عيد بيش از هر نماز ديگري به تکبير توجه شده است و بايد بکوشيم تکبرمان از روي زنده‏دلي و آگاهي و از سر صدق و هوشياري باشد و از دل‏مُردگي و غفلت بپرهيزيم، تا مبادا سخن امام صادق(ع) درباره‏مان صدق کند، آنجا که فرمود: «چون بنده‏اي به زبان، تکبير گويد و خدا بداند که دلش زبانش را گواهي نمي‏کند، بر سر او فرياد مي‏کشد: دروغگو! قصد فريبم را داري؟ به عزت و جلالم سوگند تو را از شيريني يادم و از سُرُور مناجاتم بي‏بهره مي‏سازم و از قرب وصالم دور مي‏دارم».

 

ديدار معنوي

از تجليات ديگر نماز عيد، ديدار با برادران ديني است. اين ملاقات معنوي، گامي بزرگ براي تقويت اخوّت اسلامي است. در روايات آمده است هنگامي که دو نفر مؤمن با يکديگر با محبت برخورد مي‏کنند و دست مي‏دهند، گناهانشان آمرزيده شده، مشمول رحمت الهي قرار مي‏گيرند. حضرت رسول اکرم(ص) در اين زمينه مي‏فرمايند: «هرگاه دو مسلمان با هم ملاقات کنند و دست دهند، هر دو نزد خداوند عزيز هستند و کسي که خوش‏خلق‏تر باشد، عزيزتر است».

 

عيد فطر در دعاي امام سجاد(ع)

بار خدايا، بر محمد و آل او درود فرست و مصيبت و اندوهمان را به رفتن ماه ما [با خير و نيکي] عوض ده و براي ما در روز عيد و روز گشودنمان مبارک و نيکو گردان؛ و آن را از بهترين روزهايي که بر ما گذشته است قرار ده که بهترين روزها براي گذشت، و نابود کننده‏ترين روزها براي گناه باشد و گناهان پنهان و آشکار ما را بيامرز.

بار خدايا، ما در روز فطر و روز گشودنمان ـ که آن را براي اهل ايمان عيد و شادي و براي اهل دين خود، روز اجتماع و تعاون و کمک کردن به يکديگر قرار دادي ـ از هر گناهي که مرتکب شده‏ايم، يا کار بدي که پيش از اين کرده‏ايم، يا انديشه‏اي که در دل داشته‏ايم، به سوي تو، توبه و بازگشت مي‏کنيم؛ توبه کسي که رجوع به گناهي را در دل نمي‏گذراند؛ و پس از توبه در گناهي نمي‏گشايد؛ توبه خالصي که از شک و ترديد پاکيزه باشد. پس آن را از ما قبول فرما و از ما خشنود باش، و ما را بر آن ثابت قدم بدار.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/18ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

نوروز پرهيزکاران

اشاره

ماه مبارک رمضان، ماه ضيافت الهي، ماه پرخير و برکت و عيد اولياي خدا، با همه عظمت و معنويت آن به پايان مي‏رسد و ماه شوال با خاطره شکوهمند عيد فطر آغاز مي‏گردد، عيد بزرگي که تنها به خاطر انجام مأموريت و وظيفه الهي برگزار مي‏شود و مردم مسلمان جهان به شکرانه موفقيت در انجام فريضه بزرگ روزه و پيروزي بر هواهاي نفساني و وسوسه‏هاي شيطاني جشن مي‏گيرند.

خوشا به حال کساني که در پرتو ماه مبارک رمضان و در سايه پرفيض شب‏هاي قدر، با نيايش و پرستش خالصانه، دل و جانشان را از غبار آلودگي‏ها و پلشتي‏ها شست و شو داده و به پاس اين موفقيت بزرگ، عيد سعيد فطر را جشن مي‏گيرند. آنها درس‏هايي چون ايثار، نوع پروري، اخلاص و پرهيزکاري را که از مکتب انسان ساز رمضان فرا گرفته، همواره در مسير حيات خويش به کار مي‏بندند و تا عيد فطري ديگر، زندگي خود را بيمه مي‏کنند.

 

عيد واقعي

امروز، تنها براي کساني عيد است که روزه‏شان مورد پذيرش درگاه خداوندي قرار گرفته است. عيد واقعي، به پوشيدن لباس نو و آراستن ظاهري و زينت دادن خانه نيست، بلکه عيد، دگرگوني، تحول، جهاد و مبارزه با نفس در راستاي خدمت به اسلام و محرومان و نيازمندان است.

ازاين رو، از ديدگاه مکتب انسان ساز اسلام، عيد فطر، جشن پيروزي بر تمايلات نفساني و حکومت بر خواهش‏ها و هوس‏هاست. همه ما که بندگان راستين خدا هستيم، ديروز به فرمان او روزه بوديم و امروز به فرمان او افطار مي‏کنيم و اين، معناي تسليم بودن در برابر خداوند است.

 

عيد، فطر، فطريه

عيد، واژه‏اي عربي، به معناي جشن، روز جشن، فصل شادي، موسم سرور و... است. فطر هم در لغت به گشودن، باز کردن و روزه گشادن مي‏شود. عيد فطر هم به روز اول ماه شوال گفته مي‏شود که بلافاصله پس از ماه مبارک رمضان مي‏آيد و يکي از بزرگترين عيدهاي مسلمانان به شمار مي‏رود. در اين روز بر مسلمانان واجب است که فطريه پرداخت کنند. فطريه، آن چيزي است که در روز عيد فطر به صورت نقدي يا جنسي بر طبق دستور شرع به مستحقان مي‏دهند و از واجبات است.

 

آينه‏اي تمام نما

عيد فطر، آيينه‏اي است روشن و تمام نما، که در آن مي‏توان جهان بيني اسلامي را تماشا کرد. مردم مسلمان پس از يک ماه روزه داري، پايان آن ماه را که آغاز ماهي ديگر است، جشن مي‏گيرند و در اجتماع عظيم و باشکوه نماز عيد، خداي را مي‏خوانند و بر پيامبر و دودمان او درود مي‏فرستند و آراستگي به همه خوبي‏ها و رهايي از همه بدي‏ها را از او به دعا طلب مي‏کنند. مردم گويي کبوتران سپيد بال بلند پروازي هستند که پس از يک ماه پرواز در فضاي ملکوتي آسمان، اکنون دسته جمعي بر بام زمين فرود آمده‏اند. آنها از صداي گوش نواز بال هايشان که آميخته با سجع دل نشين آواز است، تصويري زيبا و جاندار از ترکيب معنويت و ماديت ترسيم مي‏کنند که روح جهان‏بيني اسلامي و جوهر آن است.

 

عيد نماز

جشن پايان ماه روزه مسلمانان، جشن شور و شادي است، اما برخلاف بسياري از جشن‏هاي جهانِ تهي از معنويت، با آلودگي و عربده کشي و مي‏گساري همراه نيست؛ بلکه جشن نماز دسته جمعي به امامت حاکم جامعه اسلامي يا نماينده اوست. در نماز جماعت اين جشن، مسلمانان دست‏ها را به دعا برمي دارند و خدا را سوگند مي‏دهند که آنان را در همه خوبي‏هايي که محمد و آل محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را در آنها داخل کرده راه دهد، و از همه بدي‏هايي که او و خاندانش را از آنها بري ساخته بيرون آورد.

اين جماعت سبک روح و دلشاد، به خطبه‏هاي امام نماز گوش مي‏دهند و در پرتو روشنايي آن نور معنوي که در يک ماه روزه‏داري به دست آورده‏اند، به واقعيت‏هاي جهان و جامعه‏اي که در آن زندگي مي‏کنند، توجه مي‏نمايند، از مشکلات خود و ديگر مسلمانان جهان باخبر مي‏شوند، دوستان و دشمنان خود را مي‏ستايند و از اين راه، در دينداري بصيرت پيدا مي‏کنند.

 

زکات فطره

خداوند در جشن معنوي فطر، به روزه گيران ماه رمضان که سر و دستار مي‏افشانند و شاد و خوشحال‏اند، دستور مي‏دهد تا دست در جيب کنند و اگر خود نيازمند و محتاج نيستند، به شکرانه، زکات دهند و براي برطرف ساختن محرومان و بينوايان قدمي بردارند. پس مسلمانان که يک ماه طعم گرسنگي را چشيده‏اند، و با معنويتي مضاعف، آماده انفاق شده‏اند، اندکي از مال خود را به نيازمندان مي‏بخشند تا کمي از گرفتاري آنها برطرف شود. در قرآن کريم هم بارها واژه صلاة يعني نماز در کنار زکات و انفاق آمده است. پس بر نمازگزاران عيد است که در کنار آن، انفاق کنند و به اين واجب الهي عمل نمايند.

 

عيد فطر در کشورهاي اسلامي

عربستان

«خدايا! در روز مبارک عيد فطر، عبادت‏هاي ما را مقبول درگاه خود قرار ده و ما را از قرار گرفتن در مسير گناه، برهان». اين دعايي است که در شب عيد فطر، درست هنگامي که هلال ماه شوال ديده مي‏شود، مسلمانان عربستان سعودي زير لب زمزمه مي‏کنند.

صبح روز عيد، مسلمانان لباس‏هاي نو بر تن کرده، براي اقامه نماز عيد فطر راهي نزديک‏ترين مسجد محل سکونت‏شان مي‏شوند. آنها پس از اداي نماز، به ديدار آشنايان خود مي‏روند و سنت نيکوي صله رحم را بجا مي‏آورند؛ زيرا بر اين باورند که در روز عيد، بايد کدورت‏ها را کنار گذاشت و دل‏ها را صاف و خالي از کينه کرد.

 

مالزي

در کشور مالزي، عيد فطر بنام «هري رايا» معروف است. در اين روز، مسلماناني که توانسته‏اند با عنايت خداوند، يک ماه تمام را روزه بگيرند و طبق دستورات الهي، گناه کمتري مرتکب شده، ثواب بيشتري در پرونده اعمال خود به ثبت رسانند، پيروزي شان را جشن مي‏گيرند. جشن هري رايا، درست از لحظه رؤيت هلال ماه شوال آغاز مي‏شود. مسلمانان مالزي، شب عيد فطر را در منازل خود سپري مي‏کنند و صبح روز عيد، اول وقت براي نماز هري رايا به مساجد مي‏روند. آنها سپس با حلقه‏هاي گل، به مزار عزيزاني مي‏روند که اين رمضان در کنار ايشان نبوده‏اند و برايشان نماز مي‏خوانند. سپس به بازديد بزرگان خانواده مي‏روند و صله رحم را به جا مي‏آورند. آنها همچنين با پخت غذاهاي مخصوص، آن را به عنوان خيرات در بين کوچه‏ها و معابر، ميان ديگران تقسيم مي‏کنند.

 

پاکستان

مسلمانان پاکستان نيز مانند ديگر کشورهاي مسلمان نشين، روز عيد را با اقامه نماز عيد فطر و صرف صبحانه‏اي ساده آغاز مي‏کنند. سپس به ديدار بزرگان خانواده مي‏روند و صله رحم را به جا مي‏آورند. البته جشن واقعي عيد فطر در پاکستان، از ظهر آن روز شروع مي‏شود. شوهرها و پدرها به فرزندان و همسرانشان عيدي مي‏دهند و خانم‏هاي خانه، غذاي خوش طعمي را که به «خرماي شيرين شده» معروف است، آماده مي‏کنند و همگي با هم به هنگام صرف ناهار، روز عيد را جشن مي‏گيرند. تعطيلات عيد فطر در پاکستان سه روز است و در آن، مدارس و اداره‏ها تعطيل مي‏شود و همه به تفريح و شادي مي‏پردازند و بيشتر وقت خود را با اقوام و آشنايان مي‏گذرانند.

 

هندوستان

مسلمانان کشور هندوستان نيز در روز عيد فطر آداب ويژه‏اي دارند. پس از نماز، بزرگترين فرد خانواده در منزل به انتظار اقوام و آشنايان مي‏ماند و براي پذيرائي از آنها، غذاي عيد فطر را تهيه مي‏کند. کوچکترها با حلقه‏هاي گل به ديدار ريش سفيد خانواده مي‏روند و ظهر عيد فطر را با هم مي‏گذرانند. در اين روز، موسيقي سنتي هندي در کوچه و بازار نواخته مي‏شود و مردم لباس‏هاي نو به تن مي‏کنند. در حقيقت نمايش نمادهاي سنت و فرهنگ اصيل هندي، بخشي از جشن عيد فطر را به خود اختصاص مي‏دهد؛ به طوري که بدون آن، عيد مفهومي ندارد و با آن، رنگ و بوي ديگري مي‏گيرد. از اين رو جشن عيد فطر، در ميان مسلمانان هندي بدليل سبک خاص فرهنگي که دارند، اندکي متفاوت است.

 

عيد فطر و نهضت امام خميني رحمه‏الله

عيد حماسه و جنبش

سال 1357، سال انقلاب و حماسه و پايان ستم پادشاهي بود که از کشته، پشته مي‏ساخت و بر مردم مظلوم ايران ستم مي‏کرد. در اين ميان، شهريور آن سال، عيد فطري در دل داشت که نماز آن با حضور ميليوني مسلمانان آزاده و مبارز به امامت شهيد آيت‏اللّه‏ دکتر مفتح رحمه‏الله، به عيد حماسه و جنبش تبديل شد و مقدمات قيام بزرگ و سترگ هفده شهريور ميدان ژاله را فراهم آورد.

 

خواست تمام ملت

حضرت امام خميني رحمه‏الله در مورد عيد فطر سال 1357 مي‏فرمايد: «فطر امسال، عيد حماسه و جنبش هر چه بيشتر تمام جناح‏هاي ملت ايران بود، روزي که رشد فکري و عملي ملت را به دنيا ثابت کرد و پوچ بودن تبليغات پردامنه مخالفين نهضت را ثابت نمود، پيوستگي تمام جناح‏ها را ثابت کرده، خواست تمام ملت را که رفتن شاه و برچيده شدن بساط ظلم و چپاول مردم مسلمان است، با کمال صراحت اعلام نمود».

 

عبارتي ارزنده

حضرت امام خميني رحمه‏الله، رهبر فقيد انقلاب در مورد عيد فطر سال 1357، از دو نوع عبادت نام مي‏برد؛ يکي عبادت خواندن نماز عيد و نزديک شدن به خدا در گفتار، و ديگري عبادت رفتاري مبارزه با استکبار جهاني و رژيم پهلوي. ايشان در اين مورد مي‏فرمايد: «مردم مسلمان ايران به دنبال برگزاري نماز عيد، دست به عبادت ارزنده ديگري زدند که آن، فريادهاي کوبنده عليه دستگاه جبار و چپاولگر براي به پاداشتن حکومت عدل اسلام است که کوشش در اين راه، از اعظم عبادات است».

 

عيد فطر از ديدگاه حضرت امام رحمه‏الله و مقام معظم رهبري

امام خميني رحمه‏الله

فطر، روزي است که خداوند متعال براي مسلمين عيد قرار داده تا با اجتماع خود در نماز و خطابه‏هاي مناسب با هر عصر، راه و روش خود را در مقابل اسلام و در مقابل دشمنان خونخوار آن بيابند.

عيد ماه مبارک رمضان، عيد وصال است.

روز عيد فطر، براي روزه داران، روز لقاءالله است.

عيد شريف فطر،عيد است براي ضيافت الله.

 

مقام معظم رهبري

روز عيد فطر، روز اتحاد و وحدت است.

عيد فطر، (روز) متصل کردن همه نيروها و قوا به يکديگر و آوردن آنها به صحنه زندگي است.

عيد فطر و نماز و توسل ما در اين روز، مظهر توحيد کلمه و کلمه توحيد است.

عيد فطر، روز طهارت و پاکيزگي است.

عيد فطر، عيد همه مسلمانان و مايه شرافت اسلام و پيامبر اسلام و عزت اسلام و ذخيره نيازمندان است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/18ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

پيام‏هايي درباره عيد سعيد فطر

عيد فطر روز تولد دوباره انسان است

عطر دل‏انگيز ايمان در دل‏ها به مشام مي‏رسد. گلبوته‏هاي صبر و مبارزه با نفس در جان‏ها شکفته مي‏شود. روز عيد فطر همه چيز رنگ و بوي خدايي دارد. هر چه اعمال نيک، تقوا و پرهيزکاري انسان بيشتر باشد، در روز عيد به خدا نزديک‏تر و عطر و بوي عيد براي او دلپذيرتر است. عيد فطر زمان شکفتن گل‏هاي ايمان در دل و جان انسان است. تحفه خداوند به مؤمناني است که با سلاخ روزه به غبارروبي خانه دل پرداخته‏اند. آنان که پليدي را از جان خود بيرون رانده‏اند و به جاي آن اخلاص و ايمان را جايگزين کرده‏اند. آري عيد سعيد فطر روز تولد دوباره انسان است.

 

رحمت خدا در روز عيد

خداوند برخي از روزها را نسبت به روزهاي ديگر پربرکت و نوراني ساخته است. زندگي انسان آميخته از خوشي‏ها و سختي‏ها و موفقيت‏ها و ناکامي‏ها است. در کنار ديگر روزها اعياد الهي مانند ستاره‏هاي زيبا مي‏درخشند.

خداوند در رو زعيد، درِ رحمت خويش را به روي تمامي بندگان مي‏گشايد از اين رو انسان‏هاي گنهکار فرصت اين را دارند تا بخشش و رحمت الهي بهره‏مند شوند. گويي روح انسان دوباره جوان مي‏گردد و رايحه خوشبوي الهي در کالبدش دميده مي‏شود.

 

ضيافت خدا

انسان مؤمن در طول ماه پربرکت رمضان فرمان خداوند را اطاعت مي‏کند، آنچه خداوند واجب کرده است مو به مو انجام مي‏دهد، رنج گرسنگي و تشنگي و تربيت نفس و عبادت حق را تحمل مي‏کند و لذت ترک گناه را درک مي‏کند. هر کس که در اين ماه در رسيدن به حق و کسب رضاي معبودگري سبقت را برده باشد، سهم بيشتري از برکات خوان گسترده عيد سعيد فطر خواهد داشت.

 

نماز عيد فطر

در روز عيد سعيد فطر، انسان با خواندن نماز پرشکوه عيد، چه معبود و ولي نعمت واقعي خويش نزديک‏تر مي‏شود. بندگان مؤمن و پرهيزکار خداوند با برآمدنِ اولين اشعه‏هاي زيباي خورشيد، مهياي برگزاري نماز پرشکوه عيد مي‏شوند. شکوه و عظمت نماز عيد دل‏هاي مؤمنان را جلا مي‏بخشد و دشمنان اسلام را خوار و ذليل مي‏سازد.

 

کمک به نيازمندان در روز عيدفطر

در روز عيد فطر مسلمانان با پرداخت زکاة فطره قبل از برگزاري نماز، علاوه بر انجام وظيفه شرعي خويش باعث ريشه‏کني فقر و رضايت خاطر برادران ديني و مسلمان خود مي‏شوند. مسلمان زکات مال خويش را براي رضاي حق و نزديکي به خدا، قبولي روزه‏هاي ماه رمضان و بيمه کردن سلامت خود و خانواده تا آخر سال مي‏پردازد.

 

گفتار حضرت علي(ع) در روز عيد فطر

خداوندان به ما رحم کن و با غفران و آمرزشت ما را ببخش که تو والا و بزرگ مرتبه‏اي. امروز روزي است که خداوند آن را براي شما مسلمانان عيد قرار داده و شما را شايسته و سزاوار اين عيد ساخته است. پس همواره به ياد خدا باشيد تا خدا نيز به ياد شما باشد.

او را بخوانيد تا اجابت کند، در اين روز سعيد زکوة فطره خويش را بپردازيد که به راستي اين سنت پيامبر شماست و از سوي پروردگار بر شما واجب شده است.

 

شبهات روز عيد فطر با مقامات اخروي در کلام حضرت علي(ع)

حضرت اميرمؤمنان(ع) در روز فطر خطبه‏اي ايراد کردند و فرمودند: اي مردم! همانا اين روز، روزي است که در آن نيکوکاران پاداش مي‏يابند و هرزه‏کاران زيان مي‏بينند. اين روز شباهت بسياري به روز رستاخيز دارد؛ پس وقتي از خانه‏هايتان به سوي مصلا مي‏رويد، روزي را ياد کنيد که به سوي پروردگارتان بيرون مي‏آييد، هنگامي که به نماز مي‏ايستيد، به ياد روزي باشيد که در پيشگاه پروردگارتان مي‏ايستيد و وقتِ بازگشتن به خانه‏هايتان به ياد روزي باشيد که به خانه‏هاي خود در بهشت باز مي‏گرديد.

 

عيد فطر، روز بخشش گناهان

عيد فطر روزي است که روزه‏داران پاداش يک ماه عبادت و کوشش خود را دريافت مي‏کنند و عيدي مي‏گيرند. پاداش روزه‏داران بخشش گناهان و خشنودي حضرت رحمان است. پس بايد به هوش باشيم که پس از پايان اين ماه مبارک در کارنامه اعمال خود جز نيکي نياريم و در زمين مصفّاي دل جز بذر خوبي نکاريم. حضرت امير(ع) مي‏فرمايند: «کمترين پاداش روزه‏داران آن است که در آخرين روز ماه مبارک رمضان فرشته‏اي آنان را ندا مي‏دهد و مي‏گويد: مژده باد بر شما اي بندگان خدا، که خداوند گناهان گذشته شما را بخشود. پس مواظب باشيد که از اين پس چه مي‏کنيد»

معنا و مفهوم عيد در فرهنگ اسلامي

مفهوم عيد در نظر بسياري از مردم فقط به معناي شادي و لهو و لعب است. اينان در روزهاي عيد جايي براي ياد خدا و امور معنوي باقي نمي‏گذارند. اما عيد در فرهنگ اسلامي مفهوم بلند و والايي دارد. در فرهنگ غني اسلامي روزهاي عيد علاوه بر شادي و شادماني آميخته با امور معنوي و ياد خداست و در حقيقت اعياد برخواسته از آيين‏هاي ديني و مذهبي است. امام علي(ع) درباره عيد فطر فرمودند: «اين عيد براي کسي عيد است که خداوند نماز و روزه‏اش را پذيرفته باشد». حضرت در ادامه، رابطه زيبايي ميان گناه نکردن و روزه‏هاي عيد بيان کردند و فرمودند: «هر روزي که در آن نافرماني خدا نکنيم، آن روز عيد است»

 

گفتاري از امام حسن(ع) درباره عيد سعيد فطر

امام حسن(ع) در روز عيد فطر بر گروهي گذشت که سرگرم بازي و خنده بودند. بالاي سرشان ايستاد و فرمود: خداوند ماه رمضان را ميدان مسابقه خلق خود قرار داد تا با طاعت و اطاعت از او و جلب خشنوديش از همديگر پيشي گيرند؛ گروهي پيشي گرفتند و کاميابي يافتند و گروهي وا ما ندند و ناکام شدند. در چنين روزي که نيکوکاران پاداش مي‏گيرند و هرزه‏کاران زيان مي‏بينند، بسيار مايه تعجب است که کسي به خنده و بازي و بي‏خبري مشغول باشد. به خدا سوگند اگر پرده کنار رود، خواهند دانست که نيکوکار به نيکوکاري خود مشغول است و بدکار به بدکاري خود. سپس حضرت به راه خود ادامه داد و رفت.

 

گفتار رسول خدا(ص) درباره عيدهاي فطر و قربان

شايد هيچ جامعه و گروهي نباشد که ايام خاصي به عنوان عيد نداشته باشند، اما معني عيد در ميان اقوام و فرهنگ‏ها يکسان نيست. در برخي از جوامع روزهاي عيد، صرفا روزهاي شادي و تفريح است؛ از سوي ديگر، در برخي از فرهنگ‏ها اعياد به نوعي با دين و معنويت ارتباط دارند، يا اصلاً خواستگاه مذهبي و آييني دارند. در فرهنگ اسلامي اعياد، يوم اللّه هستند و ارتباط تنگاتنگي با دين و مذهب دارند. پيامبر خدا(ص) مي‏فرمايند: زماني که وارد مدينه شدم، اهالي آن شهر از زمان جاهليت دو روز داشتند که طي آن دو روز به بازي و تفريح مي‏پرداختند. خداوند به جاي آن دو روز، دو روز بهتر به شما داد: روز فطر و روز قربان.

 

زينت عيد

براي هرچيزي زينتي است؛ چنانکه حضرت امير فرموده‏اند: زينت حکمت، پارسايي، زينت دانش، بردباري، زينت پرستش، حضور قلب و خشوع و زينت پادشاهي و حکومت، عدالت و دادگري است. در روزهاي عيد هم اعمال و آيين‏هايي هست که موجب زينت يافتن و آراسته شدن آن روزهاست؛ از جمله پيامبر اکرم(ص) مي‏فرمايند: عيدهاي خود را با گفتن اللّه اکبر آذين بنديد. و نيز مي‏فرمايند: عيدهاي فطر و قربان را با جملات لااله‏الااللّه و اللّه اکبر و الحمدللّه و سبحان اللّه آذين بخشيد.

 

اعمال روز عيدفطر

عيد سعيد فطر از بزرگ‏ترين و مهم‏ترين اعياد اسلامي است. از جمله اعمالي که براي اين روز ذکر کرده‏اند، غسل کردن، جامه نو پوشيدن و عطر زدن و زيارت حضرت سيدالشهدا(ع) است. همچنين خواندن نماز عيد که فضيلت بسيار دارد و اينکه روزه‏دار پيش از نماز عيد افطار کند. پرداخت زکات فطره ـ و حتي جدا کردن آن از قبل ـ هم از اعمال اين روز گرامي است. پرداخت زکات فطره به مستمندان، در صورت تحقق شروط آن، از واجبات موکّد است؛ زيرا علاوه بر منافع اجتماعي و اقتصادي که دارد، سبب قبولي روزه و بيمه‏شدن جسم و جان در برابر پيش‏آمدهاي ناگواري مي‏شود که ممکن است تا سال آينده براي فرد ونزديکانش پيش آيد.

 

خطبه حضرت امير(ع) در روز عيد فطر

حضرت امير(ع) پس از نماز عيد سعيد فطر خطبه مي‏خواندند و در آن، پس از حمد و ستايش خداي متعال و بيان نعمت‏هاي او و نيز درود و سلام بر رسول خدا و خاندانش و سفارش به تقواي الهي مي‏فرمودند: خداوند ما و شما را در زمره کساني قرار دهد که بدو اميدوار و از او هراسناکند. بدانيد اين روز که خداوند آن را براي شما عيد قرار داده و شما را سزاوار بهره‏مندي از آن دانسته، براي آن است که نام او را بر زبان آريد تا خدا هم شما را ياد کند. او را به نيايش ياد کنيد تا شما را پاسخ گويد. زکات فطرة خود را بپردازيد که سنت پيامبر و تکليفي از سوي خداست. هر کس بايد به نام خود و خانواده‏اش، مرد و زن و کوچک و بزرگ، يک صاع گندم يا خرما يا جو بپردازد. ...خداوند همه ما را از گناه باز دارد و آخرتمان را از دنيايمان نيکوتر گرداند.

 

عيد فطر، عيد فطرت

رمضان به پايان رسيد و اينک روزي است که بايد نتيجه يک ماه روزه و عبادت را جشن گرفت و چه نتيجه‏اي زيباتر از اين که غنچه‏هاي فطرت انسان در سپيده عيد فطر، شکوفا شود و جان انسان در فضاي معطرش به پرواز درآيد. عيد فطر، عيد فطرت است. روزي است که انسان به فطرت پاک خود باز مي‏گردد و به شکرانه اين بازگشت، به ستايش باري تعالي به جشن و سرور مي‏پردازد.

 

جشن قرب به خدا

عيد فطر، روز جشن است، جشن نزديکي و قرب به بارگاه الهي، جشني که به مناسبت پايان يک ماه عبادت مخلصانه برگزار مي‏شود. به راستي که عيد فطر، روز بازگشت به فطرت، بازگشت به خدا، اتصال به آسمان و مروج به عرش اعلي است. عيد فطر نمادي از پرواز انسان به ملکوت معنويت است.

 

نماز عيد، سرچشمه نور

نماز پرشکوه و دشمن‏شکن عيد فطر، سرچشمه‏اي از انوار پربرکت الهي است. انسان، جان و روح خود را در زلال آن مي‏شويد و به فطرت پاک خود باز مي‏گردد. صفوف به هم پيوسته در نماز عيد، نشاني از وحدت امت اسلامي است که مؤمنان در آن دوشادوش يکديگر به ستايش حق‏تعالي مي‏ايستند و نعمت‏هاي بيکرانش را سپاس مي‏گويند.

 

خطبه‏هاي معنوي

خطبه‏هاي نماز عيد فطر، عالي‏ترين و بهترين درس‏هاي معنوي را به نمازگزاران مي‏آموزد. خطبه‏هاي نماز عيد دعوت مردم به وحدت و يکرنگي است. فراخواني است براي درک و نشر فضايل اسلامي. کلاس درسي است که مسلمانان با جان و دل در آن شرکت مي‏جويند و از تعاليم آسماني‏اش بهره مي‏گيرند.

 

روز بازگشت به خدا

امام سجاد(ع)، روز عيد فطر را روز بازگشت به خداوند مي‏دانند و مي‏فرمايند: «خداوندا، در روز عيد فطر که آن را براي اهل ايمان، روز عيد و شادي قرار دادي و براي اهل دين خود، روز اجتماعي و همياري مقرر فرمودي، ما به سويت باز مي‏گرديم و از گناهانمان آمرزش مي‏طلبيم».

زکات فطره، هديه‏اي به محرومان

امام صادق(ع) مي‏فرمايند: «کسي که روزه مي‏گيرد ولي زکات فطره نمي‏پردازد، روزه او پذيرفته نمي‏شود.» از اين جمله گهربار امام صادق(ع)، به اهميت زکات فطره پي مي‏بريم.

زکات فطره، هديه‏اي است که انسان مؤمن به شکرانه يک ماه عبادت حق‏تعالي و بهره بردن از نعمت‏هاي آسماني، به محرومان و نيازمندان پرداخت مي‏کند و با اين کار از خداي بزرگ مي‏خواهد که جان و مال او را از گزند هرگونه آفت و بيماري، به دور دارد و ديگران را هم امکان بهره بردن از نعمت‏ها روزي کند.

 

روز اعطاي جوايز و پاداش

روز عيد فطر، روزي است که از سوي خداوند متعال، ميان مؤمنان جوايزي تقسيم مي‏کنند. مؤمناني که در ماه مبارک رمضان، براي رضاي خداوند روزه گرفته‏اند، در اين روز منتظر دريافت پاداش‏اند. حضرت علي(ع) در يک روز عيد فطر و در خطبه نماز، فرمودند: «روز عيد فطر، روزي است که نيکوکاران پاداش مي‏گيرند و گناهکاران زيان مي‏بينند.» به راستي چه پاداشي براي مؤمنان بهتر از اين که گناهان‏شان بخشوده شود و غرق رحمت خداوند شوند.

 

عيد فطر از ديدگاه امام حسين(ع)

روزي امام حسين(ع) عده‏اي را ديدند که در روز عيد فطر، سرگرم بازي‏هاي بيهوده و خنده‏هاي بلند سر مي‏دادند. حضرت لحظه‏اي در کنارشان ايستادند و سپس فرمودند: خداوند ماه رمضان را صحنه مسابقه بندگان‏اش قرار داد. روزي که بندگان بايد با فرمان بردن از او و جلب خشنودي‏اش از يکديگر پيشي بگيرند. در اين روز عده‏اي سبقت گرفته، پيروز مي‏شوند و عده‏اي نيز شکست مي‏خورند. تعجب مي‏کنم از کساني که در اين روز، که نيکوکاران پاداش و باطل پيشگان زيان مي‏بينند، به بازي و خنده مي‏پردازند.

 

حيات طَيبه

عيد فطر فرصتي است براي آنکه انسان بتواند براي خود زندگي پاک و سالمي به وجود آورد. مقام معظم رهبري در اين‏باره مي‏فرمايند: «ماه رمضان و عيد فطر هنگامي مبارک خواهد بود که مسلمانان بتوانند از اين فرصت براي خودسازي و به وجود آوردن حيات طَيبه در نفس خويش استفاده کنند و اصلاً از ديدگاه اسلام، همه فرايض، احکام، تکاليف، واجبات، مستحبات و احکام اجتماعي و فردي، مقدمه‏اي براي تسلط بر نفس و زنده شدن روح انساني در آحاد بشر است..

 

شب عيد فطر، مانند شب قدر

شب عيد فطر، شب نزول رحمت الهي است. شبي است که گناهان انسان آمرزيده مي‏شود. در روايات آمده است که فضيلت اين شب از شب قدر کمتر نيست. شب عيد فطر، شبي است که خداوند عطايا و پاداش‏هاي خود را به مؤمنان روزه‏دار مي‏دهد. غسل کردن، زيارت امام حسين(ع)، خواندن دعاها و به‏جا آوردن نمازهاي مستحب از جمله اعمال اين شب عزيز است.

زهرا حنيف زاده و سيدرضا باقريان‏موحد - گلبرگ، شماره 9

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/18ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
شب قدر امسال هم گذشت .آیا توانستیم با دعا ونیایش به قدرمان تقدیر بزنیم ؟دراین شب به یقین ملائکه به زمین آمدند"تنزل الملائکه والروح"خبر راستین است .برخی از اولیاء الهی این نزول را حس می کنند .خضوع وخشوع وگریه های نمازهای شبانه ومناجاتهای مخصوص این ماه بی نظیر است .کدام مذهبی این همه منابع عرفان غنی دارد ؟غیر مکتب اهل بیت چه دارد ؟کدام رهبری کتاب صحیفه ومناجات ابوحمزه دارد؟کی مثل علی دعا به کمیل آموخته که سیر سلوک است وقرائتش از قبرها رفع عذاب می کند ؟کدام رهبر وپیشوایی است که زیارت نامه اش رفع عذاب قبر از مردگان می کند؟غیر ازحسین این چنین رهبری یافت می شود ؟حسین کیست؟ قدر وارزشها دراین مسائل است کافی با اخلاص چهل روز زیارت عاشورا بخوانید تا ببینید که قدر شما چگونه از بدی به خوبی تحول می کند.قدر شیعه در زیارت حسین وزیارت جامعه وزیارت اهل بیت است ؟اگردرد داری بروزیارت امام رضا(ع)چه درد معنوی وچه درد مادی !مشگل گشاست چون پسر باب الحوائج است !امتحان کن !در علی بن موسی را نیز به گدایی بزن !چه درها که برای نیازهایمان زده ایم !وازاین در غافل مانده ایم!شب قدر ما همین مسئله ومعرفت قدر است وقدردانی !مشگل ما این است که شبهای قدرمان را نشناختیم !ملائکه به چه روی وبه چه کسی نازل می شوند؟وبرای چه امری؟مقدرات امر به دست خدا ست بی تردید معصومان جایگاهی بزرگ درپیش اودارند.شب قدر شب رسیدن به تقدیر است وتقدیر قدردانی ومرحله ای از عبودیت وبندگی ورسیدن به آن است که ژیامبر واهل بیت اورسیده اند "سر "قل لا اسئلکم اجرا الاالموده فی القربی "را تاکنون شناخته ایم ؟چرا اجر ومزد رسالت عشق به آل پیامبر"صل الله علیه وآله "باشد؟
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/06/14ساعت 1:43 قبل از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

شهادت حضرت علي عليه‏السلام

محبت اهلِ بيت

رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله گفت با اميرالمؤمنين عليه‏السلام که: يا علي! خداوندِ عالميان عرضه کرد محبّت ما اهل بيت را بر آسمان‏ها و زمين، پس اوّل چيزي که قبول کرد و اجابت نمود، آسمان هفتم بود؛ پس خداوندِ عالميان آن را مزين ساخت به عرش و کرسي؛ بعد از آن آسمان چهارم قبول کرد؛ پس مزين ساخت آن را به بيت المعمور؛ پس آسمان اول قبول کرد، پس مزين ساخت آن را به ستارگان. بعد از آن، زمين حجاز اجابت نمود؛ حق تعالي آن را مُشَرّف ساخت به خانه با حرمت و عزّت يعني کعبه معظّمه؛ بعد از آن زمين شام قبول کرد؛ پس او را زينت داد به بيت المُقدّس؛ بعد از آنْ زمين مدينه مشرّفه قبول کرد؛ پس آنْ را شرف و منزلت کرامت کرد به قبر من؛ بعد از آنْ زمين کوفه قبول کرد؛ و حق سبحانه و تعالي آن را مشرف ساخت به قبر تو يا علي!

* * *

حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمود: يا رسول اللّه‏! من در کوفه عراق مدفون خواهم شد؟ حضرت فرمودند که: بلي، يا علي! شهيد خواهي شد و مدفون خواهي شد در صحراي پشت کوفه و تو را خواهد کشت بدبخت‏ترينِ اين امّت.

خبر داد مرا امام جعفر صادق عليه‏السلام که چون هنگام اين شد که طاير روح مقدّس حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام به رياض قدس پرواز کند، به حضرت امام حسن و امام حسين ـ صلوات اللّه‏ عليهما ـ فرمودند که: چون من به دارِ وصال ارتحال نمايم مرا غسل نمائيد و کفن کنيد و مرا در تابوت گذاشته، برداريد عقب تابوت را که پيش تابوت را ملائکه برخواهند داشت.

پس آن حضرت فرمود که: چون مرا خواهيد بردْ به قبري خواهيد رسيد آمادهْ لَحَد ساخته و خشت در آن چيده. پس مرا در لحد گذاريد و خشت بر من بچينيد و چون خشت‏ها را گذاريد، يک خشت از بالاي سرمن برداريد و گوش بدهيد به هاتفي که ندا خواهد کرد.

پس چون حَسَنَين به اوامر آن حضرت عمل نموده، آن حضرت را دفن نمودند و خشت بر لحد چيدند، يک خشت از جانب سر برداشتند؛ در قبر چيزي نديدند و قبر را خالي يافتند. در آن حالت هاتفي آواز داد که حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام بنده صالح و نيکوکردارِ خداوندِ عالميان بود. حق تعالي او را به پيغمبر خود ملحق ساخت.

* * *

روايت کرده است به اسناد خود از ام کلثوم، دختر حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام که او گفت که: آخر سخني که پدرم به برادرانم، حضرت امام حسن و امام حسين عليهماالسلام گفت اين بود که: اي فرزندان! چون من از دنيا رحلت نمايم، مرا غسل دهيد و جسد مرا خشک کنيد از بُردِ يمَني که رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و فاطمه عليهاالسلام را از آن خشک کرديد و مرا در تابوت گذاشته بر من بپوشانيد؛ پس نظر کنيد هرگاه جلو تابوت بلند شود، عقب آن را برداريد.

ام کلثوم گويد که: بيرون آمدم که تشييع جنازه پدر خود کنم. چون به نجف اشرف رسيديم، طرف سرِ تابوتْ ميل به زمين کرد، پس عقب تابوت را بر زمين گذاشتند. پس حضرت امام حسن عليه‏السلام کلنگي گرفتند و به ضرب اوّل که زدند شکافته شد قبر کنده‏اي و در آن جا تخته‏اي بود و بر آن نوشته بود دو سطر که مضمونش اين بود: بسم اللّه‏ الرّحمن الرّحيم؛ اين قبريست که کنده است و مقرر ساخته است نوحِ پيغمبر از جهت علي وصي محمّد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله پيش از طوفان به هفتصد سال.

ام کلثوم گويد که چون قبر را درست کردند شکافته شد و ندانستيم که آن حضرت زمين را شکافت و بيرون رفتند يا آن حضرت را به آسمان بردند. آن گاه شنيديم که هاتفي ما را تعزيه داد و گفت: خدا شما را صبر نيکو کرامت فرمايد در مصيبت سيد و بزرگ شما و حجّت خداوند عالميان بر خلايق.

* * *

و گويند که چون بدبخت‏ترينِ پيشينيان و پَسينيان، ابن ملجم ـ عليه اللّعنه ـ حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام را ضربت زد؛ حضرت امام حسن عليه‏السلام از پدر عالي مقام پرسيد که ابن ملجم را بکشم؟

حضرت فرمودند: نه، او را حبس کن و بعد از فوت من او را بکش. چون رحلت نمايم مرا دفن کنيد در پشت کوفه در قبر دو برادرم حضرت هود و حضرت صالح.

امام محمد باقر عليه‏السلام فرمود که: پدرم علي بن الحسين عليه‏السلام بعد از واقعه کربلا، خيمه‏اي در صحرا زدند و چند سال در آن جا اقامت گزيدند و از کثرت حزن و اندوه و وفور دشمنان و معاندان به ميان مردمان نمي‏آمدند و از اختلاط ايشان نفرت مي‏نمودند و از آن صحرا به طرف عراق تشريف مي‏بردند به زيارت پدر و جدّ بزرگوار خود و کسي بر اين مطلّع نمي‏شد.

پس روزي پدرم متوجه زيارت شد و من با آن حضرت بودم و هيچ کس همراه نبود به غير از دو شتري که سوار بوديم. پس چون آن حضرت به نجف رسيدند در موضعي ايستادند و آنقدر گريستند که محاسن مبارک آن حضرت به آب ديده ايشان تر شد و فرمودند که: اَلسّلامُ عَليکَ يا اَمِيرَالْمُؤْمنينَ وَ رَحمَةُ اللّه‏ِ و برکاتُهُ السَّلامُ عَليکَ يا اَمِينَ اللّه‏ِ فِي اَرضِهِ و... .

و ايضاً پدرم روايت کرده از عَبْدالرّحيم که گفت: سؤال کردم از حضرت امام محمّد باقر عليه‏السلام درباره قبر مقدّس حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام . فرمود: آن حضرت در قبر نوحْ مدفون شد. پرسيدم: کدام نوح؟ فرمود: نوحِ پيغمبر عليه‏السلام . پرسيدم: چرا چنين کردند؟ فرمود: آن حضرتْ معصوم و راست گفتار و درست کردار بود، حق، سبحانه و تعالي، آرامگاه او را در آرامگاه شبيه او مقدر ساخت. اي عبدالرّحيم! به درستي که رسول خدا خبر داد به وقت وفاتِ آن حضرت و موضع دفن آن حضرت، پس حق سبحانه و تعالي حنوط از نزد خود از جهتِ او فرستاد با حنوط برادرش رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله، و خبر داد که ملائکه قبر آن حضرت را خواهند کند.

 

باغ بهشتي

منقول است از امام جعفر صادق عليه‏السلام که آن حضرت فرمود: کوفه باغي است از باغستان‏هاي بهشت؛ در آن واقع است قبر نوح و ابراهيم و قبر سيصد و هفتاد پيغمبر و ششصد وصي از اوصياي پيغمبران و در آن واقع است قبر سيد اوصيا حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام .

و باز منقول است که آن حضرت عليه‏السلام فرمود که: چهار بقعه در ايام توفان نوح به خداوند عالميان استغاثه کردند که توفان بر طرف شود يا ضررش به ايشان نرسد: يکي بيت المعمور و خداوند عالميان آن را به آسمان برد و نجف اشرف و کربلاي معلّي و طوس، يعني محلّ قبر امام رضا عليه‏السلام .

 

زيارت اميرالمؤمنين

ابوشعيب خراساني گفت: عرض کردم به خدمت حضرت امام رضا عليه‏السلام که زيارت حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام افضل است يا زيارت حضرت امام حسين عليه‏السلام فرمودند که: حضرت امام حسين عليه‏السلام مغموم و مهموم در راه خدا شهيد شد؛ بر خداوند عالميان واجب و لازم است که هيچ غمگيني به زيارت قبر آن حضرت نرود، مگر اين که حق تعالي غم او را زايل گرداند و او را خوشحال برگرداند، وليکن زيادتي ثواب زيارت حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام بر زيارت امام حسين عليه‏السلام مثل زيادتي فضيلت حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام است بر امام حسين عليه‏السلام . بعد از آن از من پرسيدند که: در کجا مي‏باشي؟ گفتم در کوفه. فرمودند: مسجد کوفه خانه حضرت نوح است.

اگر کسي صد مرتبه داخل آن مسجد شود، صد مرتبه آمرزش از براي او نوشته مي‏شود به دعاي حضرت نوح عليه‏السلام ؛ چنانچه حق تعالي مي‏فرمايد که حضرت نوح گفت که: پروردگارا! بيامرز مرا و پدر و مادرِ مرا.

علاّمه مجلسي- گنجينه، شماره 44

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/06/07ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

گزارشات لحظه به لحظه از شهادت امام علي عليه السلام

1. منزل ام کلثوم

در شب نوزدهم، مولا حال عجيب و غير توصيفي داشت. براي دلجويي بيشتر از دختر کوچکش، آخرين افطار خود را (با توجه به اطلاع قبلي از شهادت خويش) در منزل دخترش ام کلثوم قرار مي‌دهد. سر سفرة افطاري که غذاي موجود در آن دو قرص نان جو و مقداري شير و نمک است، مي‌نشيند. رو مي‌کند به دخترش و مي‌فرمايد: دخترم! تاکنون نشده که پدرت با دو خورشت افطار کند. دخترم! شير را بردار! من با همان نان و نمک افطار مي‌کنم.

بيش از سه لقمه ميل نمي‌کند و وقتي با پرسش دخترش رو به رو مي‌شود که پدر! مگر روزه‌دار نبودي! چرا غذا کم ميل فرمودي؟ پاسخ مي‌دهد که دوست دارم خدايم را با شکم گرسنه ملاقات کنم.[1]

2. انتظار در طول شب نوزدهم

در شب نوزدهم، مولا آرام و قرار نداشت؛ هر لحظه بيرون مي‌رفت، به آسمان نگاه مي‌کرد و مي‌گفت: به من دروغ گفته نشده و من نيز دروغ نمي‌گويم. اين شب همان شب وصال است. اين همان شبي است که حبيبم رسول خدا صلي الله عليه و آله به من وعده داده است؛ چنان که ابن حجر مي‌گويد: «فَلَمَّا کَانَتِ اللَّيلَةُ الَّتِي قُتِلَ فِي صَبِيحَتِهَا عَلِي بْنُ اَبِي طَالِبٍ اَکْثَرَ الْخُرُوجَ وَ النَّظَرَ اِلَي السَّمَاءِ فَقَالَ مَا کُذِّبْتُ وَ اَنَّهَا هِي الَّيلَةُ الَّتِي وُعِدْتُ.» و گاهي يس مي‌خواند و آن گاه عرضه مي‌داشت: «اَللَّهُمَّ بَارِکْ فِي الْمَوْتِ اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَيهِ رَاجِعُونَ لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِي الْعَظِِيمِ؛[2] خدايا! مرگ را مبارک گردان! ما از خدائيم و به سوي او مي‌رويم. هيچ ياري و قدرتي نيست، مگر از خداي بلند مرتبه با عظمت.»

لحظه به لحظه بر اشتياق مولا افزوده مي‌شد و عرضه مي‌داشت: «اَللَّهُمَّ قَدْ وَعَدَنِي نَبِيکَ اَنْ تَتَوَفَّانِي اِلَيکَ اِذَا سَئَلْتُکَ اللَّهُمَّ وَ قَدْ رَغِبْتُ اِلَيکَ فِي ذَلِکَ؛[3] خدايا! پيامبرت به من وعده داد که به سوي خودت مرا دريافت مي‌کني، هنگامي که درخواست کنم. خدايا! و من ‌‌[اکنون] مشتاق آمدن به سوي تو هستم.»

هيجان و اشتياق به شهادت و ملاقات الهي حضرت آن قدر زياد بود که خود مي‌فرمايد: هر کاري کردم راز مطلب را بفهمم نفهميدم؛ «مَا زِلْتُ اَفْحَصُ عَنْ مَکْنُونِ هَذَا الْاَمْرِ وَ اَبَي اللَّهُ اِلَّا اَخْفَاهُ؛[4] پيوسته از سرّ و باطن اين امر تفحص و جستجو کردم، ولي خدا ابا کرد، جز اينکه آن را پنهان کرد.»

آري، مولا در آن شب حال عجيبي داشت.

آن شب علي در سينه سوداي دگر داشت تنها خدا از سوز و حال او خبر داشت

گام زمان آهسته بر روي زمين بود قلب زمين در اضطرابي آتشين بود

آن شب علي را حال و روز ديگري بود

در جان مولا ساز و سوز ديگري بود

آن شب علي عزم سفر کردن به سر داشت

زهرا سرشک غم به چشمان زين سفر داشت

آن شب محمد سخت دلتنگ علي بود مشتاق ديدار دل آراي علي بود

آن شب حسن را سينه اقيانوس غم بود

جان حسين آن شب پر از درد و الم بود

چشم علي، چشم انتظار اختران بود

جان علي مشتاق رضوان و جنان بود[5]

3. در خواب ديدن پيامبر صلي الله عليه و آله و تقاضاي شهادت

شب نوزدهم، بچه‌ها تا پاسي از شب خدمت پدر بودند و آن گاه به منزل خويش رفتند. امام حسن مجتبي عليه السلام هنوز صبح نشده بود، نزد بابا برگشت و مستقيم به مصلاي پدر رفت. علي عليه السلام با احترام خاصي از حسنش استقبال کرد. آن گاه فرمود: «پسرم! لحظه‌اي خواب به سراغ چشمانم آمد، در حالي که نشسته بودم. ناگهان پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله را [در عالم رؤيا] ديدم، عرض کردم: يا رسول الله! من از دست امت تو چه رنجها و خون دلها خوردم! پس حضرت فرمود: عليه آنها نفرين کن! پس [نفرين کردم و] گفتم: «اَبْدَلَنِي اللَّهُ بِهِمْ خَيراً وَ اَبْدَلَهُمْ شَرّاً؛[6] [خدايا! مرا از آنها بگير و] به جاي آنها بهتري براي من قرار ده و بر آنان [نيز] به جاي من [آدم نالايق] شري را مسلط گردان!»

الهي مردم از من سير و من هم سيرم از مردم

نما راحت مرا اي خالق ارض و سما امشب

در نقل ديگري آمده که صداي گرية علي عليه السلام بلند شد؛ به گونه‌اي که تا آن روز آن گونه گريه نکرده بود. عرض کردند: چه شده است که اين گونه گريه مي‌کنيد؟ حضرت فرمود: در سجده دعا مي¬کردم که لحظه‌اي خواب به چشمم آمد، ديدم رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: «يا اَبَا الْحَسَنْ طَالَتْ غَيبَتُکَ فَقَدْ اِشْتَقْتُ اِلَي رُؤْياکَ فَقَدْ اَنْجَزَلِي رَبِّي مَا وَعَدَنِي فِيکَ...؛[7] اي اباالحسن! دوري تو طولاني شده است. به راستي مشتاق ديدار تو هستم، پس به راستي پروردگارم براي من آنچه را در بارة تو وعده داده بود، حتمي کرد.»

4. به سوي محراب شهادت

نزديک اذان صبح شد و وقت رفتن به مسجد. حضرت آماده مسجد رفتن شد. مرغابيها سر راه مولا را گرفته، صدا و ناله مي‌کردند. حضرت فرمود: «دَعُوهُنَّ فَاِنَّهُنَّ صَوَانِحُ تَتْبَعُهَا نَوَايحُ؛ آنها را به حال خود واگذاريد؛ زيرا آنها صيحه مي‌زنند [و طولي نمي‌کشد] که به دنبال آن نوحه‌گريها بلند مي‌شود.» ام کلثوم و حسن عليهما السلام عرض کردند: «چرا فال بد مي‌زنيد؟» فرمود: «فال بد نيست، دل گواهي مي‌دهد که به شهادت مي‌رسم.»[8]

ناله‌هاي مرغان و اشک فرزندان، مانع علي عليه السلام نگشت، به راه خويش ادامه داد تا به درب خانه رسيد، کمربند حضرت به قلاب در گير کرد و باز شد. گويا با زبان بي‌زبانيش مي‌خواست مولارا از تصميم رفتن به سوي دوست باز دارد؛ اما بر عکس، فرياد آن عاشق شهادت بلند شد که خطاب به خود مي‌‍‌گفت: اي علي!

اُشْدُدْ حَيازِيمَکَ لِلْمَوْتِ فَاِنَّ الْمَوْتَ لَا قِيکَا وَلَا تَجْزَعْ عَنِ الْمَوْتِ اِذَا حَلَّ بِنَادِيکَا

وَلَا تَغْتَرَّ بِالدَّهْرِ وَ اِنْ يوَافِيکَا کَمَا اَضْحَکَکَ الدَّهْرُ کَذَاکَ الدَّهْرُ يبْکِيکَا؛[9]

کمربندت را براي مرگ محکم ببند؛ زيرا مرگ تو را ملاقات مي‌کند و از مرگ هنگامي که مي‌آيد جزع و ناله مکن و به دنيا مغرور نشو هر چند با تو همراهي کند؛ [زيرا] روزگار همچنان که تو را بخنده مي‌آورد، همين طور مي‌گرياند.»

بعد از رسيدن به مسجد، اول با سپيده سحر خداحافظي کرد: اي طلوع فجر! از روزي که علي به دنيا آمده، نشده تو بيدار باشي و چشمان علي در خواب؛ اما اين شب، آخرين شبي است که چشم علي را بيدار مي‌يابي.

فجر تا سينه آفاق شکافت

چشم بيدارِ علي خفته نيافت

آن گاه شروع کرد به گفتن آخرين اذان؛

آمد خطاب ارجعي از سوي جانان بر خاست تا بانک اذان از کوي جانان

تکبير گفت آن شير روز و عابد شب

بگشود بر حمد خداوندي علي شب

وقتي از بام مسجد پايين مي‌آمد، افتخار هميشگي خويش را به زبان جاري ساخت و فرمود:

«خَلُّوا سَبِيلَ الْمُؤْمِنِ الْمُجَاهِدِ

فِي اللَّهِ لَا يعْبُدُ غَيرَ الْوَاحِدِ؛[10]

راه مؤمن مجاهد در راه خدا را باز کنيد؛ که [افتخار هميشگي‌اش آن است که] جز خداي واحد را نپرستيده است.» آري، علي هنوز افتخارش اين است که رزمندة مؤمن طالب شهادت است.

5. نماز عشق يا سکوي پرواز

آن گاه وارد مسجد شد و خفتگان هميشه در خواب و از جمله قاتلش را براي نماز بيدار کرد، نماز را بست و سر به سجده گذاشت.

در سجده بانگ يا علي جان زود بشتاب

گويي خدا در انتظارش بود بي‌تاب

نامردي از کين تيغ بر فرق علي زد

تيغ ستم بر فرق انوار جلي زد

آه از نهاد خاک تا عرش خدا رفت

سوز دل افلاک تا عرش خدا رفت

پاي زمين روي زمين خشکيده بر جاي گويا قيامت ناگهان گرديد بر پاي

ديگر علي بود و خداوند جلي بود «فُزتُ و ربِّ الکعبه» فرياد علي بود

بشکست پشت دين حق يکباره بشکست ابر عزا بر چهرة خورشيد بنشست

ديگر علي تنها‌ترين مرد زمان نيست

اي واي بي‌حيدر چگونه مي‌توان زيست؟[11]

هنوز سر از سجده بر نداشته بود که شمشير ابن ملجم مرادي بر فرق مولا نشست. در آن لحظه حساس، دو صدا به گوش رسيد:

يکي بين زمين و آسمان، جبرئيل امين عليه السلام بود که خبر شهادت علي عليه السلام را داد؛ به اين صورت که «به خدا قسم! ارکان هدايت فرو ريخت و نشانه‌ها و عَلَمهاي پرهيز کاري سرنگون گشت و ريسمان محکم الهي گسست.» و ادامه داد: «قُتِلَ ابْنُ عَمِّ الْمُصْطَفَي قُتِلَ الْوَصِي الْمُجْتَبَي قُتِلَ عَلِي الْمُرْتَضَي قَتَلَهُ اَشْقَي الْاَشْقِياءُ؛[12] پسر عموي مصطفي کشته شد. وصي برگزيده به قتل رسيد. علي مرتضي کشته شد. او را شقي‌ترين افراد به قتل (شهادت) رساند.»

و صدايي هم از عاشق شهادت، علي عليه السلام شنيده شد که مي‌فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَي مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَْهُ وَ رَسُولُهُ؛[13] به نام خدا و به ياري خدا و بر دين رسول خدا [از دنيا مي‌روم] قسم به پروردگار کعبه! رستگار شدم. اين [شهادت] چيزي بود که خدا و رسولش به ما وعده داده بود.»

اي تيغ زهرآلوده مجنون تو هستم

چشم انتظارت هر شب اينجا مي‌نشستم

اي تيغ من لب تشنة ديدار بودم

شبها براي ديدنت بيدار بودم

عمري به راهت چشم حسرت دوختم من با آتش دل ساختم من سوختم من

هر نيمه شب من گفتگو با ماه کردم

فريادهاي سينه را در چاه کردم

اي تيغ زهرآگين مرا دل‌گير کردي

چون دير کردي تو علي را پير کردي

بعد از آنکه زخم سر را بستند و حضرت به هوش آمد، در حالي که خون از سر و روي حضرت مي¬ريخت، عرضه داشت: اِلهِي اَسْئَلُکَ مُرَافَقَةُ الْاَنْبِياءِ وَ الْاَوْصِياءِ وَ اَعْلَي دَرَجَاتِ جَنَّةِ الْمَاْوي؛[14] خداي من! از تو همراه بودن با انبياء و اوصياء و بالاترين درجة بهشت را درخواست مي‌کنم.»

6. و سرانجام جايگاه آن حضرت

آن شب به داغ مولا مهتاب گريه مي‌کرد تصوير ماه در آب بي‌تاب گريه مي‌کرد

شد چهرة عدالت گلگون ز تيغ فتنه

پيش نگاه مسجد محراب گريه مي‌کرد

همچون برادرانش زينب به چشم خون داشت

آن آيه صبوري بي‌تاب گريه مي‌کرد

اصبغ بن نباته مي‌گويد: وارد خانة علي عليه السلام شدم، ديدم علي عليه السلام يک پارچة زردي را به سر مبارکشان بسته‌اند و خون هم مرتب از سر مولا مي‌ريزد و رخسار شريفشان زرد شده است؛ به گونه‌اي که من بين پارچه و صورت تشخيص ندادم. آن گاه فرياد کشيدم و خود را به دامن حضرت انداختم و او را مي‌بوسيدم و اشک مي‌ريختم. حضرت فرمود: «لَا تَبْکِ يا اَصْبَغُ فَاِنَّهَا وَ اللَّهِ الْجَنَّةُ؛[15] گريه نکن اصبغ به راستي و قسم به خداوند! اين [حالي که مي‌بيني، مرا در شرف ورود به] بهشت [قرار داده] است.»

و به دخترش ام کلثوم که به شدت گريه مي‌کرد، جايگاه خويش را گوشزد کرده، فرمود: «يا بُنَيةُ لَا تَبْکِِين فَوَ اللَّهِ لَوْ تَرَينَ مَا يرَي اَبُوکَ مَا بَکَيتِ...؛ دخترم! گريه نکن! به خدا سوگند! اگر مي‌ديدي آنچه را که پدرت مي‌بيند، گريه نمي‌کردي.» عرض کرد: شما چه مي‌بينيد؟ فرمود: «مي‌بينم که ملائکه و انبياء عظام صف کشيده‌اند و همه منتظرند که من بروم ... .»[16]

و حسن ختام را جملات عاشق علي عليه السلام صعصعة بن صوحان قرار مي‌دهيم. وي در حالي که يک دست بر قلب خود گذاشته بود و با دست ديگر خاک بر سر مي‌پاشيد، مي‌گفت: «مرگ و شهادت گوارايت باد! که تولدت پاک و شکيبايي‌ات نيرومند و جهادت بزرگ بود. بر انديشه‌ات دست يافتي و تجارتت سودمند گشت. بر آفريننده‌ات وارد گشتي و او تو را با خوشي پذيرفت و ملائکه‌اش به گردت جمع شدند. در همسايگي پيغمبر جاي‌گزين گشتي و خداوند تو را در قرب خويش جاي داد و به درجة برادرت مصطفي رسيدي و از کاسه لبريزش آشاميدي... .»[17]

ميسر نگردد به کس اين سعادت

به کعبه ولادت به مسجد شهادت

________________________________

[1]. منتهي الآمال، شيخ عباس قمي، کتابفروشي اسلامي، چاپ افست، ج 1، ص 125.

[2]. همان.

[3]. بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 42، ص 252، ح 54.

[4]. نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبه 7.

[5]. منصور کريميان، روزنامه رسالت، 18 رمضان، 1414، ص 2.

[6]. نهج البلاغه، ص 99.

[7]. بحارالانوار، ج 42، ص 194، ح 11.

[8] . منتهي الآمال، ص 125؛ بحارالانوار، ج 42، ص 198.

[9]. منتهي الآمال، ص 126؛ بحارالانوار، ج 42، ص 192.

[10]. منتهي الآمال، ص 126.

[11]. ادامه شعر کريميان.

[12]. منتهي الآمال، ص 127.

[13]. بحارالانوار، ج 41، ص 2؛ منتهي الآمال، ص 127.

[14]. همان مدارک.

[15]. اسرار عبادت، عبدالله جوادي آملي، نشراسراء، ص 265؛ بحارالانوار، ج 42؛ ص 204، ح 8 .

[16]. بحارالانوار، همان، ج 42، ص 201 ـ 202 ؛ انوار البهيه، همان، ص 31 ؛ خصال شيخ صدوق، ج 1، ص 268.

[17]. بحارالانوار، ج 42، ص 295.

سيد محمد حسين حسيني - مبلغان، شماره 71

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/06/07ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

سيماي امام علي ـ عليه السلام ـ در تورات و انجيل و قرآن

امير المومنين علي ـ عليه السلام ـ پسر چهارم ابو طالب، حدود سي سال بعد از واقعه فيل و 23 سال قبل از هجرت که مطابق با ده سال پيش از بعثت نبي مکرم اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در مکه مکرمه.

در خانه توحيد و يکتا پرستي، از مادري گرامي و با شخصيت بنام فاطمه بنت اسد در روز جمعه سيزدهم رجب در کعبه متولد شد. دوران طفوليت را در دامن پر مهر مادر و پدر و تحت تربيت آن بزرگواران سپري کرد و به جهت قحطي که در سرزمين حجاز پديدار شد، که گويا خواست الهي بود، نبي مکرم اسلام، سرپرستي علي ـ عليه السلام ـ را از شش سالگي به عهده گرفت و لذا با زندگي کردن با پيامبر اسلام در مکتب کمال و فضيلت آن حضرت رشد و تربيت يافت و نخستين کسي بود که به آيين پيامبر اسلام ايمان آورد و نخستين نماز جماعت را همراه آن حضرت اقامه کرد. با اين که نام علي ـ عليه السلام ـ در قرآن به صراحت نيامده ولي بنا به تصريح روايات و تفسير مفسرين آيات متعددي در سوره هاي مختلف قرآن کريم در شأن و منزلت علي ـ عليه السلام ـ نازل شده که هر کدام بيانگر يکي از خصوصيات اخلاقي، ديني و انساني آن حضرت مي باشند علاوه بر قرآن کريم درکتب مقدس پيامبران گذشته نيز به کمالات و خصوصيات علي ـ عليه السلام ـ نيز اشاره شده است که اين را مي توان از کلمات خود آن حضرت فهميد. با وجود اين که دو کتاب تورات و انجيل کنوني از دست برد تحريف کنندگان در امان نمانده ولي باز هم اشاراتي به نام و برخي ويژگي هاي علي ـ عليه السلام ـ دارند.

روزي عيسي مسيح ـ عليه السلام ـ با صداي بلند فرياد زد ايلي ايلي به فريادم برس و مرا کمک کن، حاضرين برخي گفتند خدا را مي خواند و برخي گفتند الياس را مي خواند.... [1] ولي از آن جا که هيچ يک پيامبران خودشان به اين که نام ايشان ايلي يا ايليا باشد تصريح نکرده اند و فقط علي ـ عليه السلام ـ است که اين نام خودش که در تورات و انجيل آمده است تصريح کرده و مي گويد: «انا ايليا الانجيل» قندوزي نقل مي کند: امام علي ـ عليه السلام ـ در کوفه بر فراز منبر رفت و خطبه مفصلي براي مردم قرائت نمود بعد از حمد و ثناي الهي و بيان مطالب ديگر در معرفي خود و فضايل خود جملاتي بيان کرد که ازجمله به جمله فوق (انا ايليا الانجيل) اشاره کرد.[2]

طبرسي نيز مي گويد: در دوره خلافت ابوبکر راهبي مسيحي به مدينه آمد. و وارد مسجد شد. سئوالاتي از ابوبکر و عمر و حاضرين نمود که هيچ کس نتوانستند جواب دهند در اين زمان علي ـ عليه السلام ـ وارد مسجد شد و سلمان آن راهب را به سوي آن حضرت راهنمائي کرد. راهب از آن حضرت پرسيد: اي جوان اسمت چيست؟ حضرت فرمود: اسم من نزد قوم يهود اليا نزد مسيحيان ايليا، نزد پدرم علي و نزد مادرم حيدر مي باشد راهب نيز گفت همانا اسم تو را در تورات و انجيل به آن چه گفتي يافته ام.[3]

در جاي ديگر انجيل از زبان يسوع درباره علي ـ عليه السلام ـ گفته است. آن که به سخن او( پيامبر آخر الزمان) ايمان آورد مبارک خواهد شد. و يا اين که من لايق نيستم که بند کفش او را باز کنم به نعمت و رحمت خدا رسيده ام که او را ببينم، برخي معتقدند اين فراز از انجيل احتمال دارد اشاره به علي ـ عليه السلام ـ داشته باشد. چرا که علي برازنده ترين شاگرد مکتب حضرت ختمي مرتبت بود که در اثر ملازمت و متابعت با آن حضرت شايسته هر گونه کمال شد.[4]

در جاي ديگر مي گويد: اي ابراهيم دعاي ترا در حق اسماعيل شنيدم اينک او را برکت داده بارور گردانيده به مقام ارجمند خواهيم رسانيد، به وسيله محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و دوازده امام از نسل وي او را امت بزرگي خواهم نمود.[5] که در اين فراز به جانشيني علي ـ عليه السلام ـ بعد از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ که هر دو از نسل ابراهيم ـ عليه السلام ـ هستند اشاره شده است.

در بخش هايي از کتب عهدين به انوار طيبه پنج تن ـ عليهم السلام ـ اشاره شده است آنجا که از زبان حضرت ادريس ـ عليه السلام ـ نقل مي کند که فرزندان آدم در تعيين افضل مخلوقات دچار اختلاف شدند هر کدام چيزي گفتند و در نهايت اختلاف خود را نزد آدم ـ عليه السلام ـ بردند آن حضرت فرمود: چون خدا مرا آفريد و از روح خود در کالبدم دميد و من درست نشستم عرش اعظم الهي را ديدم و پنج شبح نوراني را نگريستم که در عرش هويداست در نهايت عظمت و جلال و کمال و حسن و ضياء عرض کردم: پروردگارا اين انوار با عظمت و جلال چه کساني هستند خطاب رسيد اين ها اشرف مخلوقات من و واسطه بين من و ساير آفريدگانند. اگر اين ها نبودند من تو را نمي آفريدم و نه آسمان و نه زمين و نه بهشت و نه جهنم و نه آفتاب و نه ماه را. عرض کردم پروردگارا نام اين ها چيست؟ خطاب رسيد به ساق عرش بنگر چون نگريستم ديدم اين پنج نام مبارک نوشته شده است: پار غليط (محمد) ايليا (علي) طيطه (فاطمه) بشر (حسن) بشيّر (حسين)[6]

اما در قرآن کريم آيات متعددي وجود دارد که هر کدام بيان گر برخي از ويژگي هاي اخلاقي و سيماي آن حضرت مي باشند، که در اينها به برخي از آن ها به طور خلاصه اشاره مي شود.

1. جوان مردي و دستگيري از ناتوانان حتي در حال نماز که بنا به فرموده قرآن کريم آيه «ولايت» « إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ رَاکعُونَ »[7] بر اين خصوصيت حضرت دلالت دارد. وليّ امر و ياور شما تنها خدا و رسول و آن مومناني هستند که نماز بپاداشته و به فقيران در حال رکوع زکات مي دهند».

2. از جان گذشتگي براي اعتلاي اسلام و حفظ جان نبي مکرم اسلام. طبق فرموده قرآن کريم: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ»[8] در مورد علي ـ عليه السلام ـ نازل شده که شب هجرت، خود را فدائي رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ کرد و براي فريب دشمنان در رختخواب آن حضرت خوابيد، «بعضي از مردانند که از جان خود در راه رضاي خدا درگذرند و خدا دوستدار چنين بندگان است».

3. قرآن کريم علي ـ عليه السلام ـ را کسي معرفي مي کند که علم الکتاب در نزد وي است. آن جا که مي فرمايد: «قُلْ کفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَکمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکتَابِ»[9] اي پيامبر ما، به دشمنان بگو خدا گواه ميان من و شما و آن کسيکه علم کتاب نزد اوست» در بحث و مناظره اي که بين قيس بن سعد بن عباده و معاويه صورت گرفت قيس شروع به شمارش فضايل علمي و اخلاقي علي ـ عليه السلام ـ کرد و گفت: علي صديق، و عالم اين امت است آن کسي که خداوند درباره او اين آيه را فرستاده است.

4. طبق آيه مباهله قرآن کريم علي ـ عليه السلام ـ را جان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ معرفي مي کند: آن جا مي گويد: پس به مسيحيان بگو شما با پسران و زنان و جان هاي خود و با هم با پسران و زنان و جان هاي خود براي مباهله درموعد مقرر جمع شويم و در حقانيت خود از خدا براي ديگري نفرين طلب کنيم.

طبق گفته مفسرين منظور از «انفسنا»[10] در آيه فوق علي است.

5. طبق آيه چهار سوره تحريم خداوند علي ـ عليه السلام ـ را صالح المومنين معرفي مي کند: و مومنان شايسته و صالح و فرشتگان از آن پس ياور او خواهند بود»[11]

علامه حلي حدود 85 آيه از قرآن را بيان مي کند که طبق نظر اهل سنت بر ويژگي هاي حضرت علي ـ عليه السلام ـ دلالت دارند.[12]

بنابراين در کتب انبياي گذشته به نام و جانشيني و خلقت آن حضرت قبل از خلقت آدم با وجود اين که اين کتب تحريف شده است، اشاره شده و خود علي ـ عليه السلام ـ بر اين مطلب صحه گذاشته اند و هم چنين در قرآن کريم با اين که صراحتا نامي از حضرت علي ـ عليه السلام ـ برده نشده، ولي آيات متعددي درباره سيما و خصوصيات اخلاقي آن حضرت وارد شده است.



[1]. عهد جديد، متي، شماره، 27، عدد 46.

[2]. قندوزي حنفي، سليمان بن ابراهيم، ينابيع الموده لذوي القربي، قم، دارالاسوه، 1416ق، ج3، ص207.

[3]. طبرسي، احمد بن علي، الاحتجاج، دارالنعمان، (بي تا)، ج1، ص308.

[4]. صادق تهراني، محمد، بشارات عهدين، تهران، اميد فردا، 1382ش، ص208.

[5]. سفر تکوين، ج17، ص20؛ بشارات عهدين، ص212.

[6]. همان، ص229ـ230.

[7]. مائده / 55؛ قمي، علي بن ابراهيم، تفسير قمي، قم، موسسه دارالکتاب، 1404ق، ج1، ص170.

[8]. بقره / 207؛ اميني، ابراهيم، الغدير، قم، مرکز الغدير، 1416ق، ج2، ص86.

[9]. رعد / 43، و همان، ج1، ص44.

[10]. آل عمران / 61.

[11]. تفسير الدر المنثور، ج6، ص244؛ تفسير، ابن کثير، ج4، ص389؛ فتح الغدير، ج5، ص246.

[12]. ر.ک: علامه حلي، نهج الحق و کشف الصدق، ترجمه عليرضا کهنسال، مشهد، 1379ش، ص189ـ223.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/06/07ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

سيماي امام علي ـ عليه السلام ـ در تورات و انجيل و قرآن

امير المومنين علي ـ عليه السلام ـ پسر چهارم ابو طالب، حدود سي سال بعد از واقعه فيل و 23 سال قبل از هجرت که مطابق با ده سال پيش از بعثت نبي مکرم اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در مکه مکرمه.

در خانه توحيد و يکتا پرستي، از مادري گرامي و با شخصيت بنام فاطمه بنت اسد در روز جمعه سيزدهم رجب در کعبه متولد شد. دوران طفوليت را در دامن پر مهر مادر و پدر و تحت تربيت آن بزرگواران سپري کرد و به جهت قحطي که در سرزمين حجاز پديدار شد، که گويا خواست الهي بود، نبي مکرم اسلام، سرپرستي علي ـ عليه السلام ـ را از شش سالگي به عهده گرفت و لذا با زندگي کردن با پيامبر اسلام در مکتب کمال و فضيلت آن حضرت رشد و تربيت يافت و نخستين کسي بود که به آيين پيامبر اسلام ايمان آورد و نخستين نماز جماعت را همراه آن حضرت اقامه کرد. با اين که نام علي ـ عليه السلام ـ در قرآن به صراحت نيامده ولي بنا به تصريح روايات و تفسير مفسرين آيات متعددي در سوره هاي مختلف قرآن کريم در شأن و منزلت علي ـ عليه السلام ـ نازل شده که هر کدام بيانگر يکي از خصوصيات اخلاقي، ديني و انساني آن حضرت مي باشند علاوه بر قرآن کريم درکتب مقدس پيامبران گذشته نيز به کمالات و خصوصيات علي ـ عليه السلام ـ نيز اشاره شده است که اين را مي توان از کلمات خود آن حضرت فهميد. با وجود اين که دو کتاب تورات و انجيل کنوني از دست برد تحريف کنندگان در امان نمانده ولي باز هم اشاراتي به نام و برخي ويژگي هاي علي ـ عليه السلام ـ دارند.

روزي عيسي مسيح ـ عليه السلام ـ با صداي بلند فرياد زد ايلي ايلي به فريادم برس و مرا کمک کن، حاضرين برخي گفتند خدا را مي خواند و برخي گفتند الياس را مي خواند.... [1] ولي از آن جا که هيچ يک پيامبران خودشان به اين که نام ايشان ايلي يا ايليا باشد تصريح نکرده اند و فقط علي ـ عليه السلام ـ است که اين نام خودش که در تورات و انجيل آمده است تصريح کرده و مي گويد: «انا ايليا الانجيل» قندوزي نقل مي کند: امام علي ـ عليه السلام ـ در کوفه بر فراز منبر رفت و خطبه مفصلي براي مردم قرائت نمود بعد از حمد و ثناي الهي و بيان مطالب ديگر در معرفي خود و فضايل خود جملاتي بيان کرد که ازجمله به جمله فوق (انا ايليا الانجيل) اشاره کرد.[2]

طبرسي نيز مي گويد: در دوره خلافت ابوبکر راهبي مسيحي به مدينه آمد. و وارد مسجد شد. سئوالاتي از ابوبکر و عمر و حاضرين نمود که هيچ کس نتوانستند جواب دهند در اين زمان علي ـ عليه السلام ـ وارد مسجد شد و سلمان آن راهب را به سوي آن حضرت راهنمائي کرد. راهب از آن حضرت پرسيد: اي جوان اسمت چيست؟ حضرت فرمود: اسم من نزد قوم يهود اليا نزد مسيحيان ايليا، نزد پدرم علي و نزد مادرم حيدر مي باشد راهب نيز گفت همانا اسم تو را در تورات و انجيل به آن چه گفتي يافته ام.[3]

در جاي ديگر انجيل از زبان يسوع درباره علي ـ عليه السلام ـ گفته است. آن که به سخن او( پيامبر آخر الزمان) ايمان آورد مبارک خواهد شد. و يا اين که من لايق نيستم که بند کفش او را باز کنم به نعمت و رحمت خدا رسيده ام که او را ببينم، برخي معتقدند اين فراز از انجيل احتمال دارد اشاره به علي ـ عليه السلام ـ داشته باشد. چرا که علي برازنده ترين شاگرد مکتب حضرت ختمي مرتبت بود که در اثر ملازمت و متابعت با آن حضرت شايسته هر گونه کمال شد.[4]

در جاي ديگر مي گويد: اي ابراهيم دعاي ترا در حق اسماعيل شنيدم اينک او را برکت داده بارور گردانيده به مقام ارجمند خواهيم رسانيد، به وسيله محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و دوازده امام از نسل وي او را امت بزرگي خواهم نمود.[5] که در اين فراز به جانشيني علي ـ عليه السلام ـ بعد از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ که هر دو از نسل ابراهيم ـ عليه السلام ـ هستند اشاره شده است.

در بخش هايي از کتب عهدين به انوار طيبه پنج تن ـ عليهم السلام ـ اشاره شده است آنجا که از زبان حضرت ادريس ـ عليه السلام ـ نقل مي کند که فرزندان آدم در تعيين افضل مخلوقات دچار اختلاف شدند هر کدام چيزي گفتند و در نهايت اختلاف خود را نزد آدم ـ عليه السلام ـ بردند آن حضرت فرمود: چون خدا مرا آفريد و از روح خود در کالبدم دميد و من درست نشستم عرش اعظم الهي را ديدم و پنج شبح نوراني را نگريستم که در عرش هويداست در نهايت عظمت و جلال و کمال و حسن و ضياء عرض کردم: پروردگارا اين انوار با عظمت و جلال چه کساني هستند خطاب رسيد اين ها اشرف مخلوقات من و واسطه بين من و ساير آفريدگانند. اگر اين ها نبودند من تو را نمي آفريدم و نه آسمان و نه زمين و نه بهشت و نه جهنم و نه آفتاب و نه ماه را. عرض کردم پروردگارا نام اين ها چيست؟ خطاب رسيد به ساق عرش بنگر چون نگريستم ديدم اين پنج نام مبارک نوشته شده است: پار غليط (محمد) ايليا (علي) طيطه (فاطمه) بشر (حسن) بشيّر (حسين)[6]

اما در قرآن کريم آيات متعددي وجود دارد که هر کدام بيان گر برخي از ويژگي هاي اخلاقي و سيماي آن حضرت مي باشند، که در اينها به برخي از آن ها به طور خلاصه اشاره مي شود.

1. جوان مردي و دستگيري از ناتوانان حتي در حال نماز که بنا به فرموده قرآن کريم آيه «ولايت» « إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ رَاکعُونَ »[7] بر اين خصوصيت حضرت دلالت دارد. وليّ امر و ياور شما تنها خدا و رسول و آن مومناني هستند که نماز بپاداشته و به فقيران در حال رکوع زکات مي دهند».

2. از جان گذشتگي براي اعتلاي اسلام و حفظ جان نبي مکرم اسلام. طبق فرموده قرآن کريم: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ»[8] در مورد علي ـ عليه السلام ـ نازل شده که شب هجرت، خود را فدائي رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ کرد و براي فريب دشمنان در رختخواب آن حضرت خوابيد، «بعضي از مردانند که از جان خود در راه رضاي خدا درگذرند و خدا دوستدار چنين بندگان است».

3. قرآن کريم علي ـ عليه السلام ـ را کسي معرفي مي کند که علم الکتاب در نزد وي است. آن جا که مي فرمايد: «قُلْ کفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَکمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکتَابِ»[9] اي پيامبر ما، به دشمنان بگو خدا گواه ميان من و شما و آن کسيکه علم کتاب نزد اوست» در بحث و مناظره اي که بين قيس بن سعد بن عباده و معاويه صورت گرفت قيس شروع به شمارش فضايل علمي و اخلاقي علي ـ عليه السلام ـ کرد و گفت: علي صديق، و عالم اين امت است آن کسي که خداوند درباره او اين آيه را فرستاده است.

4. طبق آيه مباهله قرآن کريم علي ـ عليه السلام ـ را جان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ معرفي مي کند: آن جا مي گويد: پس به مسيحيان بگو شما با پسران و زنان و جان هاي خود و با هم با پسران و زنان و جان هاي خود براي مباهله درموعد مقرر جمع شويم و در حقانيت خود از خدا براي ديگري نفرين طلب کنيم.

طبق گفته مفسرين منظور از «انفسنا»[10] در آيه فوق علي است.

5. طبق آيه چهار سوره تحريم خداوند علي ـ عليه السلام ـ را صالح المومنين معرفي مي کند: و مومنان شايسته و صالح و فرشتگان از آن پس ياور او خواهند بود»[11]

علامه حلي حدود 85 آيه از قرآن را بيان مي کند که طبق نظر اهل سنت بر ويژگي هاي حضرت علي ـ عليه السلام ـ دلالت دارند.[12]

بنابراين در کتب انبياي گذشته به نام و جانشيني و خلقت آن حضرت قبل از خلقت آدم با وجود اين که اين کتب تحريف شده است، اشاره شده و خود علي ـ عليه السلام ـ بر اين مطلب صحه گذاشته اند و هم چنين در قرآن کريم با اين که صراحتا نامي از حضرت علي ـ عليه السلام ـ برده نشده، ولي آيات متعددي درباره سيما و خصوصيات اخلاقي آن حضرت وارد شده است.



[1]. عهد جديد، متي، شماره، 27، عدد 46.

[2]. قندوزي حنفي، سليمان بن ابراهيم، ينابيع الموده لذوي القربي، قم، دارالاسوه، 1416ق، ج3، ص207.

[3]. طبرسي، احمد بن علي، الاحتجاج، دارالنعمان، (بي تا)، ج1، ص308.

[4]. صادق تهراني، محمد، بشارات عهدين، تهران، اميد فردا، 1382ش، ص208.

[5]. سفر تکوين، ج17، ص20؛ بشارات عهدين، ص212.

[6]. همان، ص229ـ230.

[7]. مائده / 55؛ قمي، علي بن ابراهيم، تفسير قمي، قم، موسسه دارالکتاب، 1404ق، ج1، ص170.

[8]. بقره / 207؛ اميني، ابراهيم، الغدير، قم، مرکز الغدير، 1416ق، ج2، ص86.

[9]. رعد / 43، و همان، ج1، ص44.

[10]. آل عمران / 61.

[11]. تفسير الدر المنثور، ج6، ص244؛ تفسير، ابن کثير، ج4، ص389؛ فتح الغدير، ج5، ص246.

[12]. ر.ک: علامه حلي، نهج الحق و کشف الصدق، ترجمه عليرضا کهنسال، مشهد، 1379ش، ص189ـ223.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/06/07ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

بزرگی امام علي در نگاه دیگران

مناقب و فضائل مولي الموحدين امير المومنين علي ابن ابيطالب كه در كتب شيعه فراوان است که می توانيد مراجعه کنيد. امادراينجا اززبان اهل سنت چند مورد برای شما برادر عزيز نقل می کنيم. فضايل حضرت بيشتر از آن است كه بتوان همه را ذكر نمود، لذا در اين مقال كوتاه به چند موضوع اشاره كرده و رواياتي را به عنوان نمونه از ميان انبوه روايات ذكر مي‎كنيم

1.كثرت فضايل آن حضرت:

عمربن خطاب مي گويد: روزي رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: هيچ جوينده اي چيزي نخواهد يافت كه مانند برتري و فضل علي ابن ابيطالب باشد چه او طالبان هدايت رابه سوي حق هدايت نموده و از هلاكت دور مي سازدو آن را كه به هلاكت افتاده باز مي گرداند.[1]

احمدبن حنبل، رئيس مذهب حنبلي گويد: در مورد هيچ يك از اصحاب رسول خدا آن قدر فضيلت نقل نشده كه در مورد علي نقل شده است.[2]

2. انتخاب آن حضرت توسط خداوند:

روزي رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ خطاب به فاطمة زهرا ((س)) فرمود: آيا نمي داني كه خداوند بر تمام اهل زمين نظر كرد و پدرت را به نبوت برگزيدو سپس نظري ديگر نمود وعلي را انتخاب نمود و به من فرمان داد تا تو را به  ازدواج او در آورم و وصي خودم قرارش بدهم؟ [3]

3.علي چونان قبله كه مقتداي همه است:

حاكم نيشابوري مي گويد: اخباري كه در مورد تولد يافتن علي بن ابيطالب در داخل كعبه است،آنقدر زياد است كه به حدّ تواتر (يقين آور) رسيده است.[4]

ابن اثير آورده، روزي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله - به علي بن ابيطالب فرمود: يا علي ، تو به منزلة كعبه هستي ، همه بايد به سويت بيايند و تو به سوي كسي نمي روي.[5]

4. اولين مسلمان و مومن:

متقي هندي نقل كرده، عمربن خطاب مي گفت: هيچ گاه به علي بد نگوئيد چه از رسول خداـ صلّي الله عليه و آله ـ در بارة او فضائلي شنيديم كه اگر يكي از آن فضائل را داشتم برايم باارزش تر از تمامي چيزهايي است كه آفتاب بر آنها مي تابدچه نزد رسول خدا بودم كه دست به شانة علي گذاشت فرمود: تو اولين كسي هستي كه اسلام آوردي و اولين كسي هستي كه ايمان آوردي و تو نسبت به من بمنزله هارون نسبت به موسي هستي.[6] 

5. جنگ پيامبر با دشمنان علي:

ابن ماجه و ترمذي در كتاب صحيح خود، كه معتبرترين كتب اهل سنت مي باشد آورده اند كه رسول خدا خطاب به علي و فاطمه و حسن و حسين فرمود: من در جنگم با كسي كه با شما جنگ كند و در صلح و دوستي هستم با كسي كه با شما در صلح و دوستي است.[7]

6. محبت علي و ارزش معنوي آن در پيش خدا و رسول:

ترمزي گويد: رسول خدا در حاليكه دست حسن و حسين را گرفته بود به مردم گفت: هر كس مرا و اين دو را ، و پدر و مادر اينها را دوست بداردروز قيامت با من و در درجه من خواهد بود.[8]

عبد الله بن مسعود از صحابه پيامبر مي گويد: رسول اكرم مي فرمود: به تمام كساني كه به نبوت من ايمان آورده اند وصيت مي كنم به ولايت علي ، چه هر كس او را دوست بدارد و مرا دوست داشته و هر كس مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است، و هر كس او را دشمن بداردمرا دشمن داشته و هر كس مرا دشمن بداردخدا را دشمن داشته است.[9]

حذيفه يماني نقل كرد كه پيامبر فرمود: هر كس كه مي خواهد زندگي و مرگي چون زندگي و مرگ من داشته باشد و در جنت عدن ساكن گردد بايد بعد از من علي و دوستان او را دوست بداردو به امامان بعد از من كه همه از عترت من هستند اقتدا كند.[10]

بغدادي نقل كرده كه عايشه مي گويد: رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: يا علي، همين ترا بس كه دوستدارتو موقع مرگ حسرتي نداردو در قبرش وحشتي و در قيامت فزعي.[11]

و همان عالم سني آورده است كه از رسول خداـ صلّي الله عليه و آله ـ پرسيدند: آيا براي آتش دوزخ و عبور از آن جوازي هست؟ فرمود: آري و آن محبت علي است.[12]

6. علم علي ـ عليه السّلام ـ

 ابن عبدالبّرسنّي به نقل عبدالله بن عباس گفته است كه اگر علم را ده قسمت كنيم بخدا قسم 9 قسمت مخصوص علي است و در يك قسمت ديگر هم او با ديگر انسانها شريك است.[13]

و آورده اند كه روزي رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در حاليكه دست علي را گرفته بود فرمود: اين امير نيكان عالم و قاتل ناپاكان است.... و بعد با صداي بلند فرمود: من شهر علمم و علي درب آن شهر، هر كس مي خواهدوارد شهر علم گردد بايد از در آن در آيد.[14]

7. ولايت علي ـ عليه السّلام ـ

خطيب بغدادي آورده است كه ابوهريره مي گفت: هر كس روز هجدهم ذيحجه را روزه بگيرد ثواب شصت ماه روزه را مي‎برد و اين روز غدير است كه رسول خدا دست علي بن ابيطالب را گرفت فرمود: آيا من ولي مومنين نبودم؟ گفتند: بلي يا رسول الله. پس فرمود: هركه من مولاي او بودم علي مولاي اوست، سپس عمربن خطاب به علي گفت: مبارك يا علي كه مولاي من و مولاي هر مسلماني شدي. پس آية شريفه اليوم اكملت لكم دينكم نازل گرديد.[15] 

8. عمربن خطاب و مراجعات و نيازش به علي ـ عليه السّلام ـ :

احمدبن حنبل در كتاب المسند: از معتبرترين كتابها نزد اهل سنت، آورده است كه عمربن خطاب مي گفت: اگر علي نبود، عمر هلاك مي شد (در تمامي مسائل درمانده مي گرديد.[16] و نيز عمر بار ديگر گفته است: اي ابوالحسن، خداوند مرا در ميان قومي زنده نگذارد كه تو در ميان آنان نباشي.[17] 

ابن سعد از علماي تسنن مي گويد: عمربن خطاب همواره مي گفت پناه مي برم به خداوند از مشكلي كه پيش آيد و ابوالحسن علي (در بين ما) نباشد.[18] و امثال اين سخنان زياد است كه عمربن خطاب موقع درمانده شدن در حل مشكلات سراغ حضرت مي آمد و پاسخ مي گرفت و چنين اعترافاتي مي كرد.

9. آيه تطهير وآل محمد و صلوات بر آنان.

حديث معروف كساء كه در آن پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مولي علي ـ عليه السّلام ـ و فاطمه (س) و امام حسن و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ را در زير عباي خود گرفته و مي فرمايد: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا[19] كه بر اساس آن مشخصات اهل بيت پيامبر و آل محمد معلوم مي گرددكه واجب الاطاعت خواهند بوداين روايت در بسياري از كتب اهل سنت آمده است .

بخاري در صحيحه خود كه از كتب معتبر اهل سنت است آورده كه از رسول خدا پرسيدند چگونه بر تو صلوات بفرستيم ، فرمود: بگوئيد اللهم صلِّ علي محّمد و آل محّمدكما صلّيت علي آل ابراهيم[20] و آورده اند كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: بر من صلوات تبراء بريده نفرستيد، پرسيدند: صلوات تبراء چيست؟ فرمود: اينكه بگوئيد اللهم صل علي محمد. بلكه بايد بگوئيد اللهم صل علي محمد و آل محمد.[21] باري و هزاران روايت ديگر در موضوعات گوناگون و آيات الهي كه در مورد حضرت علي نازل شده است در لابلاي كتب علماي اهل سنت يافت مي شود كه چندي است دستهايي پنهان و شيطاني در صدد حذف اين گونه روايت از اين كتابها هستند بخصوص كه اكثر اين كتابها كه نامشان ذكر گرديد ساليان درازي معتبرترين و مطمئن ترين كتب اهل سنت بوده است.

مزار علی

قبر مطهر مولي الموحدين اميرالمومنين علي ـ عليه السلام ـ از قبل توسط حضرت نو چنین سال پیش از طوفان آماده بوده ؛ چون حضرت نوح نبي( صل الله علي نبيّنا و آله و عليه و عليهم السلام) قرن ها پيش ساخته  بود واین مسئله از اسراری بود که خود تنها آن حضرت به محل قبرش واقف بود و أحدي غير از اين بزرگوار مطلع نبود. وضمن  وصيتش رمزي فرمود تا محل آن براي فرزندانش روشن شود.[22]

جريان و نحوة دفن و محل دفن آن حضرت در منابع تاريخي بدون اختلاف اينگونه آمده است كه:

پس از شهادت حضرت علي ـ عليه السلام ـ بر اساس وصيتش فرزندان ارجمندش به پا خاستند تا شبانه آن نازنين بدن را غسل دهند و كفن كنند و به خاك سپارند. پس از انجام غسل و كفن به دستور امام حسن ـ عليه السلام ـ جز فرزندان اميرالمؤمنين و شماري از ياران خاص آن حضرت، همه برگشتند و آن تابوت بر دوش جبرئيل و ميكائيل و حسن و حسين ـ عليهما السلام ـ از كوفه دور شد و بر سوي نجف (منطقه غري) رهسپار گرديد.

در نقطه اي از آن سرزمين، جلو تابوت به زمين آمد و فرزندان آن حضرت نيز عقب آن را بر زمين نهادند و امام حسن همان گونه كه پدر سفارش فرموده بود بر آن پيكر پاك نماز خواند پس از نماز، تابوت را كنار زدند و با جا به جا كردن خاك، آرامگاهي ساخته و پرداخته يافتند كه سنگ نوشته اي نشان مي داد كه آن قبر را حضرت نوح ـ عليه السلام ـ براي بنده برگزيده و شايسته خدا، علي ـ عليه السلام ـ آماده ساخته است.

هنگامي كه بر آن شدند تا آن پيكر مقدس را به درون قبر برند نداي منادي را از آسمان شنيدند كه مي گفت: انزلوه الي التربة الظاهر، فقد اشتاق الحبيب الي الحبيب؛ آن بدن پاك را بر زمين پاك نهيد كه دوست مشتاق ديدار دوست است.[23]

ن:                                      1762طي

  امیر علی حسنلو



[1] . حافظ ابو جعفر احمد (محب طبري) ، رياض النضره، چاپ اول، مصر ، اتحاد مصري، ج2، ص214.

[2] . حافظ ابو عبد الله نيشابوري، مستدرك الصحيحين ، حيدر آباد كن (هند) ، دايره المعارف نظاميه، 1324هـ ق،‌ج3،ص107.

[3] . متقي هندي، كنزالعمال، حيدر آبادكن (هند) ، دايرة المعارف نظاميه، 1312هـ ق، ج6، ص153.و مثل آن را هيثمي در مجمع، ابن اثير در اسدالغابه، خطيب در تاريخ بغداد، حاكم نيشابوري در مستدرك.

[4] . حاكم نيشابوري، پيشين، ج3، ص483.

[5] . عزالدين ابن الاثير، اسد الغابه، مصر، وهبيّه،‌1285، هـ ، ق. ح3 ، ص31، و مثل آن را : مناوي در كنوز الحقايق.

[6] . متقي هندي، پيشين، ص395، و مثل آن را: ترمزي در الصحيح، حاكم نيشابوري در مستدرك، نسايي در خصائص و ديگران.

[7] . محمد بن عيسي ترمزي، الصحيح، مصر، بولاق، 1292، ه،ق، ج2، ص301، و ابن ماجه در الصحيح، ابن اثير در اسد الغابه، حاكم در مستدرك و ديگران.

[8] . همان و ابن حجردر تهذيب التهذيب، خطيب در تاريخ بغداد، متقي در كنز العمال و ديگران.

[9] . حافظ ابوبكر خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، مصر، سعادت، 1349،هـ ، ق، ج13، ص32، و ديگر علماي اهل سنت مثل ابن اثير در اسد الغابه، ابن حجر در الاصابه، متقي هندي در كنزالعمال.

[10] . ابو نعيم اصفهاني،‌حليله الاولياء‌،‌مصر، سعادت ، 1351،‌ه،‌ق،‌ج1، ص86، و متقي هندي در كنزالعمال.

[11] . ابن حجر عسقلاني، الاصابه، مصر، 1853، م، ج3، قسم اول، ص20،  و مناوي در كنوز الحقايق، محب طبري در رياض النضره، هيثمي در مجمع.

[12] . حافظ ابوبكر خطيبب بغدادي، پيشين، ج4، ص194، ج3، ص161.

[13] . ابن عبدالبر، الاستيعاب، حيدر آباد هند، دايره المعارف نظاميه، 1336، هـ ،ق،ج2، ص462.

[14] . شهاب الدين هيثمي،‌صواعق المحرقه، مصر، ميمنه، 1314 ه، ق، ص73، و مناوي در كنوزالحقايق، خطيب در تاريخ بغداد.

[15] . خطيب بغدادي، پيشين، ج6، ص290، و با عبارتي ديگر: سيوطي در درّالمنثور، شيخ واحدي در اسباب النزول، امام محمدرازي در مفتاح الغيب(تفسيركبير فخر رازي)، مناوي در فيض القدير.

[16] . امام احمد‎بن‎حنبل، مسند حنبل، مصر، ميمنه، 1313ه، ق، ج1، ص140، و بخاري در الصحيح، دارقطني در سنن، ابن حجردر فتح الباري، بيحقي در السنن، ابن عبدالبردر الاستيعاب و ديگران.

[17] . متقي هندي، پيشين، ج3، ص35، و حاكم نيشابوري در مستدرك الصحيحين.

[18] . ابن سعدواقدي، طبقات الكبري، بريل ليدن، 1322، ج2، ص102، و ابن اثيردر اسدالغابه، عسقلاني در تهذيب التهذيب و ديگران.

[19] . احمدبن حنبل،‌پيشين، ج6، ص323ؤ و طحاوي در مشكل الآثار،‌سيوطي در درّالمنثور، متقي در كنزالعمال، مسلم در الصحيح، ترمذي در الصحيح، ابو جعفر طبري در جامع البيان، بيهقي در السنن، و ديگران.

[20] . بخاري،‌الصحيح، مصر، مطبعه الخيريه، 1320، باب صلوات علي النبي، و نيز شعب نسايي در الصحيح، ابو داود در الصحيح،‌احمدبن حنبل در المسند، و ديگران.

[21] . شهاب الذين هيثمي، پيشين، ص87.

[22] .شیخ مفید ارشاد ج1،ص.23و24

[23] . قزويني، سيد كاظم، امام علي ـ عليه السلام ـ از ولادت تا شهادت، مترجم علي كرمي انتشارات دليل ما، چاپ اول تابستان 1380، ص 663 و 664.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/06/07ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
شعری که تحسین رهبر انقلاب را برانگیخت
هادی حسنی از شعرای جوان کشور در دیدار سالیانه شعرا با رهبر انقلاب در نیمه ماه رمضان شعری را قرائت کرد که تحسین رهبر انقلاب را برانگیخت.

به گزارش فارس، هادی حسنی از شعرای جوان کشور در دیدار سالیانه شعرا با رهبر انقلاب در نیمه ماه رمضان شعری را قرائت کرد که تحسین رهبر انقلاب را برانگیخت.

تمام غصه‌ی ما بال و پر نداشتن است
ز رمز و راز پریدن خبر نداشتن است

در این قفس متولد شدیم و می‌میریم
طبیعت قفس عمر در نداشتن است

چگونه داغ دلش خون نباشد از غم عشق
که شرط داغ ندیدن جگر نداشتن است

طبیب حاذق بیمار زندگی مرگ است
علاج دردسر عمر سر نداشتن است

فقط نصیب شهیدان سرسپرده‌ی توست
سعادتی که سزای سپر نداشتن است
+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/06ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

حضرت الياس(عليه السلام)، يكى از پيامبران بنى اسرائيل بود كه پس از حزقيل مبعوث شد. يوشع زمانى كه شام را فتح كرد، بنى اسرائيل آن را بين خود تقسيم كردند. يكى از بنى اسرائيل به بعلبك[1] رفت و مردم را به خداپرستى دعوت كرد; حاكم آن جا ابتدا پذيرفت; ولى همسرش او را به مخالفت وادار كرد و از او كشتن الياس(عليه السلام) را درخواست نمود، الياس(عليه السلام)نيز به كوه ها فرار كرد.

برخى از مفسران بر اين باورند كه الياس(عليه السلام) يسع را به جانشينى خود برگزيد و خداوند او را به آسمان ها برد و لذّت خوردن و آشاميدن را از او گرفت; پس از آن، خداى متعال دشمنان آن قوم را بر آنان مسلط كرد و حاكم و همسرش كشته شدند و بنى اسرائيل به يسع ايمان آوردند[2]

نام الياس(عليه السلام) در سوره ى صافات[3] و انعام[4] ذكر شده است. خداى متعال در سوره صافات مى فرمايد:

(إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَلا تَتَّقُونَ  *أتَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ * اللَّهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ *فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ  *إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الُْمخْلَصِينَ* وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِى الآخِرِينَ);

به درستى كه الياس از فرستادگان بود; چون به قوم خود گفت: آيا تقوى پيشه نمى كنيد؟ آيا ]بت[ بعل را مى پرستيد و بهترين آفرينندگان را وامى گذاريد؟! خداوندى كه پروردگار شما و پدران شما است؟ آن ها الياس را تكذيب كردند و به طور قطع، همه در دادگاه الهى احضار مى شوند، مگر بندگان مخلص خداوند; ما نام نيك الياس را در ميان آيندگان باقى مى گذاريم."

قوم الياس، بتى به نام "بعل" مى پرستيدند; الياس(عليه السلام) آن ها را به خدا پرستى فراخواند; گروهى ايمان آوردند، ولى اكثر آن ها به تكذيب او روى آوردند.

نكته هاى آموزنده

1. اغلب دعوت به كار پسنديده با موانع و مخالفت هاى عده اى روبه رو مى شود;

2. در صورت نپذيرفتن حق و ناسپاسى، باطل مسلط خواهد شد;

3. كسانى كه در مقابل باطل مقاومت نكنند، به تدريج در زمره ى باطل قرار مى گيرند.



.[1] بعلبك نام منطقه اى در لبنان فعلى است.

[2] . مجمع البيان، ج8، ص329.

[3] صّافات، 123 ـ 129.

4. انعام، 85

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/03ساعت 4:58 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

کریم اهل بیت

امام حسن ـ عليه السلام ـ: كنية آن حضرت ابو محمد است.درنیمه رمضان سال سوم هجرت متولد شد و ابو محمد از آن جهت مي گويد كه فرزند بزرگ آن حضرت محمد بوده است و القاب آن بزرگوار سيد: (آقا و بزرگ) چنانكه رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: حسن و حسين ـ عليهما السلام ـ آقا و بزرگ جوانان اهل بهشت اند.[1] سبط: (نوة و نبيرة پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ) امين: (امانتدار)، حجت: (دليل خداوند)، برّ: (نيكو)، نقي: (پاكيزه)، زكي: (پاك)، مجتبي: (برچيده شده و برگزيده)، زاهد: (بي توجه امورات دنيايي و زخارف آن وارد شده است.)[2]

امام حسن ـ عليه السلام ـ هم داراي کرامت بود و هم کريم به معناي بخشنده بوده است هر يک از ائمه ـ عليهم السلام ـ داراي محاسن و جلوه هاي بسيار برجسته بودند، گاهي برخي از اوصاف آنان بيشتر برجسته بوده است. اگر چه اوصاف و فضايل و ويژگي هاي آنان بي شمار است و از هر بعد از ابعاد انسان، اگر فرصت يافته اند برجستگي خود را نمايان کرده و براي اهل زمان شناخته شده اند، اما متأسفانه به خاطر مظلوميت آن بزرگواران و استيلاي طواغيت و ستمگران اوصاف آنان و ابعاد مختلف سيره آن حضرات براي ما پوشيده مانده است. گاهي براي آن حضرات فرصتي پيش آمد کرده و در اين فرصت ها توانسته اند گوشه هايي از اوصاف و سيره خود را براي مردم نشان دهند. امام حسن ـ عليه السلام ـ در دوره اي مي زيست که به لحاظ سياسي و اقتصادي و اجتماعي، مردم گرفتار فقر و ظلم بني اميه بودند، آنان ثروت هاي جهان اسلام را در اختيار خود داشته و بين خود تقسيم مي کردند و بيشتر مردم به فقر و پريشاني زندگي مي کردند، و گاهي به امام حسن ـ عليه السلام ـ مراجعه مي کردند و آن حضرت قبل از درخواست و پيش از خواسته مردم به آنان انعام و بخشش مي کردند.

اين بذل و بخششها که همه از دارايي خود حضرت بود در ميان عرب به قدري شدت يافت که وي را کريم اهل بيت ناميدند بزرگان بني هاشم در سخا و بخشش و احترام به مردم شهرت داشتند ولي آن حضرت به قدري در اين وصف برجستگي داشت که در ميان مردم و اهل بيت از همه زبان زد شده بود و به کريم اهل بيت معروف گرديد. کرامات و معجزات و دلايل ائمه نيز در نزد آن حضرات فراوان بود که در منابع ذکر شده ولي کرامتش به خاطر رفع نيازهاي اقتصادي و حل مشکلات مردم بيشتر زبان زد گرديده است.

امام داراي قلبي پاك و بسیار رؤوف نسبت به دردمندان و تيره بختان جامعه داشتند و با خرابه نشينان دردمند و اقشار مستضعف و كم درآمد همراه و همنشين مي‎شدند و دردِ دلِ آنها را با جان و دل مي‎شنيدند و به آن ترتيب اثر مي‎دادند، و در اين حركت انسان دوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند به كريم اهل بيت مشهور شده‎اند.

و لذا هر ناتوان و ضعيف و درمانده‎اي درِ خانة آن حضرت را مي‎كوبيد نا اميد بر نمي‎گشت و حتّي خود ايشان به سراغ فقراء مي‎رفتند و آنها را دعوت به منزل مي‎كردند و به آنها غذا و لباس مي‎دادند.[3]

امام حسن ـ عليه السّلام ـ تمامي توان خويش را در راه انجام امور نيك و خداپسندانه به كار مي‎گرفت و اموال فراواني در راه خدا مي‎بخشيد، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگاني پر افتخار ايشان، بخشش‎هاي بي‎سابقه و انفاقهاي بسيار بزرگ و بي‎نظيري ثبت كرده‎اند كه در تاريخ زندگاني هيچ كدام از بزرگان به چشم نمي‎خورد و نشانة ديگر از عظمت و كريم بودن ايشان بي‎اعتنايي به مظاهر فريبندة دنياست كه نوشته‎اند حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارايي خود را در راه خدا خرج كردند و سه بار نيز ثروت خود را به دو نيم كردند و نصف آن را براي خود و نصف ديگر را در راه خدا به فقرا بخشيدند.[4]

گفته شده روزي امام حسن ـ عليه السّلام ـ بر جمعي از گدايان گذشت كه پاره‎اي چند از نان خشك‎ها را بر روي زمين گذاشته‎اند و مي‎خورند، چون نظر ايشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت كردند و حضرت از اسب پياده شدند و فرمودند كه خدا متكبّران را دوست نمي‎دارد و با ايشان نشستند و از طعام ايشان تناول كردند و بعد از همة گدايان خواستند كه براي صرف غذا به خانة حضرت بروند و حضرت بر ايشان طعام‎هايي نيكو حاضر ساختند و به لباس‎هاي فاخر همة آنها را مزيّن ساختند.[5]

تاريخ از بخشندگي‎هاي امام حسن ـ عليه السّلام ـ داستان‎هاي فراوان به ياد دارد مثلاً روزي عربي به نزد ايشان آمد و درخواست كمك كرد و امام دستور دادند كه آنچه موجود است به او بدهند و قريب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابي بخشيدند.[6]

نسبت به كرامتهاي امام حسن ـ عليه السّلام ـ داستانهاي زيادي در تاريخ نقل شده . وقتي  درباره ی سفره ی گسترده ی کرمش از او از پرسيدند، چرا هرگز سايلي را نا اميد بر نمي‎گردانيد؟ فرمودند: من هم به درگاه خدا سايلي هستم و مي‎خواهم كه خدا محروم نسازد و شرم دارم كه با چنين اميدي سايلان را نااميد كنم؛ خداوندي كه عنايتش را به من ارزاني مي‎دارد، مي‎خواهد كه من هم به مردم كمك كنم.[7]درباره چشمه جوشان کرامتش گفته شده سائلین ونیازمندان را قبل از اینکه از او بخواهند رفع نیاز می کرد واینقدر برای آبروی مردم وکرامت انسان اعتبار وبهاء می داد.

پس اين بخشندگيها و كارهاي نيكويي كه از امام حسن ـ عليه السّلام ـ در مسير خير و احسان و كمك به طبقات درمانده و نيازمند انجام مي‎گرفت و آنچه را كه داشت به آنها مي‎بخشيد؛خلق ورفتار آن حضرت مظهری از اسماء  الهی  بود؛ومی توان گفت درحقیقت کریم بودن حضرت تجلی وصف کریم حقتعالی  بوده است که از وصف نا قص ما بیرون است  .امیرعلی حسنلو

 



[1] . مجلسي، بحار، ج 43، ص 275، نشر موسسه الوفاء، بيروت.

[2] . مجلسي، جلال آمريكالعيون، ص 379، انتشارات اسماعيليان، قم.

[3] . زماني، احمد، حقايق پنهان، نشر دفتر تبليغات اسلامي، قم، چاپ اوّل، سال 1375، ص 268.

[4] . شيخ عباس قمي، منتهي الأعمال، ج 1، انتشارات هجرت، چاپ هشتم، 1374، قم، ص 417 ـ سيرة پيشوايان، مهدي پيشوايي، نشر مؤسسة تحقيقاتي امام صادق، چاپ دوّم، 1374، قم، ص 90.

[5] . جلاء العيون، ملا محمد باقر مجلسي، نشر انتشارات علميه اسلاميه، ص 241.

[6] . منتهي الأعمال، پيشين، ص 418.

[7] . باقر شريف القريش، زندگاني امام حسن ـ عليه السّلام ـ ، ترجمة فخر الدين حجازي، نشر بعثت، چاپ اوّل، 1376، تهران، ص 135.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/03ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

ولادت امام حسن مجتبي عليه‏السلام

 تو که آمدي...

عباس محمدي

ستاره‏ها تکثير مي‏شوند و آفتاب، در شب‏هاي تاريک رخنه مي‏کند.

همه پيراهن‏ها، بوي يوسف مي‏گيرند و کبوتران از سقف خانه‏ها لبريز مي‏شوند.

آسمان، آن‏قدر آبي مي‏شود که آب‏ها از ياد مي‏روند.

زندگي از لبخند تو آغاز مي‏شود و باران‏ها ستاره مي‏بارند بر ايوان‏هاي تاريک مانده ما. با آمدنت، غروب‏ها کوتاه و کوتاه‏تر شدند و آفتاب، بلندتر از هميشه، بر پنجره‏هاي ما پديدار شد.

تو که آمدي، گريبان‏هاي غريب، بغض شدند و اشک‏ها، باران‏هاي بهاري. جاده‏ها عاشقانه به تو ختم شدند و همه راه‏ها، صراط مستقيم.

بهارها در حاشيه سبز نام تو جان گرفتند.

تو که آمدي؛ غربت از تنهايي درآمد و عشق، در سينه‏هاي کوچک ما جوانه زد.

پرنده‏هاي بي‏آشيانه بر شانه‏هايت آشيان گرفتند و درخت‏ها به برکت نفس‏هاي معطر تو شکوفه زدند و سيب شدند.

با آمدنت، بوي علي در کوچه‏هاي غم‏زده کوفه جاري شد و صداي گريه‏هاي کودکانه‏ات، در صداي بال فرشتگان پيچيد تا شب‏ها، با لالايي آرام تو، کائنات به خواب بروند.

چشم‏هايت، دورترين افق‏ها را روشن کرده است.

سينه‏ات، اقيانوسي است که همه اندوه‏هاي عالم را پذيرا خواهد شد.

با تو، دنياي پدرانه علي عليه‏السلام، رنگين‏تر و تنهايي‏اش با رنگ مهرباني تو پر خواهد شد. تو که آمدي، آبشارها همه قد کشيدند تا در تن تو، خودشان را تطهير کنند و رودخانه‏ها به دنبال کوچه خانه پدري‏ات دويدند تا بوي قدم‏هايت را به درياها سوغات ببرند.

از نام تو، تنهايي مي‏تراود و پرنده‏ها با آسمان آشتي مي‏کنند.

چشمه‏ها در تشنگي کوير، جاري‏اند تا عطش تنهايي تو را تا کربلاي غريب برادرت ببرند.

تو آمده‏اي تا منادي عشق و مهرباني در دلتنگي دورترين کوچه‏هاي شب‏زده باشي.

 

ماه کامل

امير اکبرزاده

ماه به نيمه رسيده است و درهاي رحمت، بر روي جهانيان باز است. فراواني رحمت و نعمت است و جان‏ها آکنده از عشق است. ماه به نيمه رسيده است که اين چنين در کامل‏ترين صورت خويش به جلوه‏گري، دست‏افشاني مي‏کند. ستارگان به تکاپو درآمده‏اند گرداگرد ماه. بدري در آستانه حُسن خودنمايي مي‏کند؛ ماه تمامي که از ذخيره هستي به زمين هديه داده شده است.

حَسَن، آينه حُسن خداوندي است؛ تصوير زيبايي خداوند است که در صورت خاکي نقش بسته است.

مجتبي، در آغوش پاک‏ترين مادران عالم چشم به جهان گشود و ميوه قلب رسول اللّه‏ شد.

آمد و کرامت را از پدر آسماني‏اش آموخت و چراغ کرامتش را براي اهل زمين برافروخت.

ثمره زندگي علي و فاطمه، پا به جهان خاکي گذاشت. خاک تا افلاک غرق نور و سرور شود.

نيمه ماه است؛ ماهي که درهاي رحمت بر روي جهانيان گشوده شده است.

خدايا! به «کريم اهل بيت» سوگند، سايه کرامت خويش را از ما دريغ مدار!

 

آيينه‏دار کرامت

نزهت بادي

آن صفت کريمانه را که در اسما و صفات ذات الهي شنيده‏اي، در ظهور وجود مبارک حسن عليه‏السلام ببين!

اگر امام مجتبي عليه‏السلام را کريم اهل‏بيت مي‏خوانند، بدان جهت نيست که ديگر امامان معصوم از اين صفت برخوردار نيستند، بلکه از آن است که اين صفت در وي به تماميت و کمال رسيده است و امام حسن عليه‏السلام در ظهور و بروز کرامت، پيشي گرفته است؛ به زبان ديگر، امام، در تجلي صفت کرامت و بزرگواري خداوند آنچنان آيينه‏داري مي‏کند که سزاواري اين اسم اعظم را يافته است.

در واقع، خداوند تعالي در هر يک از اهل بيت عليه‏السلام صفتي از اسماي الهي خويش را شاخص گردانيده تا مردم براي رجوع، قبله حاجات واحد و يگانه‏اي داشته باشند؛ وگرنه، ديگر اهل بيت عليه‏السلام نيز از صفت کرامت به دور نيستند. چنين است که هر يک از آل اللّه‏ در صفتي بارز شده‏اند تا به واسطه آن، بر شفاعت عالَم، جلوه بيشتري بيابند.

از بزرگواري کريم اهل بيت عليه‏السلام به دور است که هنگام نياز و حاجت کسي، کرامت خويش بپوشاند و در انعام و اکرام به او بخل ورزد.

پس دست التماس ما و دامان کريمانه او!

 

ماه دل‏آرا

حورا طوسي

پانزده روز رياضت را در اين ماه طاعت، يک نفس دويده‏ايم تا در بشارت ولادت او، مژده عشق بشنويم و مژدگاني مهر بگيريم.

او که از اشراق مهرباني‏ها طلوع کرده و در بستر بخشندگي، دامن گسترده است.

او که در اولين تصوير زميني‏اش، تبسمي شيرين به آينه نگاه پدر و مادر هديه داده است.

او که اولين نواده نبوت است و نخستين زاده امامت.

از نسل نور است و زاده خورشيد، از تبار هدايت است و قافله‏سالار مهر و اميد.

ماه دل‏آراي نيمه رمضان را، پانزده روز است به انتظار نشسته‏ايم و به کرامت و مهرباني‏اش محتاجيم!

چقدر اين دستان زخم‏خورده، به دستگيري کريم اهل‏بيت محتاج است!

اگر تمام زندگي‏اش را چندين بار به نيازمندان بخشيد و سفره‏هاي همدردي و کرامتش همواره گشوده بود، حالا که رمضان به نيمه رسيده و عطر سيب سرخ بهشتي، همه جا را فرا گرفته، حالا که از عطر ميلاد کريم اهل بيت عليهم‏السلام سرشاريم، دست‏هاي نيازمان را دراز مي‏کنيم تا از شجره طيبه کرامت امام مجتبي عليه‏السلام، ميوه اجابت بچينيم.

 

مثل باران

سعيده خليل‏نژاد

مي‏خواست تا چشم و چراغ دين، شما باشي

بعد از علي ميراث‏دار مصطفي باشي

مثل نسيمي مهربان و مثل باران، سبز

آميزه‏اي از رحمت و جود و سخا باشي

زهري که بر کام تو جاري گشت، باعث شد

با نغمه سبز شهادت آشنا باشي

خون مي‏چکيد از پاره‏هاي پيکرت آقا!

اما نبودي شاهد کرب و بلا باشي...

آنها نفهميدند، مي‏داني؟ خدا مي‏خواست

پرورده دامان زهرا مجتبي باشي

اشارات، شماره 89

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/03ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

آفتاب حُسن

ولادت

از حريم فاطمه در نيمه ماه صيام        چهره ماه حسن تابيد با وجه حسن

در گوشه‏اي از جغرافياي زمين، زمان در سال سه هجرت ورق مي‏خورد. از دفتر رمضان پانزده روز مي‏گذشت که مدينه سرشار شادي، تولد نور گستر اولين گل پيوند علي و فاطمه، دومين امام و چهارمين معصوم را با نغمه‏هاي سرور به سرير شکوه‏مند پيامبر فرستاد. امام حسن مجتبي عليه‏السلام نخستين ميوه پيوند امامت و نبوت بود که از سيرت دلرباي محمدْ زينت، از درياي شکوه علي ميراث و از فضايل بي‏کران بتولْ عطر يافته بود. درود و سلام و صلوات بي‏کران خداوندي را روح و ريحانِ روان پاک او مي‏کنيم و ميلاد سراسر نورش را به همه رهروان راستين راهش تبريک مي‏گوييم.

 

دوستي حسن عليه‏السلام دوستي خداست

امام مجتبي عليه‏السلام مهر بي‏کران و علاقه فراوان نياي بزرگوارش پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را همواره همراه داشت. مردمان بارها از پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله شنيدند که فرمود: «خداوندا! من حسن را دوست مي‏دارم، تو هم او را دوست بدار و هر که حسنم را دوست بدارد، خداوند او را دوست مي‏دارد». اميرمؤمنان علي عليه‏السلام هم در اين باره مي‏فرمايند: «رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله بر ما وارد شد، دست حسنم را گرفت، او را به سينه خويش چسبانيد و فرمود: پدر و مادرم به فداي تو باد، هر که مرا دوست دارد، پس اين [حسنم] را نيز دوست بدارد».

 

در آغوش نبي

«زيد بن ارقم» که از راويان بزرگ حديث است، محبت شديد پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را به امام مجتبي عليه‏السلام اين چنين حکايت مي‏کند: روزي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در مسجد مشغول سخن گفتن بود که حسن بن علي در حالي که کودکي خرد بود و لباسي بلند بر تن داشت، وارد مسجد شد و در برابر چشمان رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله بر زمين افتاد. رسول اللّه‏ خطبه را قطع کرد و با سرعت از منبر پايين آمد. مردم امام حسن عليه‏السلام را از روي زمين بلند کردند و به دست مبارک پيامبر سپردند. رسول اللّه‏ او را بر دوش خود گذاشت و با دستاني نوازش‏گر آرامش کرد و سپس به منبر رفت و ادامه سخن را گفت.

 

زندان مؤمن، بهشت کافر

روزي امام مجتبي عليه‏السلام با شکوهي تمام از کوچه‏هاي مدينه مي‏گذشتند. يهودي ژنده‏پوش ژوليده‏اي افسار اسبشان را گرفت و گفت: «نياي تو فرموده: دنيا زندان مؤمن و بهشت کافر است؛ ولي تو با اينکه مؤمني در بهشتي از وقار و شوکتي، و منِ کافر در جهنمي از گرسنگي و فقر!» و مي‏خواست با اين سخن از راز آن گفته پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله آگاه شود. امام مجتبي عليه‏السلام سخن پيامبر را اين گونه تفسير کردند: «اگر منزلت ما را در جهان ديگر ببيني و از وعده‏هاي خداوندي که به ما ارزاني خواهد داشت، که هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و از قلب و خاطر هيچ انساني هم نگذشته، آگاهي يابي، خواهي ديد که ما در اين جهان در زندانيم، و اگر به آن چه خداوند از عذاب‏هاي دردناک و شکنجه‏هاي سخت به تو و ديگر کافران وعده کرده، آگاهي يابي، خواهي ديد که اکنون در بهشتي از آسايش و نعمت به سر مي‏بري».

 

به نزد من بيا

روزي شخصي به خدمت امام حسن مجتبي عليه‏السلام رسيد و پس از سوگند دادن حضرت به مقامي که خداوند ارزاني‏اش داشته، از دشمن ستمگري شکوه کرد که حرمت پيران را پاس نمي‏دارد و بر خردسالان رحم نمي‏کند. امام به او فرمود: «چه کسي با تو ستيز کرده تا دادت را از او بستانم؟ مرد گفت: تنگ دستي و ناداري. امام لحظه‏اي سر به زير افکند و سپس رو به خادمش کرد و فرمود: «هر چه نقد داري حاضر کن». خادم پنج هزار درهم آورد.

امام همه درهم‏ها را به مرد فقير بخشيد و فرمود: «به حق سوگندهايي که دادي، تو را قسم مي‏دهم که هر زمان ديگر دشمنت، فقر، از سرستيز با تو درآمد، شکايت او را به نزد من بياور». مرد وقتي از امام رخصت خداحافظي گرفت، شيوه کريمانه و بزرگواري امام را تحسين مي‏گفت.

 

درسي از بزرگواري

امام مجتبي عليه‏السلام گوسفندي داشت که به آن علاقه‏مند بود، روزي آن گوسفند را شکسته پاي ديد. از خدمتْ کارشان پرسيدند: چه کسي پاي اين حيوان را شکسته است؟ غلام گفت: من. آن حضرت از علت عملش پرسيدند. غلام که مردي حسود و کينه‏توز بود، آشکارا ضمير درونش را هويدا کرد و گفت: براي آن که دلتان را بسوزانم و اندوه را مهمانتان کنم.

امام مجتبي عليه‏السلام که ريشه گرفته از دودمان وحي، در دامان نبوت رشد يافته و از چشمه‏سار فيض الهي نوشيده بود، کريمانه، گستاخي غلام را اين گناه پاسخ فرمود: «[اما من] شادت خواهم کرد؛ تو براي رضاي پروردگار آزادي!» و اين گونه بشريت را درسي از عظمتِ روح و آزادگي داد.

 

چرا هراس از مرگ

يکي از دوستان امام مجتبي عليه‏السلام که مردي بذله گو و شوخ‏طبع بود، به نزد حضرت آمد. امام جوياي حالش شدند. گفت: در حالي هستم که نه خود راضي‏ام، نه خداوند و نه شيطان. حضرت فرمودند: «مگر چگونه‏اي؟» گفت: خدا دوست دارد که اطاعت کننده‏اش باشم و نه چونان عصيان‏گران، و من چنين نيستم. شيطان مي‏خواهد که نسبت به خدا سرکش باشم نه مطيع، اين گونه هم نيستم، و خود مي‏خواهم که هرگز نميرم ولي افسوس که مرگ حتمي است. در همين هنگام مرد ديگري که در مجلس بود، از امام درباره ناخوشايند بودن سفر مرگ پرسيد. حضرت فرمودند: «شما آخرتتان را تباه و دنيايتان را آباد کرده‏ايد و از همين‏رو، کوچ از آبادي به ويراني را دوست نداريد».

 

شاهد و مشهود

امام مجتبي عليه‏السلام صورتي زيبا، سيرتي نيکو و صوتي دل نشين داشتند. آن حضرت چون در منزل گاه وحي و دامان نبوت و امامت رشد يافته بودند، در همان کودکي از معاني بلند قرآن آگاهي داشتند. در اين باره گفته‏اند: روزي شخصي به مسجد آمد و از تفسير دو واژه «شاهد» و «مشهود» در قرآن پرسيد. مردي پاسخ گفت: شاهد روز جمعه است و مشهود روز عرفه. مرد ديگري گفت: شاهد روز جمعه است و مشهود روز عيد قربان، اما کودکي که در گوشه مسجد نشسته بود پاسخي متفاوت داد. او گفت: «شاهد رسول خدا و مشهود روز قيامت است». وي درباره دليل سخنش به آيه 45 سوره احزاب اشاره کرد که خداوند مي‏فرمايد: «اي پيامبر، ما تو را شاهد، مژده دهنده و بيم دهنده فرستاديم» و سپس به سخن پروردگار در آيه 103 سوره هود استناد کرد. سؤال کننده که از شيوه بيان و استدلال استوار کودک به وجد آمده بود، از مردم نام کودک را پرسيد. گفتند: او حسن‏بن علي‏بن ابي‏طالب عليهماالسلام است.

 

غذاي جان

تفکر، سرنوشت ساز است و غفلت سرنوشت سوز. گاه چشمان کم سوي ادراک ما فقط فرداي امروز را مي‏بيند و از آينده‏هاي فرادست غافل مي‏شود. جسم را مي‏بيند و جان را فراموش مي‏کند، ظاهر را زيور مي‏دهد و باطن را زيان، و غافل مي‏شود که اين جسمْ تنها وسيله‏اي است براي رفتن، اما آنان که در مکتب دين از محضر عقل درس مي‏گيرند، هيچ‏گاه وسيله را هدف نمي‏شمارند. امام مجتبي عليه‏السلام در اين باره مي‏فرمايند: «در شگفتم از کسي که درباره خوراکي‏هاي خود مي‏انديشد ولي درباره نيازهاي فکري خود تأملي نمي‏کند. از آن چه شکم او را بيازارد پرهيز مي‏کند، ولي انديشه و دل خود را از پست‏ترين چيزها پر مي‏سازد».

 

راه ميانه

امام مجتبي عليه‏السلام در بياني بلند، مردمان را به ميانه روي در راه کسب روزي دعوت مي‏کنند؛ نه کساني را مي‏ستايند که براي يافتن رزق، زره رزم مي‏پوشند و سخت کوشند، و نه آنان که در ستيز با سرنوشت سپر افکنده و دست تسليم بالا برده‏اند. آن حضرت مي‏فرمايند: «در طلب روزي هم‏چون پيروزمندان کوشش مکن، و برقضا و قدر پروردگار به مانند تسليم شدگان متکي نباش که در پي روزي و فضل خدا رفتن سنت است و پرهيز از حرص، عفّت است، نه عفت، روزي را دور مي‏کند و نه آزمندي چيزي افزون».

 

ردّ بدي با خوبي

احسان را با ناسپاسي و نيکي را به بدي پاسخ گفتن، از مرام مروت به دور و کار نامردمان زشت سيرت است. در قانون فطرت انساني و در مسلک دين باوران پاک طينت، پاداش احسان سپاس است و پاسخ نيکي خوبي، و البته جزاي جنايت و نامردمي تلخي و عقوبت. اما مکتب الهي اسلام که همه عظمت‏هاي روحي را در اوج و عروج خويش تجلّي يافته دارد، فرهنگي فراتر از باورهاي حساب انديش مادّي را بر روابط انساني حاکم کرده است. اين آيين انسان ساز در بسياري از حيطه‏ها براي زدودن تاريکي‏هاي ظلمت آور، از عطر سپيدي‏هاي روشنايي‏زا استمداد مي‏طلبد، هم چنان که وقتي مولاي بيان حضرت علي عليه‏السلام از فرزندشان حضرت مجتبي عليه‏السلام مي‏پرسد: فرزندم درستي چيست؟ پاسخ مي‏شنود که پدر جان! درستي، رد کردن بدي است با خوبي.

 

نزديک دور يا دور نزديک

روابط خويشاوندي تنها با پيوندهاي قلبي استحکام مي‏يابند و الاّ از همان حيطه نام‏ها و نسبت‏ها فراتر نمي‏روند و به همين دليل است که گاه در روابط ميان آدميان مرزهاي رسمي شناخته شده، رنگ مي‏بازد؛ از سمت ناآشنايي نسيم محبت دل را مي‏نوازد و از سوي آشنايي تعفن نفرت مشام را مي‏آزارد. امام مجتبي عليه‏السلام در سخني زيبا اين معنا را چنين روايت مي‏کنند: «نزديکان آدمي آنانند که محبّت نزديکشان ساخته است، هر چند نژاد و تبارشان دور باشد و بيگانگان آنانند که محبت ميانشان نيامده است، هر چند تبار و نژادشان نزديک باشد».

 

خواهم آن چه او خواهد

چشم‏هاي ظاهربين و عقل‏هاي معاش انديش از بارگاه بي‏نياز تنها نعمت و آسايش نياز مي‏کنند تا در پرتو آن شاکر باشند و ذاکر، اما هستند عارفان خود ساخته‏اي که مس وجود را با کيمياي درد و مصيبت به طلاي کمال مبدّل مي‏کنند. در باور اينان فقر خوشايندتر از ثروت است و بيماري انسان سازتر از سلامت. اما ديگراني که به افق‏هايي فراتر از نگاه اينان چشم دارند، فقط آن مي‏خواهند که خدا خواهد؛ خواه فقر و خواه ثروت، خواه مرض و خواه سلامت. اينان کمال يافته‏تر از ديگرانند. آن چنان که روزي به امام مجتبي عليه‏السلام گفتند: «ابوذر گفته است نزد من فقر بهتر از ثروت و بيماري بهتر از سلامتي است». آن حضرت فرمودند: «خدا ابوذر را بيامرزد، ولي من مي‏گويم: آن کس که خويش را به خواست خدا واگذارد، نمي‏خواهد مگر حالي را که خدا برايش خواسته است».

 

برکات حضور در مسجد

در باور دين‏مداران، پاکي سرچشمه نور است و پليدي زاينده تاريکي، از نگاه اينان هر فعل نيک يا هر گفتار شايسته، برکات و پاداش‏هاي ديگري را ره‏آورد دارد، هم چنان که هر گناه يا هر گفتار زشت، شر يا عقوبتي ديگر را پي آمد، و از همين رو است که در بيش‏تر رواياتِ امامان معصوم هر عمل الهي يا شيطاني با آثار و عواقبش همراه مي‏شود، و از همين گونه است سخن امام مجتبي عليه‏السلام که براي تشويق مردمان به حضور در مساجد، برکات حضور پيوسته در مسجد را چند چيز بر مي‏شمرند: «نشانه‏اي روشن [براي شناخت خدا]، برادر ديني که به شخص سود مي‏رساند، دانشي تازه و رحمتي که در انتظار است، گفتاري که فرد را راه نمايد يا از بدي باز دارد، و دوري از گناه از روي شرم يا از ترس خدا».

 

در نکوهش بخل

بخل، زنداني خود ساخته است که بخيل به اختيار خويش خود را در آن محبوس کرده است؛ او با رنج بسيار زحمت انباشتن را کشيده، اما لذت بخشيدن را بر خود حرام کرده است. نگهبان رنجور بيداري است که به‏همه چيز به چشم نگه داشتن نگريسته، احمقي است که حساب پس مي‏دهد ولي استفاده نمي‏کند، و نهايت اينکه بخشنده‏اي است که همه چيز را بي‏منت و مزد بر ديگران باقي مي‏گذارد و افسوس و عقاب را با خود به خاک مي‏برد. امام مجتبي عليه‏السلام در کلامي گهربار، بخل را اين گونه معنا مي‏کنند: «بخل آن است که آدمي گمان کند آن چه مي‏بخشد، از ميان مي‏رود و آن چه نگاه مي‏دارد، بر بزرگي‏اش مي‏افزايد». و سپس در کلامي ديگر اين صفت زشت را اين گونه نکوهش مي‏کنند: «بخل سرچشمه هر بدي و عيب است و محبت را از دل‏ها مي‏ربايد».

 

رفيق من کيست؟

امام مجتبي عليه‏السلام در کلامي درس‏آموز، به شيوه آموزگاران فهيم، ابتدا سؤالي مي‏پرسند و مردمان را لختي به تفکر وا مي‏دارند. سپس خود در پاسخي زيبا، ترديدها را مي‏زدايند تا بدين گونه راه را بر ديگران بياموزند. آن حضرت مي‏فرمايند: «آيا مي‏خواهيد از کسي برايتان بگويم که رفيق من است و در چشم من از همه مردمان برتر است؟ او کسي است که دنيا در نگاهش کوچک است و همين است که او را در پيش چشم‏هاي من بزرگ کرده است. از حکومت شکم بيرون است و به آن چه حلال نيست، رو نمي‏کند... نه شکوه مي‏کند و نه به خشم مي‏آيد. بيشتر عمرش در سکوت است. هنگام کوشش، چون شير حمله گر است. وقتي با دانشمندان مي‏نشيند بيشتر دوست مي‏دارد گوش دهد نه آن که سخن بگويد و اگر در سخن بر او غالب شوند، در سکوت بر او پيروز نمي‏شوند. از آن چه [از نيکي‏ها] انجام مي‏دهد سخن نمي‏گويد و انجام مي‏دهد آنچه را که وعده نداده است».

 

ثروت را پيش بفرست

چرا از مرگ در هراسيم؟ از آن‏رو که بر روز واپسين توشه‏اي نداريم؟ براي دل بستگي به مال و منال يا زن و فرزند؟ ترس از عقوبت کردار نادرست يا هراس از دنياي ناشناخته پيش رو؟ يا... بدون ترديد نمي‏توان همه اين دلايل را بر همگان تعميم داد و هر کس در اين باره پاسخي خاص دارد. هم چنان که روزي مردي ثروتمند به نزد امام مجتبي عليه‏السلام آمد و گفت: «اي فرزند پيامبر! من از مرگ مي‏ترسم». حضرت رو به او کرد و فرمود: «اين بدان سبب است که مال خويش را پشت سر نهاده‏اي، اگر مال را پيش بفرستي، شاد مي‏شوي که به آن برسي».

 

درد و درمان

نشان دادن چاه بي‏شناساندن راه، شناختن درد بدون دنبال کردن درمان، صدا زدن و پاسخ نشنيدن، کار کردن و مزد نگرفتن و مانند آن، ... هيچ يک در آيين الهي اسلام معنا ندارد. اسلام مکتب راهنمايي است، مکتب درمان کردن دردها، زدودن غم‏ها، آيين جواب گفتن‏ها و پاداش دادن‏هاست. هم چنان که امام مجتبي عليه‏السلام در حديث ارزش‏مندي به اين معنا اشاره کرده و مي‏فرمايند: «پروردگار متعال درگاه سؤال و خواستن را بر کسي نمي‏گشايد که درگاه اجابت کردن را بر او بربندد، و درگاه عمل را بر کسي نمي‏گشايد که درگاه قبول را بر او ببندد و درگاه سپاسگزاري نعمت را بر کسي نمي‏گشايد که درگاه افزون گشتن را بربندد».

 

آزمندي به هر چيزي

طمع، دشمن پارسايي و خردورزي است. در نگاه شخص آزمند، ديگران و آن چه دارند، زيبا و دوست داشتني جلوه مي‏کنند. انسان طمع کار، چونان گرسنه سيري ناپذيري است که هر چه به دست مي‏آورد، شعله پرگداز درونش را خاموش نمي‏سازد. اين خوي زشت، شقاوت‏زا و فساد آفرين است و انسان را به ذلت و بندگي مي‏کشاند؛ چرا که صاحبان اين صفت، چونان گدايان بي‏پروا دست طلب و چشم نياز به داشته‏هاي ديگران دارند. در حقيقت، طمع کار هر چند از ثروتي بي‏کران بهره‏مند باشد، در فقري هميشگي دست و پا مي‏زند، و به همين دليل وقتي از امام مجتبي عليه‏السلام سؤال مي‏کنند که فقر چيست؟ پاسخ مي‏شنوند: «آزمندي به هر چيزي».

دست طمع که پيش کساني مي‏کني دراز          پل بسته‏اي که بگذري از آبروي خويش

صائب

 

ارزش سکوت

به حکيمي سخنوري مي‏گفت           که نگويي سخن، همه گوشي

هم ز حکمت بگوي حرفي چند        گفت: نيست حکمت به ز خاموشي

از امام مجتبي عليه‏السلام درباره سکوت پرسيدند. فرمود: «پوششي است بر خستگي و درماندگي، زينتي است بر آبرو، و آن که سکوت کند، در آسايش است و آن که هم نشين سکوت است، در امان».

بر بساط نکته دانان خود فروشي شرط نيست   يا سخن دانسته گوي اي مرد بخرد يا خموش

حافظ

 

حرص، حسد، تکبر

برخي از پليدي‏ها آرام آرام چونان حرکت موري که در تاريکي شب بر سنگي سياه راه مي‏رود، به درون آدمي رخنه مي‏کند، در پهناي قلبش ريشه مي‏دواند و او را از درون به تباهي مي‏کشاند. اين رذائل اخلاقي از آن جا که زمينه ساز بسياري از گناهان ديگر مي‏شوند و پي‏آمدهايي شوم دارند، در روايات اسلامي بسيار نکوهش شده‏اند. امام مجتبي عليه‏السلام درباره پاره‏اي از اين رذائل دروني مي‏فرمايند:«هلاکت مردمان در سه چيز است؛ تکبر ورزيدن، آزمندي و حسادت نمودن؛ چرا که تکبر دين را تباه مي‏کند و ابليس را تکبر به لعنت کشانيد. آزمندي، دشمن مردمان است و آدم را همو از بهشت بيرون راند، و حسد سبب زشت کاري است و از حسد بود که قابيل، هابيل را کشت».

 

خوشه‏هايي از نور

پناهنده به خدا، آسوده و محفوظ و دشمن او ترسان و بي‏ياور است.

با بندگي و طاعت، به خدا نزديک شويد.

پستي و ناکسي اين است که شکر نعمت نکني.

امام مجتبي عليه‏السلام به مردي که از بيماري شفا يافته بود، فرمودند: «خدا يادت کرده؛ پس يادش باش و از تو گذشت؛ پس شکرش کن».

انسان تا وعده نداده، آزاد است، اما وقتي وعده مي‏دهد، زيربار مسئوليت مي‏رود و تا زماني که بدان عمل نکند، رها نخواهد شد.

هر کس نيکي‏هاي خود را برشمرد، بخشندگي خود را تباه کرده است.

نشانه برادري، وفاداري در سختي و آسايش است.

هر گاه شنيدي شخصي آبروي مردم را مي‏ريزد، بکوش تا تو را نشناسد.

تمام کردن احسان، از آغاز کردن آن بهتر است.

بداخلاقي، از بلا و مصيبت بدتر است.

دانش خود را به ديگران بياموز و علم ديگران را هم فراگير تا بدين وسيله هم دانش خود را استوار سازي و هم آنچه را نمي‏داني، بياموزي.

براي مجازات در خطاها و لغزش‏ها، شتاب نکن و بين خطا و مجازات فرصتي براي پوزش‏طلبي باقي بگذار.

اصغر عرفان- گلبرگ، شماره 67

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/03ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
دعاى روز دهم ماه رمضان
أَللّهُمَّ اجْعَلْني فيهِ مِنَ الْمُتَوَكِّلينَ عَلَيْكَ؛ وَاجْعَلْني فيهِ مِنَ الْفائِزينَ لَدَيْكَ؛ وَاجْعَلْني فيهِ مِنَ الْمُقَرَّبينَ إِلَيْكَ بِإِحْسانِكَ يا غايَةَ الطّالِبينَ.

خداوندا مرا در اين روز از توكل‌كنندگانت قرار ده و از رستگاران درگاهت گردان؛ و در شمار مقربان درگاهت درآور. به حق احسانت اي مقصود جويندگان.
+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/30ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
كدخبر: ۱۱۵۲۳۴
تاريخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۷:۴۱
تعداد بازديد: ۲۲۷۲۱
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
عکس خانوادگی از عامل کودتای ۲۸ مرداد
این عکس "فضل الله زاهدی" عامل کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در کنار دخترش هما و پسرش اردشیر را از آرشیو عکس های پدرم بیرون آورده ام.

در تاریخ سیاسی معاصر ایران، نام فضل الله زاهدی با کودتای انگلیسی ـ امریکایی 28 مرداد 1332 عجین شده است. او در سال 1271 ش. در همدان متولد شد. پس از تحصیلات متوسطه و در آستانه جنگ اول جهانی به نیروهای قزاق پیوست و فنون نظامی را زیر نظر افسران روسی فراگرفت‌.

وی در زمره افسران تیپ همدان بود که برای سرکوب نهضت جنگل عازم شمال کشور شد و در کودتای 1299 رضاخان، به وی پیوست‌. زاهدی در دوره رضاخان صاحب مشاغل مهمی شده و مأموریتهای بسیاری انجام داد.

این عکس "فضل الله زاهدی" عامل کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در کنار دخترش هما و پسرش اردشیر را از مجموعه آرشیو عکس های پدرم "محمدعلی اسدزاده" بیرون آورده ام که از سال 1340 در دوران ریاست "مسعودی" در روزنامه اطلاعات بود و تا پایان بازنشستگی اش در روزنامه از معاونت فنی روزنامه گرفته تا دستیاری شمس آل احمد پس از انقلاب را بر عهده داشته است.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/30ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
سفارش امام رضا(ع) برای روزهای آخر شعبان
"تابناک"ـ امام رضا(ع) فرمودند: در آخر ماه شعبان زیاد به درگاه الهی عرض کنید:

«اللهم ان لم تکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفر لنا فی ما بقی منه»

خدایا اگر ما را در چند روز گذشته از ماه شعبان نیامرزیده ای در باقیمانده از این ماه ما را ببخش و بیامرز.

به امید اینکه لیاقت ورود به مهمانی خدا در ماه پر خیر و برکت رمضان را داشته باشیم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/18ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
خطبه پیامبر اسلام(ص) در پایان ماه شعبان
اى مردم! ماهى بزرگ بر شما سایه افکنده است، ماهى مبارک، ماهى که در آن شبى است که عمل در آن، بهتر از عمل در هزار ماه است...

به گزارش مهر، خطبه‌ای از پیامبر اسلام(ص) نقل است که در آخرین روز ماه مبارک شعبان گفته شده و بر خیرات و برکات ماه رمضان تأکید و ضرورت بهره‌مندی از فرصتهای معنوی آن یادآوری شده است.

دعائم الاسلام: عَن رَسولِ الله (ص) أنَّهُ خَطَبَ النّاسَ آخِرَ یَومٍ مِن شَعبانَ، فَقالَ:

«أیُّهَا النّاسُ، إنَّهُ قَد أظَلَّکُم شَهرٌ عَظیمٌ، شَهرٌ مُبارَکٌ، شَهرٌ فیهِ لَیلَةٌ العَمَلُ فیها خَیرٌ مِنَ العَمَلِ فی ألفِ شَهرٍ . مَن تَقَرَّبَ فیهِ بِخَصلَةٍ مِن خِصالِ الخَیرِ کانَ کَمَن أدّى فَریضَةً فیما سِواهُ، و مَن أدّى فیهِ فَریضَةً کانَ کَمَن أدّى سَبعینَ فَریضَةً فیما سِواهُ.

و هُوَ شَهرُ الصَّبرِ؛ وَالصَّبرُ ثَوابُهُ الجَنَّةُ، و شَهرُ المُواساةِ، شَهرٌ یُزادُ فیهِ فی رِزقِ المُؤمِنِ؛ مَن فَطَّرَ فیهِ صائِما کانَ لَهُ مَغفِرَةٌ لِذُنوبِهِ و عِتقُ رَقَبَتِهِ مِنَ النّارِ، و کانَ لَهُ مِثلُ أجرِهِ مِن غَیرِ أن یَنقُصَ مِن أجرِهِ شَیءٌ.»

صاحب دعائم الاسلام نقل می‌کند: در آخرین روز شعبان، پیامبر خدا براى مردم خطبه خواند و فرمود:

«اى مردم! ماهى بزرگ بر شما سایه افکنده است، ماهى مبارک، ماهى که در آن شبى است که عمل در آن، بهتر از عمل در هزار ماه است. هر کس با کار نیکى از نیکى‏ها در آن به خداوند تقرب جوید، گویا واجبى را در ماه‏هاى دیگر ادا کرده است و هر کس واجبى را در آن انجام دهد، همچون کسى است که هفتاد واجب را در ماه‏هاى دیگر انجام داده است .

و آن، ماه صبر است و پاداش صبر، بهشت است. ماه مواسات(همدردى) است و ماهى است که روزىِ مؤمن در آن افزوده مى‏شود. هر کس روزه‏دارى را در آن افطار دهد، پاداشش آمرزش گناهانش و آزادى‏اش از آتش است و براى او به اندازه آن [روزه‏دار]، پاداش است، بى آن که از اجر او چیزى کاسته شود.»

.......................

دعائم الاسلام: 1/268 ؛ کتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1
نظرات کاربران:
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/18ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
کهنترین سرو جهان خشک می‌شود +عکس
سرو کهنسال ابرکوه که به قول «مارکوپولو» چون فواره‌ای سبز از دل کویر ایران رسته است به دلیل آنچه متخصصان بی توجهی به حفظ میکرو ارگانیزم‌های خاک و آسیب‌های زیستی توسط انسان عنوان می‌کنند دچار فرسایش شدید شده و در حال خشک شدن است.

به گزارش خبرنگار مهر، سرو را ایرانیان درخت آزادگی نامیده‌اند. این تعبیر رندانه پدران ماست که ثمر ندادن سرو را به پای آزادگی‌اش گذاشته‌اند. سنگ نگاره‌های تخت جمشید که تندیسی از شکوه این درخت اساطیری است گواه دیگری بر اعتبار سروها در باور ایرانی‌هاست.

سرو ابرکوه که به روایتی پیرترین ساکن کویر است، با ۲۵ متر ارتفاع در قلب ایران زندگی می‌کند و قدیمی‌ترین موجود زنده جهان لقب گرفته است. این درخت به خاطر عمر طولانی در ایران باستان نماد اهورامزدا بوده و در تاریخ نوشته‌ها آمده که بعضی از درختان سروی که در ایران وجود دارند، توسط زرتشت پیغمبر کاشته شده‌اند.

شواهد از بروز نشانه‌های مرگ کهن ترین درخت زمین در ابرکوی یزد خبر می‌دهد، درختی که به روایتی بیش از چهار هزار سال عمر دارد و نشانه‌ای از هویت ایرانیان قبل از اسلام است. یک متخصص برجسته در حوزه درختان کهنسال ایران با اشاره به آخرین بررسی خود از سرو ابرقوی یزد به خبرنگار مهر گفت: در سال 85 که روی این درخت کهنسال مطالعه می‌کردم به دلیل مشاهده تغییرات متعدد در اطراف و بافت درخت، انتظار این را داشتم که دیر یا زود خبر مرگ این سرو تاریخی را بشنوم.

مصطفی خوشنویس با تاکید بر شرایط خاص زیستی این درخت افزود: در این سالها شرایط زیستی و بافت خاک عوض شده چرا که این سرو در حاشیه باغات انار کاشته شده بود ولی امروز سرو ابرکوه در یک پارک واقع شده و قطعا مراقبتهای لازم از آن صورت نگرفته است.

وی به حضور گردشگران در کنار این درخت به دلیل جاذبه تاریخی و باستانی اش اشاره کرد و گفت: بارها شاهد لمس و تکیه دادن مردم به تنه سرو ابرکوه بوده ام و هیچ کس ابایی از نزدیک شدن به آن ندارد چون هیچ حفاظتی از آن صورت نمی‌گیرد در حالی که این درخت کهنسال به خاطر ویژگیهای خاص و عمر طولانی نیازمند مراقبت ویژه است.

خوشنویس اضافه کرد: روزانه 50 تا 100 نفر به این سرو نزدیک می‌شوند که حضور آنها باعث کوبیده شدن خاک، تراکم شدید در پای درخت، محدود شدن نفوذ پذیری آب و برهم خوردن میکرو ارگانیزمها می‌شود. این در حالی است که حداقل فضا برای نزدیک شدن به این درخت 2.5 متر است و از سایه‌انداز به سمت تنه نباید قدم برداریم.

این کارشناس موسسه علمی تحقیقاتی سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور تاکید کرد: لگد کوب کردن ساختمان خاک در سالهای اخیر شدت گرفته و رسیدگی کامل انجام نمی‌شود، در حالی که باید هر چند سال یک بار خاک اطراف درخت شخم بخورد و کود پوسیده به خاک سپرده شود.

وی به شیوه شخم زنی زمین های اطراف گونه‌های کهنسال مانند سرو اشاره کرد و افزود: به دلیل اینکه ریشه سرو در سطح خاک پراکنده شده، نباید خاک را بالاتر از 5 سانتیمتر شخم زد که باعث زخمی شدن ریشه شود، در حالی که تا عمق 20 سانتیمتر با بیل حاشیه سرو کنده می‌شود و همین موضوع، ضربه‌های مهلکی به بافت خاک و ریشه‌ها وارد کرده و تهدیدی برای سرو ابرکوه است.

به باور این کارشناس محیط زیست و منابع طبیعی، سروهای باغ فین کاشان به دلیل شخم زنی غلط و و تخریب بستر خاک و ریشه‌های سطحی آسیب شدید دیدند و شمار بسیاری از این سروها چندین ده ساله خشک شدند.

وی به آمار متناقض و متفاوت از سن و طول عمر سرو ابرکوه به عنوان یکی از کهن ترین درختان دنیا اشاره کرد و گفت: گاهی با افراط این درخت را هشت هزار ساله یا چهار هزار و چند صد ساله نامیده‌اند که به عقیده بنده کاملا اشتباه است. اگر بپذیریم که این درخت سالانه یک میلی متر رشد قطری داشته، پس باید امروز حداکثر سه هزار و چهارصد سال سن داشته باشد.

خوشنویس بر این باور است: دوایر رویشی تنه درخت که هر سال یک دایره بر قطر آن اضافه می‌کند، نشانه‌ای واضح برای مشخص کردن سن گونه‌های درختی است. با توجه به آمارهایی که به طور دقیق محاسبه کرده ام، بیشترین سن سرو ابرکوه هزار و دویست سال است.

وی افزود: این درخت با وجود اینکه در رویشگاه واقعی خود نیست، از شرایط زیستی نسبتا خوبی برخوردار است که شامل هوای معتدل و گرم، آب کافی قنات ها و فرصت هفت ماهه در سال برای رشد است.

به دیدگاه این متخصص درختان کهنسال، تحت هیچ شرایطی و با هیچ ابزاری نمی‌توان عمر سرو ابرکوه را بیش از هزار و دویست سال عنوان کرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/18ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

ه. مدارك مورد نياز

1.  فرم تكميل شده تقاضانامه ثبت نام؛

2.  يك نسخه از تصوير تمام صفحات شناسنامه؛

3.  سه قطعه عكس جديد 4×3 تمام رخ با ذكر مشخصات داوطلب در پشت آن؛

4.  ارائه تصویر یکی از مدارک ذکر شده در بند 3 شرایط اختصاصی و تكميل فرم شماره 2 براي شاغلان به تحصيل در مقطع سطح 3 حوزه يا كارشناسي ارشد؛

5. تصویر آخرین حکم گارگزینی (مخصوص داوطلبان عضو هیئت علمی گروهای معارف اسلامی دانشگاه­ها).

6.  تصوير كارت پايان خدمت وظيفه عمومي يا معافيت آن؛

7.  تصوير ريز نمرات دوره سطح 3 يا كارشناسي ارشد با ذكر معدل آن؛

8.  پاكت نامه معمولي كه در پشت آن آدرس دقيق و كد پستي داوطلب ( گيرنده ) نوشته شده باشد؛

9.  گواهي معتبر از مراكز مربوط سهميه­هاي قانوني؛

10. واريز مبلغ 300000 ریال در وجه دانشكده علوم حديث قم، به حساب شماره 0105723001009 حساب سیبا، بانک ملی، شعبه 19 دی و ارسال اصل فيش بانكي به همراه ديگر مدارك؛

و.  مواد و منابع آزمون دكتري مدرسي معارف اسلامي، گرايش قرآن و متون اسلامي

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/18ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
چه رژيم غذايي براي شما مناسب است؟ امروزه شما با رژيم‌هاي غذايي گوناگوني برخورد مي‌كنيد كه همگي ادعاي بهترين راه كاهش وزن را دارند. واقعيت آنست كه خيلي از اين نوع رژيم‌ها حتي در صورت ايجاد كاهش وزن، نيز اثرات گذرا خواهند داشت، علاوه بر آنكه با مشكلات عديده به ويژه بيماري‌هاي پوستي و ضعف عمومي همراه خواهند بود. يك نكته اساسي در كاهش وزن آنست كه شما بايد هميشه به خاطر داشته باشيد كه يك روزه و يك شبه چاق نشده‌ايد كه بدنبال معجزه‌اي مي‌‌گرديد كه 10-12 روزه لاغر شويد! پس چطور بايد پي ببريم كه يك رژيم غذايي متعادل است و به كاهش وزن پايدار و بدون عوارض منجر خواهد شد؟
در رژيم‌هاي غذايي علمي به منظور كاهش وزن و براي رسيدن به وزن پايدار و سالم، فقط توجه كردن به ميزان انرژي موجود در مواد غذايي كافي نيست، بلكه براي دست يافتن به وزن ايده‌آل، بايد عادات سالم غذايي ايجاد شود. ايجاد عادات غذايي صحيح بر چهار پايه اساسي استوار است:
1- رفتار درماني: در افراد چاق، رفتارها و عادات ناصحيح غذايي است كه منجر به چاقي مي‌شود. به طور مثال افراد براي كاهش وزن وعده‌هاي غذايي خود يا يك نوع ماده غذايي را از رژيم خود حذف مي‌كنند. اين شيوه‌ها علمي نيست و حتي اگر كاهش وزني رخ دهد اين شيوه‌اي نيست كه شما به طور طولاني قادر به انجام آن باشيد. در يك برنامه غذايي صحيح، فرد چاق مراجعه‌كننده بايد تحت نظر پزشك متخصص،عادات غلط غذايي خود را اندك اندك از بين برده و شيوه درست غذاخوردن را آموزش ببيند. رفتار درماني مي‌‌تواند به صورت انفرادي يا به صورت گروه درماني باشد. مطالعات گذشته نشان مي‌دهند كه گروه درماني اگر به‌درستي هدايت شود در اصلاح رفتارهاي نادرست غذايي، تاثير به مراتب بيشتري خواهد داشت.
2- حمايت خانواده و شرايط محيط زندگي: يكي از فاكتورهاي كمك‌كننده در كاهش وزن افراد، تغيير شيوه ناصحيح زندگي آنهاست. اين تغيير شيوه زندگي نياز به يك كار تيمي دارد كه نفر اول اين تيم خود فرد مي‌باشد. يعني تا زماني كه مريض نخواهد ديگران نمي‌‌توانند به او كمكي بكنند. در مرحله بعدي حمايت‌ها و همكاري خانواده خواهد بود كه بسيار مهم است و در نهايت متخصص تغذيه با علم و دانش خود، خانواده را راهنمايي خواهد كرد. نتيجه مطلوب زماني حاصل مي‌شود كه اين گروه، به‌صورت يك تيم هماهنگ و در كنار هم به يك هدف بيانديشند. در خانواده‌اي كه همسر يا ساير اعضاي خانواده، فرد را به‌سوي رژيم نادرست غذايي ترغيب مي‌نمايند، جواب به درمان به مراتب دشوارتر خواهد بود.
3- ورزش و افزايش فعاليت بدني: ورزش و فعاليت بدني جزء لاينفك برنامه كاهش وزن مي‌باشد، چرا كه حتي افراد با وزن طبيعي نيز براي سلامتي خود نيازمند فعاليت بدني روزانه هستند. براي افراد مبتلا به افزايش وزن ، فعاليت بدني نه تنها براي كاهش وزن، بلكه بعد از اتمام دوره درمان، براي ثابت نگه داشتن وزن آنها نقش اساسي دارد. منظور از فعاليت بدني فقط رفتن به ورزشگاه‌ها و ورزش سنگين حرفه‌اي نيست، بلكه با برنامه منظم، اين فعاليت بدني حتي در محل كار وزندگي نيز ميسر مي‌باشد. يكي از توصيه‌ها، داشتن پياده روي منظم روزانه روي سطح صاف است كه در افراد مختلف با سرعت‌هاي مختلف صورت مي‌‌گيرد. مهم، داشتن فعاليت بدني منظم، در برنامه روزانه افراد است.
4- انتخاب غذاهاي سالم و مطابق با سبد غذايي خانواده: توجه به ميزان كالري دريافتي و نيز ميزان پروتئين، چربي ، انواع قند و كربوهيدرات‌ها در طي وعده‌هاي غذايي اهميت ويژه‌اي در كنترل وزن و حفظ سلامتي افراد داده. فرد چاق، بايد طي دوره‌هاي درماني با انواع مواد غذايي آشنا شده و بياموزد كه چگونه از انواع گروه‌هاي غذايي به ميزان مناسب بهره‌مند شود. اگر بخواهيم يك رژيم غذايي براي سال‌ها مورد استفاده قرار گرفته و در عين حال وزن فرد نيز پايدار بماند، بايد آن رژيم غذايي با سبد غذايي خانواده هماهنگ باشد. بر همين اساس است كه براي تشخيص اشكالات تغذيه‌اي و نيز هماهنگ شدن با سبد غذايي خانواده در كلينيك‌هاي رژيم درماني، از بيمار مي‌خواهند كه ميزان غذاي دريافتي خود را با آموزشي كه مي‌بينند در مدتي كوتاه گزارش كند.
پس از بررسي گزارش غذايي فرد، بايستي نهايت سعي به‌عمل آيد كه سفره غذايي فرد رژيم گيرنده با سفره غذايي خانواده هماهنگي داشته باشد تا برنامه جديد غذايي پايدار و وزن كاهش يافته ماندگار شود. بايد فرد چاق يا داراي اضافه وزن بداند از هيچ ماده غذايي محروم نيست، بلكه محدوديت وجود دارد نه محروميت. بر همين اساس در رژيم‌هاي غذايي جديد، سفره بيمار از ساير اعضا خانوا ده جدا نمي‌‌باشد و همان برنامه غذايي براساس شرايط فرد تعديل مي‌گردد.
در پايان بايد به تغيير رفتارهاي غذايي، اعم از انتخاب نوع غذا، حجم وعده‌هاي غذايي، ساعات غذا خوردن، نحوه طبخ غذا، سرعت غذا خوردن و نيز گنجاندن فعاليت بدني و ورزش به عنوان يك برنامه روزانه منجر شود. در اين صورت است كه شما ياد خواهيد گرفت كه چگونه در موقعيت‌ها، مراسم و نيز تعطيلات در حالي كه لذت مي‌بريد وزن كاهش يافته خود را نيز كنترل نماييد.
كلينيك لاغري
اگر شما به‌دنبال كاهش وزن هستيد، رژيم‌هاي غذايي سخت و غيرمنطقي معجزه‌اي براي شما به همراه نخواهند داشت. پس به دنبال رژيم‌هاي غذايي كاهش وزن چند روزه نگرديد. شما با رعايت نكاتي ساده در زندگي روزمره‌تان مي‌توانيد كاهش وزن پايدار و بدون تحمل سختي را تجربه كنيد، از آنجايي كه بسياري از ما كاهش وزن را به عنوان يك تلاش طولاني و بي‌‌پايان و مستلزم نخوردن غذاهاي مورد علاقه‌مان تا پايان عمر مي‌دانيم، لذا همواره رژيم را براي يك دوره زماني كوتاه ميسر مي‌دانيم كه حاصل آن خستگي و نااميدي است.
براي كاهش وزن آسان و طبيعي به صورت خانوادگي و دسته جمعي غذا بخوريد و وزن كم كنيد. خيلي از چاق‌ها ترجيح مي‌دهند در حضور ديگران يا چيزي نخورند يا اگر همراه خانواده و به‌صورت دسته جمعي غذا مي‌خورند، اينطور وانمود ‌نمايند كه كم غذا هستند! ولي واقعيت آنست كه وقتي وزن‌شان هفته به هفته بالا مي‌رود حتما مي‌خورند وگرنه اين افزايش وزن امكان‌پذير نخواهد بود. توصيه ما به شما اگر در اين گروه هستيد آنست كه به‌صورت خانوادگي و دسته جمعي غذا بخوريد چراكه به‌ويژه اگر آشنايان‌تان دچار افزايش وزن نباشند شيوه غذاخوردن آنان، مشوق شما در كنترل غذاي دريافتي خواهد بود.
غذاهاي مورد علاقه‌تان را بطور كامل حذف نكنيد. كاهش دادن غذاهايي كه شما بسيار دوست‌شان داريد، كار آساني است و لاغري شما را تسهيل مي‌كند، اما حذف كامل آن نوع غذاها براي هميشه امكان‌پذير نيست لذا وقتي رژيم‌تان را بشكنيد در مدت كوتاهي همه وزن كاهش يافته و بلكه بيش از آن را باز خواهيد يافت. پس توصيه آنست كه با يك برنامه مدون و زير نظر يك متخصص، وابستگي و به نوعي اعتياد خود به مواد غذايي پرانرژي و لذيذ را كنترل كنيد.
شما براي رسيدن به تناسب اندام دو راه راحت و دشوار پيش رو داريد. راه آسان‌تر را در رسيدن به تناسب اندام انتخاب كنيد. اگر شما فقط با رعايت رژيم غذايي به‌دنبال كاهش وزن باشيد و تحرك و فعاليت بدني را فراموش نماييد، مجبور خواهيد بود كه رژيم غذايي سخت را تحمل كنيد علاوه بر آنكه كاهش وزن شما خيلي متزلزل خواهد بود. حقيقت اين است كه وقتي غذا خوردن سالم و انجام فعاليت بدني و ورزشي، موثر واقع مي‌شوند، پس به تلاش‌هاي قهرمانانه و رياضت‌هاي سخت براي كاهش وزن نياز نيست. تنها تغييرات ساده و اندكي در شيوه زندگي مي‌تواند منجر به كاهش وزن شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/11ساعت 4:18 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
مصرف چربی و شکر خود را محدود نمایید. نشان داده شده است که مصرف بی رویه مواد قندی علاوه بر افزایش خطر ابتلا به دیابت و بیماریهای متابولیک وابسته می تواند پیری زودرس را در پوست ایجاد نماید.

دکتر حمیدرضا فرشچی www.novindiet.com
متخصص تغذیه و فوق تخصص دیابت و چاقی از انگلستان


شاید شما هم یکی از افرادی هستید که به دنبال راهکارهایی برای به تعویق انداختن روند پیر شدن تان هستید و بسیار علاقه مند هستید که  سلامت و زیبایی جوانی خود را  برای مدت طولانی تری حفظ نمایید. بر همین اساس در تبلیغات رسانه ای شما نیز شاهد آن هستید که افرادی ادعای ارائه رژیم ضد پیری را می نمایند. واقعیت آنست که افزایش سن و پیر شدن یک پدیده طبیعی غیر قابل اجتناب است که از نشانه های آن عبارتند از: افزایش چین و چروک های صورت، کاهش هوشیاری ذهنی و منطقی، ضعیف شدن عملکرد ارگان های حسی، ابتلا به بیماری هایی نظیر: بیماری های قلبی، فشار خون، دیابت، آرتریت و از جمله عوارض ظاهری افزایش سن می توان افزایش چین و چروک های پوست و سفید شدن مو ها و ... را نام برد. هیچ کس دوست ندارد پیر شود و مسن به نظر برسد و احساس پیر بودن را داشته باشد ولی پیر شدن نیز حقیقتی از زندگی است.

هرچند غیر ممکن است که بتوان برای همیشه جوان باقی ماند، اما از طرف دیگر با کمک یک رژیم غذایی و الگوی زندگی سالم می توانیم نیروی جسمانی و شادابی خود را بهتر حفظ نماییم. اصلاح رژیم غذایی تان می تواند طول عمر شما را افزایش دهد و باعث شود نسبت به سن جسمانی تان جوان تر و سالم تر به نظر برسید. یک رژیم غذایی سالم می تواند به شما کمک کند تا بر روند پیری غلبه نمایید و آن را کندتر کنید. حفظ زیبایی جوانی فقط با مصرف انواع کرم های ضد پیری میسر نمی شود بلکه تغذیه سالم و ورزش نقش های بسیاری مهمی را در حفظ سلامت جوانی بازی می نمایند .

جزء اصلی یک رژیم غذایی حفظ جوانی مصرف آنتی اکسیدانها هستند . غذاهای غنی از آنتی اکسیدانها شما را در برابر طیف وسیعی از بیماری ها محافظت کرده و روند پیری شما را به تعویق می اندازند. آنتی اکسیدانها شما را از ابتلا به بیماری هایی نظیر: سرطان، آلزایمر، بیماری های قلبی و افزایش فشار خون و... نیزمحافظت می نمایند. آنتی اکسیدانها قادرند روند پیری را به تعویق بیندازند. برخی از مهم ترین اقلام غذایی غنی از آنتی اکسیدانها عبارتند از: توتها، کلم، اسفناج، چای سبز، سیر و گوجه فرنگی.

در بخش زیر برخی از راهکارهایی تغذیه ای برای به تعویق انداختن پیری را ارائه گردیده است که شما را در جهت آنچه که باید بخورید راهنمایی می نمایند:

    * مصرف چربی و شکر خود را محدود نمایید. نشان داده شده است که مصرف بی رویه مواد قندی علاوه بر افزایش خطر ابتلا به دیابت و بیماریهای متابولیک وابسته می تواند پیری زودرس را در پوست ایجاد نماید.

    * از منابع غذایی غنی از ویتامین و مواد معدنی به میزان مکفی بهره ببرید و علاوه بر آن می توانید از مصرف دوز ملایمی مکمل های چندگانه  ویتامین ها و مواد معدنی نیز بهره ببرید. البته مسلم است که قبل از مصرف هر نوع مکملی باید با پزشک معالجتان مشورت کنید . از پزشک معالجتان بپرسید که آیا صلاح می داند مقداری آنتی اکسیدان اضافی استفاده نمایید برای مثال مکمل ویتامین ای ( به میزان 100 IU).

    * بر مصرف انواع اقلام غذایی مفید نظیر: انواع میوه ها، سبزیجات ، غلات کامل، حبوبات، شیر و محصولات لبنی عاری از چربی، گوشت لخم بدون چربی و به ویژه مصرف ماهی توجه و تاکید داشته باشید.

    * آب و مایعات فراوان بنوشید. در طی روز در حدود 8 لیوان آب و مایعات مصرف نمایید ، مایعات و آب کافی به خروج و شستشوی سموم بدنتان کمک خواهد نمود.

    * بر مصرف انواع کربوهیدرات های پیچیده و سبوس دار تاکید داشته باشید. و مصرف انواع نانها و غلات سبوس دار را به مصرف انواع کربوهیدرات های ساده سریع الهضم مانند: برنج، آرد سفید، نان تهیه شده از آرد سفید ، پاستا و... ترجیح دهید .

    * از مصرف بیش از حد انواع سبزیجات ریشه ای و نشاسته ای  مانند سیب زمینی و هویج و... اجتناب کنید چرا که آنها نیز می توانند منجر به عدم تعادل قند خون گردند و مصرف بیش از حد آنها نیز می تواند اضافه وزن را به همراه داشته باشد.

    * انواع سبزیجات رنگی که محتوای آنتی اکسیدانی بالایی دارند را انتخاب نمایید برای مثال : کلم، اسفناج،  گوجه فرنگی و...

    * مصرف میوه تازه را به آبمیوه به ویژه آبمیوه های صنعتی که حاوی شکر بالاتری می باشند ترجیح دهید.

    * ورزش ، پیاده روی و فعالیت بدنی کافی را در الگوی زندگی روزانه خود بگنجانید. لزوما لازم نیست ورزش حرفه ای را تجربه نمایید بلکه پیاده وری روزانه نیز در این زمینه در صورت تداوم مفید می باشد.

    * از مصرف غذاهای سرخ کرده و فرآوری شده و غذاهای آماده و فست فود اجتناب نمایید. سعی کنید غذاهای سالم تری که در طبخ آنها از چربی های اشباع کمتری به کار رفته است را مصرف نمایید.

    * در انتخاب مواد پروتئینی تنوع پروتئینهای حیوانی و گیاهی را در نظر داشته باشید. از طرف دیگر در انتخاب پروتئینهای حیوانی علاوه بر گوشت قرمز از انواع گوشتهای سفید استفاده نمایید.

    * هفته ای 2 بار ماهی و محصولات دریایی که حاوی چربی های غیر اشباع مفید هستند را مصرف نمایید.

    * چربی های دریافتی خود را از طریق مصرف انواع چربی های سالم مثل : مغزها، چربی ماهی ، روغن زیتون و... دریافت بنمایید و از مصرف انواع لبنیات پر چرب و گوشت های قرمز پر چرب نمایید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/11ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

افزایش اطلاعات تغذیه ای و آگاهیهای عمومی جامعه درباره روشهای صحیح تغذیه ای قطعا کمک شایانی در ارتقاء سلامت جامعه خواهد داشت. اما برخی اوقات تصمیم گرفتن در مورد اینکه کدام توصیه های غذایی صحیح هستند دشوار می گردد در این مقاله برخی از باورهای غلط در مورد تغذیه و رژیم غذایی را گرد آوری نموده ایم. در حقیقت رعایت یک رژیم غذایی متوازن کار بسیار ساده ای است فقط کافی است که یاد بگیرید تنوع غذایی و مصرف مقادیر مکفی از تمام گروههای غذایی را رعایت نموده و همواره انتخاب های غذایی سالمی داشته باشید .

اولین باور غلط:  غذاهایی که روی بر چسب آنها عنوان کم چرب ذکر شده باشند همیشه جزء انتخاب های سالم غذایی محسوب می شوند.

 حقیقت امر: غذاهای کم چرب نیز ممکن است محتوای کالری بالایی داشته باشند. عنوان کم چرب روی غذاها بدین معناست که این غذا نسبـت به دیگر موارد مشابه در حدود 30% چربی کمتری دارد. لذا اگر غذای مذکور ذاتا بسیار پر چرب باشد (مثل یک دونات) نسخه کم چرب آن نیز محتوای چربی بالایی دارد. در ضمن بسیاری از محصولات کم چرب محتوای بالایی از شکر و کربوهیدرات ساده را دارند بنابراین بر چسب را به دقت ملاحظه کنید و صرفا با دیدن عنوان کم چرب روی مواد غذایی آنها را خریداری ننمایید.

دومین باور غلط: اگر قصد کاهش وزن دارید می بایست غذاهای نشاسته ای را به طور کامل کنار بگذارید.

حقیقت امر: حذف غلات از رژیم غذایی می تواند منجر به کمبود مواد مغذی مورد نیاز در بدن و ایجاد عوارضی گردد.  غذاهای نشاسته ای مانند: برنج، نان ، ماکارونی و سیب زمینی می بایست در حدود یک سوم از هر وعده غذایی ما را تشکیل دهند ، این امر بدین معناست که برای پیروی از یک رژیم غذایی متعادل می بایست وعده های غذایی را بر پایه این مواد (غله) طرح ریزی کنیم ولی می توانیم انتخاب های سالم تری داشته باشیم برای مثال انواع محصولات غله سبوس دار را به جای منابع کربوهیدرات ساده مصرف نماییم.

سومین باور غلط: رمز یک رژیم غذایی سالم کمتر غذا خوردن است.

واقعیت امر: وقتی صحبت از رژیم غذایی سالم می باشد نکته کلیدی رعایت تعادل و توازن در رژیم غذایی می باشد. برفرض شما کم بخورید اما فقط غذاهای غنی از چربی و نمک و شکر را بخورید این کار چه کمکی را به سلامت شما خواهد کرد؟ برخی افراد مقادیر بیش از حدی از چربی، نمک و شکر را دریافت می کنند در حالی که مقادیر کافی از سبزی ، میوه و فیبر را دریافت نمی کنند. هر چند این امر صحیح است که بسیاری از ما بیش از حد می خوریم ولی یک رژیم غذایی سالم به معنای مصرف طیف وسیع و متنوعی از انواع غذاها ولی در اندازه صحیح است .

چهارمین باور غلط: تمام چربی ها مثل هم هستند و باید دریافت چربی ها را محدود نمود.

واقعیت امر: بسیاری از ما از کاهش دریافت چربی غذایی خود سود خواهیم برد ولی در هر حال حدود 25%-30% از کالری کلی رژیم غذایی ما باید از چربی ها تامین گردد ولی جایگزین نمودن چربی های غیر اشباع به جای چربی های اشباع مزایای بسیاری را برای سلامت ما به ارمغان می آورد. چربی های اشباع در مواردی نظیر: سوسیس و کالباس، شیرینی جات، چربی های گوشت قرمز، کره و... یافت می شوند و این چربی ها می توانند سطوح کلسترول را بالا برده و خطر ابتلاء به بیماری های قلبی را بیفزایند. ولی چربی های غیر اشباع که در روغن ماهی، روغن زیتون و روغن آفتابگردان یافت می شوند می توانند به کاهش کلسترول خون و تامین مواد مغذی ضروری برای بدن کمک نمایند. لذا برای پیروی از یک رژیم غذایی سالم می بایست مقادیر کلی چربی دریافتی خود را کاهش دهید و هر جا که امکان داشت از منابع چربی های مفید ( چربی های غیر اشباع) مصرف نمایید.

پنجمین باور غلط:  اگر نمک را به غذاهای مصرفی ام اضافه نکنم پس مقادیر نمک دریافتی ام کم می گردد.

واقعیت امر: هر چند اضافه نکردن نمک به غذا ایده خوبی است اما یک سوم نمکی که روزانه دریافت می نماییم در خود اقلام غذاهایی که خریداری می کنیم موجود هستند . مصرف نمک بیش از حد می تواند فشار خون را بالا ببرد و خطر سکته و بیماری های قلبی را افزایش دهد . بزرگسالان نباید روزانه بیش از 6 گرم نمک دریافت کنند پس به دقت برچسب های روی غذاها را بررسی کنید و تصور نکنید که اگر به غذا نمک اضافه نکنید پس حتما دریافت نمکتان کم خواهد گشت چرا که بسیاری از غذاهای فرآوری شده محتوای نمک بالایی دارند.

ششمین باور غلط غذایی: برخی غذاهای خاص مثل خانواده کلم، کرفس یا گریپ فروت و... می توانند چربی های بدن را بسوزانند و افراد را لاغر نمایند.

واقعیت امر:  مصرف هیچ خوراکی ای نمی تواند چربی بدن را بسوزاند و افراد را لاغر نماید و خوراکی های مذکور در واقع کم کالری هستند و محتوای چربی آنها تقریبا معادل صفر است لذا بدن نمی تواند کالری زیادی از آنها دریافت کند ولی این بدین معنا نیست که این غذاها ویژگی منحصر به فردی را در سوزاندن چربی های بدن و لاغری دارند. به علاوه برخی از غذاها ممکن است حاوی کافئین باشند و کافئین برای مدت کوتاهی می تواند متابولیسم بدن را سرعت بخشد ولی ویژگی خاصی در کاهش وزن یا کاهش بافت چربی بدن ندارد. در کل بهترین راه حل برای لاغری کاهش کالری کلی دریافتی روزانه و افزایش فعالیت بدنی است.

به عبارت دیگر هیچ ماده غذایی معجزه آمیزی وجود ندارد که با استفاده از آن بتوان جبران رژیم غذایی نادرست را که در طی روز داریم، بنماید. گرچه گنجاندن این نوع سبزیجات و میوه جات که حاوی انرژی قابل توجه نمی باشند در ایجاد رفتارهای غذایی مطلوب کمک کننده است ولی تنوع مواد غذایی سالم به همراه فعالیت بدنی مناسب از ضروریات مهم در کنترل وزن می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/11ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
دکتر حمیدرضا فرشچی www.novindiet.com
متخصص تغذیه و فوق تخصص دیابت و چاقی از انگلستان

با توجه به زندگی های  پر مشغله امروزی، جای تعجب ندارد اگر غذا خوردن بیرون از منزل تبدیل به رویدادی رایج برای بسیاری از ما گشته باشد. هر از چند گاهی غذا خوردن در بیرون از منزل برای تفریح و تجدید روحیه ، ایده خوبی است و همچنین وقتی زمان کافی برای طبخ غذا ندارید استفاده از غذاهای رستورانی و حاضری گزینه راحت تری است ولی اگر مداوما بیرون از منزل غذا بخورید چربی، کالری، شکر و سدیم موجود در غذاهای حاضری و رستورانی در بدنتان تجمع خواهند یافت.

با توجه به شروع تعطیلات تابستانی و نیز سفرهای مرسوم در این ایام سال به نظر می آید که استفاده از غذاهای رستورانی به نوعی رواج بیشتری خواهد داشت. لذا توجه به یک سری از نکات می تواند تعادلی را در انرژی دریافتی شما ایجاد نماید تا سلامتی شما در معرض خطر قرار نگیرد. در این مقاله راهکارهایی را به شما می آموزیم تا دفعه بعد که به رستوران رفتید و یا خواستید غذای فست فود میل کنید ، انتخاب های هوشیارانه و سالم تری را داشته باشید:

1_غذاهایی با سایز کوچک تر را انتخاب کنید: سایز غذاهایی که در رستورانها و یا مغازه های اغذیه فروشی ارائه می شوند معمولا بزرگتر از آنچه هستند که شما به طور عادی در منزل میل می نمایید . یک وعده غذایی بزرگ را با یک دوست یا یک عضو خانواده خود شریک شوید و یا بقیه غذایتان را با خود به منزل ببرید.

2- سعی کنید مواردی که ارزش تغذیه ای بیشتری دارند را انتخاب کنید: برخی غذاهای حجیم ترکیبی که سایز بزرگی دارند و تنوع غذایی در آنها به چشم می خورد ممکن است گزینه های خوبی به نظر برسند ولی آنها اغلب حاوی مواد غذایی مضر بیش از اندازه مطلوب( از جمله : چربی اضافه، کالری اضافه، شکر و نمک اضافه) هستند که نیازی به آنها ندارید.

3- نحوه طبخ و آماده سازی غذا مهم است: غذاهایی را سفارش دهید که شیوه طبخ آنها به صورت: بخارپز، جوشاندن، کمی تفت دادن در اندکی روغن، بریانی کردن و کباب کردن باشد. اگر مکرر غذاهای سرخ کردنی و چرب و انواع سس ها و چاشنی های چرب را مصرف نمایید. به تدریج چربی های مخفی و کالری ها در بدنتان تجمع خواهند یافت و دچار اضافه وزن خواهید شد.

4- مراقب مقدار نمک و سدیم موجود در غذاها باشید و کمتر از غذاهای شور و یا دودی و یا مواردی که با سس سویا تهیه می شوند استفاده کنید. سس هایی که حاوی سدیم و نمک کمتری هستند را مصرف نمایید.

5- به دنبال راهکارهایی برای افزایش دادن فیبر دریافتی خود باشید : امروزه برخی از رستوران ها از آردها و نانهای سبوس دار و غله کامل استفاده می نمایند و می توانید به اینگونه رستورانها مراجعه نمایید و انواع غذاهایی که حاوی غله کامل هستند را انتخاب نمایید.

6- در مصرف غذاهای لذیذ از زیاده روی بپرهیزید.غذا خوردن سالم به معنای الگوی غذا خوردنی است که شامل رعایت تعادل غذایی و لذت بردن از غذا باشد . اگر برایتان پیش آمد که در صرف یک وعده غذایی و یا در طی یک روز در خوردن زیاده روی کردید می بایست برنامه ریزی کنید که برای چند روز آینده تان انتخاب های سالم تری را داشته باشید.

7- به جای نوشابه ها از نوشیدنی هایی نظیر: آب، شیر کم چرب و آبمیوه های طبیعی و امثال آنها استفاده کنید که طبیعی تر و مغذی تر از نوشابه ها هستند.

8- در کافی شاپ : به جای سفارش لیوان های بزرگ ،  یک لیوان با اندازه معمولی از: قهوه ، کاپوچینو و چای را سفارش دهید. و مصرف قهوه و چای و کاپوچینو را به مصرف انواع دیگر نوشیدنی های سرد و گرم خامه دار ترجیح دهید.  همچنین  نوشیدنی هایی را سفارش دهید که با شیر کم چرب و بدون خامه تهیه شده اند و از افزودن خامه به نوشیدنی ها اجتناب کنید.

9- در انواع مغازه های ساندویچ فروشی: انواع ساندویچ های حاوی گوشت های کم چرب و یا مرغ باشد را سفارش دهید و برای افزودن محتوای فیبر و ارزش غذایی ساندویچ در خواست کنید که ساندویچ را پر از سالاد و گوجه و کافو ... نمایند و همچنین اگر در مغازه نانهای سبوس دار موجود است ساندویچتان را با نان سبوس دار را ترجیح دهید. از مصرف سرخ کردنی ها اجتناب کنید.

10-در پیتزا فروشی ها: انواع پیتزاهای کم چرب تر که در آنها از گوشت کم چرب و سبزیجات استفاده شده است را سفارش دهید اگر رستورانی را سراغ دارید که در تهیه خمیر پیتزا از آرد سبوس دار استفاده می نماید به آنجا مراجعه نمایید.

11_اگر طرفدار غذاهای به سبک ایتالیایی هستید : می توانید پاستا و یا ماکارونی سفارش دهید که به جای سس های حاوی خامه و یا سس مایونز از ترشیجات و سرکه همراه با گوجه فرنگی و سبزیجات سرو می شود . می توانید انواع ماهی (کبابی، آب پز یا بخارپز) و گوشت قرمز یا گوشت مرغ بریانی را سفارش دهید.

12- زمانی که فرصت کافی برای صرف غذا را ندارید و باید توی راه و با عجله غذا بخورید : در این مواقع همراه خودتان میان وعده هایی قابل حمل و آماده برای خوردن را ببرید، برای مثال می توانید میان وعده هایی به شرح زیر را انتخاب کنید: میوه تازه، سبزیجات قطعه قطعه شده و آماده برای خوردن، کراکر های غله کامل، فرنی تهیه شده باشیر ، میوه های خشک، آب ، آبمیوه طبیعی، بیسکویت های سالم، آجیل و مغزها....   برخی از انواع خوراکی های مذکور را روی میز کارتان و همچنین در جیب یا کیف دستی تان بگذارید که بتوانید در محدودیت  زمانی آنها را سریع تر بخورید
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/11ساعت 4:12 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
دکتر حمیدرضا فرشچی www.novindiet.com
متخصص تغذیه و فوق تخصص دیابت و چاقی

زماني كه کودکان از مدرسه مي آيند، مستقيما" به آشپزخانه رفته و دنبال چيزي براي خوردن مي گردند. اين صحنه اي است كه هر روز در خانه با آن مواجه هستيم. شما چگونه مي توانيد مطمئن باشيد كودكتان مواد مغذي لازم را دريافت مي كند درحاليكه تمايلي به خوردن شام ندارد؟ شما میتوانید با انجام اقداماتي كودك خود را به داشتن ميان وعده خوب بعد از مدرسه راهنمايي كنيد تا احساس رضايت كنند و به خوردن شام مغذي تمايل داشته باشند.

خود را جاي كودكتان قرار دهيد و جدولي مربوط به آنچه آنها بطور نرمال در هفته مي خورند، رسم نماييد. برخي كودكان كوچكتر ممكن است ميان وعده صبح داشته باشند، اما اغلب كودكان سنين مدرسه ميان وعده صبح ندارند. بنابر این طبیعی است که آنها در ساعات بعد از مدرسه بسیار گرسنه باشند و تمایل به مصرف  تنقلات ناسالم پیدا کرده و دور از چشمان شما از بیرون از منزل تهیه کنند.

به اين پرسش ها پاسخ دهيد: چه زماني ناهار مي خورند؟ چه چيزي و به چه ميزان در ناهار مي خورند؟ آيا هميشه از ناهار فرار مي كنند؟ آيا بعد از مدرسه، ميان وعده دارند؟ اين سوالات به شما كمك مي كنند تا بفهمید وقتی بچه ها به خانه برمي گردند، چقدر گرسنه هستند.همچنين مي توانيد درباره زمان هايي كه بطور نرمال شام صرف مي كنيد، فكر كنيد. كودكي كه ساعت 4 در خانه گرسنه مي شود و ميان وعده بزرگي مي خورد، احتمالا" براي شام در ساعت7 گرسنه نخواهد بود. درباره جدول بچه ها و تطابق برنامه غذایی خانواده با آن تفكر كنيد.
سعی کنید در میان وعده به هیچ عنوان نوشابه و آب میوه های شیرین شده به کودکتان ارائه ندهید. در عوض میتوانید به آنها آب و یا شیر کم چرب بدهید.

ليستي از میان وعده های سالم را تهيه نماييد

درباره هريك از ميان وعده هايي كه فرزندانتان دوست دارند داشته باشند صحبت كنيد.  ليستي از مواد غذایی سالم را به كودكتان ارائه دهید و مطمئن باشيد شامل انواع متنوعي از سبزيجات و ميوه هاي تازه است. هرچند كه يك برش كيك يا چيپس سيب زميني جزء غذاهاي ممنوع نيستند، اما چنين غذاهايي با ميزان مواد مغذي کم نبايد بطور روزانه در منوی بعد از مدرسه قرار گيرند.

اگر برايتان امكان دارد، كودكتان را با خود به سوپر ماركتها ببريد. آنها را در انتخاب مواد غذایی مشارکت دهید و محصولات را با هم مقايسه كنيد، اما تسلیم بدون چون و چرای خواسته آنان نباشید. به مقادير پروتئين، فيبر، كلسيم و ديگر مواد مغذي مهم در مواد غذایی توجه داشته باشيد و با كودك خود درباره آنها صحبت كنيد. با كودكتان ميان وعده هاي كم چرب، كم نمك و كم قند را انتخاب كنيد. در اين روند،  كودكان انتخاب هاي سالم غذايي را ياد خواهند گرفت.

ميان وعده هاي سالم را به انتخابي قابل دسترس و آسان تبديل كنيد

از كودكان خود (حتي نوجوانان) انتظار نداشته باشيد تمايلات غذايي خود را رها كنند و گياه خوار شوند. كودك شما بيشتر تمايل به خوردن غذاهاي آماده و تنقلات بیرون از منزل دارند، بنابراين از اين موضوع استفاده نماييد. ميان وعده هاي سالم را در دسترس قرار دهيد مثلا" در ظرف غذا و كيف آنها بگذاريد و در خانه در مكاني قابل ديدن و آماده خوردن قرار دهيد.

کودکان از كمك كردن به شما  براي درست كردن ميان وعده هايي با اشكال زيبا از ميوه ها و تخم مرغ و..... لذت مي برند ، بنابر این از آنها در تهیه میان وعده ها کمک بخواهید. كودكان بزرگتر از سالاد ميوه ها، ميني پيتزا، كراكرهاي ( بیسکویت های کم شیرین) با دانه كامل به همراه پنير و... لذت مي برند. كودكان بزرگتر تمايل دارند خود ميان وعده درست كنند، بنابراين مواد لازم ودستورهاي غذايي ساده را در اختيارشان قرار دهيد. اگر خودتان در حال آماده كردن شام هستيد، مي توانيد تهيه سالاد يا سبزيجات كنار غذا را به كودكان بسپاريد.

براي شب هايي که شام را دیر وقت میل می کنید، مي توانيد ميان وعده قابل توجه تري مانند نصف ساندويچ را برایشان انتخاب كنيد.  يك ميان وعده خوب بايد بيش از آنكه زمان براي تهيه آن صرف شود براي خوردنش زمان گذاشته شود.

چنانچه كودكتان برنامه کلاسی بعد از مدرسه دارد، بررسي كنيد چه نوع ميان وعده اي دريافت مي كند؟ اگر از آنچه مي شنويد راضي نيستيد، جايگزين هايي كه كودكتان مي تواند بخورد را پيشنهاد نماييد. مانند ميان وعده هاي با بسته بندي جذاب ولی سالم شامل مغزدانه ها، غلات با دانه كامل و كم شيرين، و ميوه هاي تازه و خشك شده و سبزيجات خرد شده.

بهترين استراتژي برای اجبار کودکان به داشتن میان وعده سالم بعد از مدرسه، قرار دادن غذاهاي سالم در دسترس كودكان در آشپزخانه يا يخچال مي باشد. كودكان گرسنه همانند بزرگسالان گرسنه، كمترين مقاومت را مي كنند و بدنبال غذایی برای سیر کردن خود هستند لذا اگر انتخاب سالم را در معرض دسترس نداشته باشند به انواع غذاهای ناسالم روی می آورند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/11ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 
میوه ها نیز منبع عالی از رنگدانه های گیاهی، آنتی اکسیدان ها و فیبر هستند. لذا استفاده متناسب و متنوع از میوه ها در کنترل کلسترول خون مفید خواهد بود.


کلسترول یک نوع چربی است که می تواند در رگ های خونی شما رسوب کرده و باعث انسداد آنها گردد. اگر این انسداد در عروق ظریف خونرسان قلب رخ دهد، باعث ایجاد بیماری ایسکمی قلبی و در نهایت سکته قلبی می گردد.

یکی از اجزای اصلی برنامه کاهش کلسترول خون، رژیم غذایی است. با دنبال کردن یک برنامه صحیح غذایی، شما می توانید کلسترول خون را کنترل کنید.

همه ما می دانیم کره، بستنی و غذاهای چرب مانند فست فود ها، کله پاچه و ... باعث افزایش چربی های خون خواهند شد. به عقیده محققان، شما می توانید با کاهش مصرف چربی های بد و غذاهای حاوی نمک بالا و نوشابه های حاوی قند، در کاهش کلسترول خون تان موثر باشید.

همزمان با کاهش مصرف غذاهایی که اثرات نامطلوب بر روی میزان کلسترول خون شما دارند، مصرف غذاهای مفید به عنوان جایگزین، نقش کلیدی در کنترل میزان کلسترول خون خواهند داشت.

باید باور کنیم که بعضی از غذاهای مفید می توانند نقش معجزه آسایی در کنترل کلسترول خون ایفا نمایند. علاوه بر آن که طعم به مراتب بهتری از داروهای کاهش دهنده کلسترول خون داشته و عوارض احتمالی این داروها را به دنبال نخواهند داشت.

با مصرف پنج غذای کاهش دهنده کلسترول که در ذیل به آنها خواهیم پرداخت، می توانید به کاهش خطر بیماری قلبی خود کمک کنید:

1- خوردن میوه و سبزیجات

سبزیجات سرشار از ویتامین، املاح، رنگدانه های گیاهی و آنتی اکسیدان ها می باشند. آنها با چربی بد خون که باعث ایجاد پلاک در رگ ها می شود، مبارزه می کنند. لذا در کنترل مهم ترین عامل خطر برای بیماری های قلبی، حمله قلبی و سکته مغزی، کمک می کنند.

سعی کنید در طول هفته انواع مختلفی از سبزیجات را استفاده کنید تا بتوانید از فواید آنها برای سلامتی خود بهره مند شوید.

میوه ها نیز منبع عالی از رنگدانه های گیاهی، آنتی اکسیدان ها و فیبر هستند. لذا استفاده متناسب و متنوع از میوه ها در کنترل کلسترول خون مفید خواهد بود.

2- چربی های سالم را انتخاب کنید:

همه چربی ها بد نیستند. شما به چربی های خوب نیاز دارید. چربی خوب شامل روغن های زیتون، کانولا، دانه کتان، گردو، بادام زمینی و روغن کنجد است.

این چربی ها به کاهش التهاب داخلی، کاهش میزان کلسترول، بالا بردن سطح ایمنی بدن و سلامت سیستم اعصاب مرکزی و مغز کمک شایانی می کنند.

در کنار برنامه غذایی صحیح با انجام ورزش منظم و تغییر شیوه های نادرست زندگی می توانید به طور شگفت آوری در کاهش کلسترول خون خود موثر باشید.

3- غلات سبوس دار و حاوی فیبر را مصرف کنید:

از مواد غذایی حاوی فیبر بالا مانند جو ، جو دوسر، گندم و برنج سبوس دار استفاده کنید. این گونه مواد غذایی حاوی فیبر محلول بوده و با کلسترول در دستگاه گوارش ترکیب شده و باعث خروج آن از بدن می شود.

این گونه مواد غذایی را به طور منظم در برنامه غذایی روزانه ی خود بگنجانید.

حبوبات مانند لوبیا، عدس، لپه، نخود ، لوبیا سفید و ... سرشار از فیبر و آنتی اکسیدان هستند و در بهبود کلسترول مفید هستند.

4- خشکبار مصرف کنید:

خوردن متوسط برخی خشکبار مانند بادام زمینی و بادام می تواند در کاهش کلسترول خون کمک کند. خشکبار حاوی چربی سالم و آنتی اکسیدان هایی است که به حفظ سلامت دستگاه قلبی و عروقی شما کمک می کند.

در هفته شما باید 2 تا 3 وعده خشکبار مصرف کنید. هر وعده خشکبار حدود یک سوم لیوان است. ولی در میزان مصرف خود دقت کنید، زیرا خشکبار حاوی کالری فراوانی است. نکته مهم دیگر در مصرف خشکبار این است که از خشکبار بدون نمک استفاده کنید.

5- مصرف ماهی را در سبد غذایی افزایش دهید:

از غذاهای دریایی به ویژه ماهی ها در سبد غذایی خود استفاده نمایید. البته توجه داشته باشید که میگو تنها غذای دریایی حاوی کلسترول فراوان می باشد و نباید آن را مصرف کنید.

گوشت و کلسترول:

مصرف چربی حیوانی یکی از عوامل بالا رفتن کلسترول خون است، ولی همه گوشت ها برای شما بد نیستند. در اینجا به چند نکته در مورد پختن و مصرف گوشت اشاره می کنیم:

* از گوشت های با چربی کم استفاده کنید و سعی کنید به جای سرخ کردن گوشت آن را بپزید و یا به صورت کبابی استفاده نمایید.

* از گوشت مرغ استفاده کرده و قبل از پختن آن، پوست آن را جدا کنید.

* از گوشت های فرآیند شده مانند سوسیس و کالباس کمتر استفاده کنید و یا اصلا استفاده نکنید.

* جگر، دل و قلوه حاوی کلسترول فراوانی است. سعی کنید خیی کم از این گونه گوشت ها استفاده کنید.

* در هفته حتما دو بار از ماهی استفاده کنید. این ماهی ها بهتر است از نوع چرب آنها مانند سالمون یا قزل آلا باشد.

در کنار برنامه غذایی یاد شده، با انجام ورزش منظم و تغییر شیوه های نادرست زندگی می توانید به طور شگفت آوری در کاهش کلسترول خون خود موثر باشید.

در پایان ذکر این نکته مفید است که مواد غذایی فوق الذکر در پیشگیری از افزایش کلسترول خون مفید بوده، ولی در صورت ابتلا به افزایش چربی خون، شما نیاز به یک برنامه ریزی صحیح تغذیه ای زیر نظر متخصص دارید تا بتوانید با تغییر عادات غذایی، تغییرات واضحی در میزان کلسترول خون را شاهد باشید.

اگر از داروهای کاهش دهنده کلسترول خون استفاده می کنید، استفاده از مواد غذایی فوق الذکر به معنای قطع مصرف این داروها نمی باشد، بلکه می توانید با یک رژیم غذایی مناسب و تغییر عادات غذایی خود زیر نظر متخصص، مقدار داروهای کاهش دهنده کلسترول را کم نمایید، زیرا قطع خودسرانه این داروها می تواند صدمات جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/11ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

 

hamburger1


فست فود یا غذای حاضری غذایی است که از رستورانهای فست فود تهیه می شود.انواع ساندویچ‚همبرگر‚چیز برگر و دیگر انواع برگرها‚ماهی ها‚میگوی سوخاری‚هات داگ‚فیله ی استیک گوشت یا مرغ‚سیب زمینی سرخ کرده‚مرغ سوخاری‚ناگت مرغ‚تاکو(نوعی غذای مکزیکی)‚انواع پیتزا و انواع سالاد در فهرست غذای رستورانهای فست فود به چشم می خورد.                      

در این رستورانها غذای از پیش اماده را در مدت کوتاهی  بعد از سفارش به مشتری تحویل می دهند.خیلی از این رستورانها رستورانهای واقعی نیستند‚چون جایی برای نشستن یا غذا خوردن ندارند.از این نظر بیشتر شبیه یک فروشگاه عرضه ی مواد غذایی هستند.خیلی از رستورانهای فست فود بخشی از یک سازمان زنجیره ای هستند.از آنجایی که راه اندازی فروشگاههای فست فود نیاز به امکانات چندانی ندارند و فضای بزرگی هم نمی خواهد نمونه های شخصی و مستقل آن‚مخصوصا در کشورهای در حال توسعه مثل کشور خودمان روبه افزایش است.در مقابله با موج حملاتی که علیه فست فود صورت می گیرد صاحبان این صنعت پر سود خیلی سعی کرده اند تا عبارت فست فود را از اذهان مردم پاک کنند و بجای ان عبارت رستورانهای خدمات فوری را جا بیاندازند‚اما مردم در سرتاسر دنیا به این نوع غذا می گویند((فست فود)).

اگرچه ترجمه این عبارت به فارسی همان ((غذای حاضری))است‚اما در این مطلب از همان عبارت آشنای فست فود استفاده کرده ایم.عبارت فست فود تبدیل به نماد زندگی مدرن و ماشینی شده است.جف آردر می گوید:ما در زمانه ای زندگی می کنیم که پیتزا زودتر از پلیس به خانه هایمان می رسد.نسل حاضر آمریکا را نسل فست فود می نامند‚اما بر خلاف آنچه فکر می کنیم عرضه سریع غذاهای حاضر و اماده پیشینه ی تاریخی دارد و مختص قرن حاضر نیست.

در روم باستان دکه های فروش نان و زیتون وجود داشته است.در شرق آسیا مغازه هایی بوده اند که رشته فرنگی آماده عرضه می کردند.در خاورمیانه از سالهای دور تا امروز دکه های فروش فلافل را داشته ایم.در هند قدیم انواع غذاهای آماده ای وجود داشته است.در کشورهای غرب افریقا نیز از قدیم الایام‚بروشت می فروختند‚ که نوعی کباب چوبی است.اما فست فود بشکل امروزی دقیقا در هفتم جولای۱۹۱۲در آمریکا متولد شد.در این روز رستورانی بنام((اتومات))در نیویورک افتتاح شد که در واقع نوعی کافه تریا بود.آنها غذاهای آماده را در محفظه های گرم کننده شیشه ای قرار می دادند و مشتریان از طریق دستگاه های سکه ای اقدام به خرید می کردند.اتومات خیلی زود شعبات متعددی در گوشه و کنار آمریکا افتتاح کرد و بیست سال بی رقیب ماند.بالای در ورودی رستورانهای اتومات نوشته بود:((ما کار مادران را کم کرده ایم)).بعد از اتومات نوبت به شرکت امریکایی((وایت اکسل(قلعه سفید) )) رسید که همبرگرهایش فقط پنج سنت قیمت داشت که برای مشتریان واقعا به صرفه بود.آنها علاوه بر اینکه قیمت را حسابی پاین آورده بودند‚نوآوری دیگری هم داشتند:خط تولید غذا را به شکلی دیگر تعبیه کرده بودند که تمام مشتریان می توانستند خیلی راحت شیوه ی آماده کردن غذا را ببینند.در سال۱۹۴۰ سر و کله ی ((مک دونالد))پیذا شد که امروزه نامش مترادف با صنعت فست فود است.برادران مک دونالد‚دیک و مک با یک باربیکو شروع کردند.منتها دیگر لازم نبود که مشتریان برای تهیه غذا از خودروی خود پیاده شوند.بار بیکوی آنها درایوینگ هم اصطلاح داشت.برادران مک دونالد بعد از هشت سال وقتی که دیدند بیشتر سودشان از فروش همبرگر استرستورانشان را سه ماه بستند و وقتی در سال ۱۹۴۸مجددا ان را افتتاح کردند‚منویشان کوتاه و ساده شده بود:همبرگر‚سیب زمینی سرخ کرده‚چند نوع شیک‚قهوه و کوکاکولا که البته همه از قبل آماده و بسته بندی بودند.

جوانان فست فود خورهای حرفه ای

اینکه چرا جوانان غذاهای فست فود را ترجیح می دهند‚دلایل متفاوتی دارد.عده ای از این جوانان معتقدند که در دنیای امروز که کار و تحصیل مجال اشپزی های طولانی سنتی را به انها نمی دهد‚فست فودها آنتخاب هایی اسان و سریع هستند.همچنین اگر از منزل دور باشند و گرسنگی تمام قوای جسمی و فکری آنها را ضعیف کرده باشد یک رستوران فست فود خیلی آسان و سریع به دادشان می رسد.بعلاوه ذائقه بسیاری از جوانان به این جوانان عادت کرده است و آن را لذیذ تر از غذاهای سنتی می دانند.محیط گرم و جوان بعضی از این رستورانها نیز دلیل دیگری برای جذب بعضی از جوانان به این رستورانهاست.                                       

برخلاف پدر و مادرها که کمتر پابه رستورانهای فست فود یا((غذاهای آماده))می گذراند‚جوانان و نوجوانان انواع ساندویچ ها و پیتزاها را به غذای سنتی ترجیح می دهند.این روزها کمتر جوانی است که رستورانهای فست فود را نشناسد و با دوستان خو به آنها سر نزده باشد.

غذاهای فست فود مورد علاقه ی جوانان شامل پیتزا‚انواع ساندویچ‚چیپس و پنیر و مرغ سرخ کرده است که معمولا در کنار آنه سیب زمینی سرخ کرده و تنوری و انواع سالاد وکلم و سالاد فصل بعنوان مخلفات میل می شود.ساندویچ یکی از همان غذاهای جمع و جور و شیک مورد علاقه جوانان است که از دو لایه نان که در وسط آنها گوشت و سبزیجات و پنیر و انواع سس و ادویه اضافه شده‚تشکیل شده است.جوانان ساندویچ را غذای مناسبی برای مدرسه‚محیط کار‚دانشگاه و محل ورزش می دانند.هات داگ نوعی سسیس یا ساندویچ است که با انواع ادویه خوش طعم شده است.همبرگر یکی از همان غذاهای خوش طعم و مورد پسند جوانان است که با شکل گرد خود که وسط آن گوشت سرخ کرده با لایه هایی از سبزیجات و ادویه قرار دارد‚معروف شده است.انواع خاصی از همبرگر بنام چیز برگر‚لایه ها و ورقه هایی از پنیر را میان خود دارند.در کنار تمام این غذاها نوشابه های گازدار معمولا از قلم نمی افتند‚نوشابه ها عمدتا از آب تصفیه شده‚افزودنی های مصنوعی و شکر تصفیه شده تولید می شوند.اسید موجود در نوشابه های گازدار موجب فرسایش مینای دندان شده و همچنین قند بالای این محصولات پوسیدگی دندانها را تسریع می کند.بعلاوه نوشابه ها فاقد ارزش غذایی بوده و بخاطر قند بالایشان دارای کالری زیادی می باشند که تمام رژیم های لاغری سفت و سخت ما را نقش بر آب می کند.نوشابه های رزیمی بدلیل داشتن قند مصنوعی آسپارتام اشتها آور هستند.

فست فودهای مضر

برای نشان دادن اثرات مضر فست فودها بر سلامت انسان در سال۲۰۰۴ میلادی فیلم مستندی ساخته شد که کارگردان این فیلم در مدت یک ماه هیچ چیز بجز فست فودهای مک دونالد را نمی خورد و هیچ ورزش و فعالیتی انجام نمی داد.در پایان این مدت او بسیار چاق شده و به بیماریهای مختلفی نیز دچار شده بود.نتایج آخرین مطالعات دانشمندان نشان می دهد جوانان و نوجوانانی که در یکی ارز وعده های غذایی روزانه خود فست می خورند‚نسبت به همسالان خو کالری ونمک و چربی بیشتر و ویتامین و مواد معدنی کمتری دریافت می کنند.یافته های جدید محققان نشان می دهد جوانانی که به فست فود عادت دارند با چاقی و مشکلات ناشی از آن دست و پنجه نرم می کنند .

نتایج یک مطالعه ۱۵ ساله روی جوانانی که پا به سن گذاشته اند‚نشان داد آنهایی که در جوانی فست فودها را بعنوان یکی از وعده های غذایی خود قرار داده بودند‚چاق تر از دیگران هستند.تحقیقات دیگری نشان می دهد نوجوانانی که لاغرند نسبت به آنهیی که چاق ترند‚در یک رستوران فست فود بیشتر غذا می خورند و این نشان می دهد توانایی بدن در مصرف کالری های اضافی به اینکه چقدر اضافه وزن داریم بر می گردد.همچنین در مناطقی که تعداد رستورانهای فست فود کمتر است‚بیماریهای قلبی عروقی کاهش می یابد.برعکس در مناطقی که مردم به غذاهای فست فود عادت دارند‚علاوه بر ارزش های غذایی این غذاها شیوع عادتهای بد مانند پرخوری‚کم تحرکی و سریع غذا خوردن به اثرات مضر فست فودها بر سلامتی انسان می افزاید.

فست فودها سرشار از روغن های مضر



یکی از اصلی ترین ایراداتی که به فست فودها و شیوه ی طبخ شان گرفته می شود‚این است که در تهیه آنها از روغن های نباتی جامد استفاده می شود.صاحبان صنعت فست فود این نوع روغن ها را برای کارشان ترجیح می دهند‚چون این روغن ها مدت بیشتری قابل نگهدرای هستند وبه دفعات مکرر می توان از انها برای سرخ کردن غذا استفاده کرد.این چربی ها به نور حساس نیستند‚حرارت بالا را به خوبی تحمل می کنند و ساختار شیمیایی خود را به راحتی از دست نمی دهند‚لذا برای سرخ کردن سیب زمینی و مرغ و غیره در حرارت بالا استفاده می شوند.

روغن های نباتی جامد دو مشکل اساسی دارند:۱)وقتی که در کارخانه روغن سازی ‚روغن را به شکل جامد در می آورندیا به اصطلاح هیدروژنه می کنند‚اسیدهای چرب روغن اشباع می شوند و به همین دلیل به این روغن ها می گویند‚اشباع شده.اما این هنوز همه ی ماجرا نیست‚در فرایند جامد سازی سروکله ی نوعی اسید چرب پیدا می شود که به آن اسیدهای چرب ترانس می گویند‚اسم دیگر اسیدهای چرب ترانس چربی قاتل است.اگر کل انرژی دریافتی روزانه مان را ۱۰۰واحد در نظر بگیریم ‚تنها ۳۰واحد آن می تواند از چربی تامین شود.از این ۳۰واحد حداکثر ۱۰واحد می تواند از چربی اشباع و تنها یک واحد می تواند از چربی ترانس باشد.مصرف روزانه ۵گرم یا بیشتر چربی ترانس احتمال سکته ی قلبی را تا ٢۵ درصد افزایش می دهد.سال گذشته محققان سراغ دو فست فود معروف ((مک دونالد)) و ((کی.اف.سی))رفتند و سیب زمینی سرخ کرده و ناگت مرغ  را در شعبه های مختلف این دو رستوران بررسی کردند.نتیجه تکان دهنده بود:میزان چربی ترانس این دو غذا‚بالای ۵ گرم بود.٢)عامل دیگری که محققان را نگران کرده‚باز هم به فرایند تولید روغن های نباتی جامد باز می گردد‚همان مرحله ای که روی و مس به روغن اضافه می شود تا جامد سازی راحت تر انجام شود.روی و مس از جمله عناصری هستند که در مغز مبتلا به آلزایمر به وفور تجمع پیدا می کنند و استفاده از این نوع روغن می تواند‚انسان را در خطر این بیماری قرار دهد.تحقیقات نشان داده است که چربی های ترانس روی مغز موش ها اثر می گذارد و میزان یادگیری آنها را کاهش می دهد.

فست فودها اعتیاد آورند   



پژوهش ها نشان می دهد که فست فودها حالت اعتیاد اور دارند و هرچه میزان مصرف ان در طول هفته افزایش یابد میزان تمایل به خوردن آن بیشتر می شود.محتویات فست فودها به گونه هایی است که مردم را به زیاده روی در خوردن ترغیب می کنند و خطر چاقی مضر را افزایش می دهد.بیشتر فست فودها سرشار از کالری هستند.و علاوه بر آن مواد غذایی مضر و پر کالری دیگری از قبیل نوشابه های گاز دار و سیب زمینی سرخ شده به همراه فست فودها مصرف می شوند  که عوارض این قبیل مواد غذایی را دو چندان می کند.فست فودها حاوی چربی های مضر ترانس و کلسترول بالایی هستند که می توانند به افزایش وزن و چاقی شکمی یا تیپ دو دیابت و بیماری های قلبی عروقی منجر شوند.

فست فود ها و بیماریها

بنا بر نظر قاطع کارشناسان تغذیه  و متخصصان علوم پزشکی‚مصرف مداوم فست فودها یا غذاهای اماده منجر به اختلال در دستگاه عصبی نظیر سر دردها‚ مشکلات پوستی همچون خارش‚ ضایعات موضعی پوستی و کهیر ‚اختلال در دستگاه تنفسی همچون سرفه‚ آسم‚ پولیپ بینی و اختلالات تنفسی می شود.از اختلالات دستگاه گوارش می توان چون ایجاد یبوست‚ نفخ‚ سوزش معده و در مواردی ضایعات زبان و مخاط دهان را دنبال دارد.متخصصان تغذیه معتقدند که مصرف بی رویه فست فودهاباعث تضعیف سیستم ایمنی بدن انسان نیز می شود زیرا این مواد بیش از نیاز بدن انرزی ایجاد می کند و متعاقب آن افزایش وزن و کمبود مواد غذایی و گرسنگی در بدن اتفاق می افتد.همه می گوییم و می نویسیم که سن ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی پایین آمده و جوانان در سنین پایین تری از نسل گذشته به سکته ی قلبی دچار می شوند.می گوییم و می نویسیم که تغذیه نامطلوب و پر خوری و بد خوری یکی از دلایل عمده شیوع بیماریهای مزمن و غیر واگیر است که با شتاب زیادی در همه جوامع از جمله در ایران نیز در حال گسترش است.

در ضمن باید بخاطر داشته باشیم که این دسته از غذاها بطور مستقیم موجب بروز بیماری نمی شوند.بلکه یک فاکتور مستعد کننده برای بروز بیماری هی قلبی به حساب می آیند.امکان دارد فردی در زمینه ژنتیکی ابتلا به این دسته بیماریها را به میزان؟؟؟داشته باشد‚اگر این فرد از غذاهای پر کالری مانند فست فودها و یا سیگار استفاده کند و یا تحرک کمی داشته باشد این احتمال افزایش خواهد یافت و بطور مثال اگر قرار است در سن؟؟؟سالگی به بیماری قلبی مبتلا شود در؟؟؟سالگی این بیماری به سراغ او خواهد آمد.

فست فودها دشمنان کبد و قلب

فست فودها دشمن جانی قلب و کبد هستند.زیرا که چربی بالای استفاده شده در این غذاها افزایش انرژی و به تبع ان چاقی و اضافه وزن را به همراه دارد‚بنابراین فردی که بطور مداوم از این غذاها استفاده می کند‚با دریافت چربی بالا‚به اضافه وزن و چاقی مبتلا شده و در معرض بیماریهای قلبی و عروقی‚اختلالات چربی و فشار خون قرار می گیرد و یا در صورت مبتلا بودن به این بیماریها بیماری در فرد تشدید شده و عوارض بدتری را در بدن خود مشاعده می کند.                                               همچنین لخته هایی که در عروق قلب ایجاد می شود به دلیل مصرف روغن های جامد و اشباع در تهیه این مواد غذایی به اثبات رسیده است‚علاوه بر این مصرف زیاد نمک  در این مواد غذایی در ایجاد فشار خون بالا موثر واقع می شود.                                                                                           استفاده مداوم از فست فودها در افراد باعث ایجاد چاقی می شود:در افرادی که چاق هستند گیرنده های انسولین در سطح سلول دچار مشکل می شوند و اختلال در عملکردشان بوجود می آید‚بنابراین  متابولیسم طبیعی قند و چربی در فرد دچار اختلال شده و در نتیجه قند و چربی خون بالا رفته و فرد را مستعد ابتلا به دیابت می کند.همچنین متابولیسم چربی در غذاهای آماده بیش از دیگر چربی هاست و این مورد فشار زیادی به کبد وارد می کند‚ زیرا که برای هضم چربی کبد متحمل زحمت زیادی می شود‚بنابراین ما زمانی که بطور مداوم غذاهای چرب مصرف می کنیم این عضو از بدن زودتر دچار مشکل می شود و رفته رفته فرد را بسوی کبد چرب می کشاند(کبد چرب اختلال عملکردی در کبد ایجاد می کند و هضم سایر مواد مغذی در بدن نیز دچار مشکل اساسی شده و بدن را با عوارض بعدی روبرو خواهد کرد).                                                                                                                                   در ضمن فضاهای نامناسب تهیه و فروش و عدم رعایت بهداشت فردی و مواد غدایی در اکثر مکانهای فروش این مواد غذایی از دیگر مخاطرات در زمینه سلامتی افراد بشمار می آیند.متاسفانه در اکثر فروشگاه های فست فود و مواد غذایی آماده و یا ساندویچ فروشی ها عدم رعایت موارد بهداشتی در تهیه و فروش مواد غذایی اماده به چشم می خورد که این قضیه مخاطرات زیادی را برای سلامتی افراد در پی داشته و آنها را مبتلا به بیماریهایی می کند که عوارض آن تا سالها در بدن باقی می ماند.

چنانچه کارخانه جات  تولید کننده مواد غذایی اماده و فست فودها بتوانند با رعایت موارد بهداشتی‚استانداردها را بکار بگیرند می توان به یک غذای نسبتا سالم رسید‚ولی متاسفانه در اکثر موارد این چنین نیست و صرفا برای سود دهی خود حتی در تهیه این غذاها از اشغال گوشت بجای گوشت و روغن و نمک زیاد برای خوشمزه تر شدن این موارد استفاده می کنند.

فست فودها زمینه ساز دیابت

امروزه معیار و انگیزه تمایل افراد به غذا بر اساس نیاز واقغی بدن نیست بلکه معیار انتخاب غذا را خوشمزه بودن آن می دانند.و از آنجایی که فست فودها هم بعلت مواد افزودنی و نمک فراوانی که دارند خوشمزه ترند‚افراد تمایل بیشتری به مصرف آنها دارند.بدن انسان در طول روز فقط  به حداکثر۵ گرم نمک نیاز دارد در حالیکه بیشتر مردم این ماده را تا ۱٢ گرم در روز مصرف می کنند(بهتر است بدانیم که مصرف نمک در ایرانی ها بسیار بالاست).                                                                                            با توجه به اینکه اغلب غذاها و بخصوص فست فودها خواه ناخواه دارای مقادیر بسیاری نمک و به عبارتی ((نمک مخفی)) هستند افراد باید از مصرف نمک اضافی خودداری کنند.در ایران حدود ٢۰ درصد جمعیت کشور مبتلا به فشار خون هستند‚و فشار خون بعنوان یک عامل زمینه ای در ابتلا به دیابت همانند دیابت بیماری ای است که درد ندارد و به همین خاطر بیشتر افراد از بیماری خود آگاهی ندارند و در بیشتر مواقع بصورت اتفاقی پی به بیماری خود می برند.الگوهی تغذیه ای غلط مهمترین علت  افزایش ابتلا به دیابت است.همچنین تغذیه ی ناصحیح افزایش چربی خون و فشار خون بالا را به دنبال دارد که این عوامل از ریسک فاکتورهای عمده ابتلا به دیابت بشمار می روند.در گذشته افراد زمان بیشتری را صرف غذا پختن می کردند و ضمن تحرک و فعالیت غذا را اماده می نمودند ولی امروزه  ضمن اینکه تحرک ندارند ‚غذاهای  آماده شده بصورت  غذاهایی چرب ‚ خوشمزه و پرکالری(فست فودها) براحتی در دسترس آنها قرار دارد.

فرهنگ تغذیه ای رایج در مردم نیاز به تغییر دارد:باید این آگاهیها به مردم داده شود که نیازهای تغذیه ای بدن شامل کربوهیدراتها‚پروتئین ها‚چربی ها و ویتامین ها به مقدار مورد نیاز بدن در فواصل منظم باید مورد استفاده قرار گیرد.در ضمن در انتخاب غذا نیاز بدن در مقایسه با خوشمزه بودن غذا باید در اولویت قرار گیرد و افراد غذاهای خوشمزه و پرکالری را به صرف خوشمزه بودن آنها انتخاب نکنند.(علت اصلی دیابت این است که  در بدن انسولین ساخته نمی شود یا اینکه مقدار آن بقدری ناچیز است  که نیازهای بدن را بر طرف نمی کند‚انسولین هورمونی است که از لوزالمعده در جریان خون ترشح و وجود ان سبب ورود قند یا گلوکز موجود در بدن به سلولها می شود تا بعنوان انرژی مورد استفاده قرار گیرد).

یک تحقیق و یک کشف

نتایج یک تحققیق جدید نشان داد:فست فود که یک تحفه ی رژیم غذایی غربی هستند‚می توانند ضریب هوشی انسان را کاهش دهند.                                                                                                                                             دانشمندان دانشگاه آکسفورد با مطالعه روی موشهای آزمایشگاهی دریافته اند که رژیم غذایی حاوی چربی بالا که اغلب فست فودها این ویژگی را دارا هستند در مدت کمتر از ۱۰ روز به حافظه کوتاه مدت این موشها اسیب وارد می کند.این گروه از پژوهشگران موشهایی را که از رژیم غذایی آنها ۵/۷ درصد کالری در قالب چربی وجود داشت با موشهایی که در رژیم آنها بدلیل خوردن غذاهای  پر چرب و ناسالم۵۵ درصد کالری بشکل چربی موجود بود‚مورد مقایسه قرار دادند.محققان دریافتند:     پس از چهار روز ماهیچه های موش هایی که چربی زیادی مصرف کرده بودند به میزان بسیار کمتری می توانستند از اکسیژن برای برای تولید انرژی مورد نیاز برای ورزش کردن  استفاده کنند و به این ترتیب  اندازه ماهیچه قلب آنها بزرگتر می شد.همچنین پس از ٩ روز معلوم شد;موشهایی که بیشتر چربی خورده بودند در مسیرهای مارپیچی که حافظه آنها را آزمایش می کنند‚بیشتر اشتباه می کردند,و مدت زیادتری طول می کشید تا مسیر را تکمیل کنند.

فست فود و آزمایش میمونها

در ابتدای مطلب گفتیم که چربی های ترانس در غذاهای حاضری یا به اصطلاح همان فست فودها بیشتر از حد مجاز است.محققان دانشگاه باتپسیست آمریکا می گویند:کسانی که زیاد فست فود می خورند,شکمشان برجسته تر از کسانی می شود که به همان میزان چربی می خورند,ولی نه چربی ترانس.این محققان روی آزمایشهایی که روی دو دسته میمون انجام دادند به این نتیجه رسیدند:                                                                                                                                   به گروه اول میمونه غذاهایی دادند که سرشار از چربی روغن های ترانس بود,در مقابل به گروه دوم  غذاهایی دادند که از نظر چربی غیر اشباع غنی بودند.هر دو رژیم غذایی از نظر میزان کالری یکسان تنظیم شده بودند.بعد از چند سال شکم میمونهای دسته اول بزرگتر از دسته ی دوم شده بود.بعلاوه میمونهای گروه اول نوعی مقاومت در برابر انسولین پیدا کرده بودند.یعنی آنها در آینده ی نزدیک به بیماری دیابت دچار می شدند.رژیم غذایی گروه اول اینطور بود که هشت درصد از کالری روزانه ی آنها از چربی های ترانس و بیست و هفت درصد هم از دیگر انواع چربی ها تامین می شد,درست شبیه رژیم غذایی افرادی که فست فود می خورند..گروه دیگر هم همان رژیم غذایی را دریافت می کردند اما بجای چربی ترانس از چربی های غیر اشباع(مثل روغن زیتون)تغذیه می شدند.بعد از شش سال,٢/۷ درصد به وزن میمونهای  گروه اول اضافه شده بود,اما این افزایش وزن در گروه دوم فقط ۸/۱ درصد بود.سی تی اسکن های انجام شده نشان می داد , میزان چربی شکمی در گروه اول  بسیار زیاد شده بود, که این خود نوعی عامل خطر ساز برای دیابت و بیماریهای قلبی عروقی است.

فست فودهای خوب

چطور می توان بهترین فست فود را انتخاب کرد؟در اینجا ما فست فود را به سه دسته قرمز,زرد و سبز با توجه به میزان سالم بودن انها تقسیم می کنیم.                                                                                                                             قانون اول:از مصرف فست فودهای قرمز خودداری کنید. قانون دوم:در مصرف فست فودهای زرد زیاد سخت نگیرید اما زیاده روی هم نکنید. قانون سوم:با مصرف فست فودهای سبز تغذیه ای سالم خواهید داشت.                                                                                                                  ایست:فست فودهای قرمز خطرناک هستند و فاکتورهای زیادی برای قرار گیری یک غذا در این گروه وجود دارد. اولین عاملی که موجب می شود بیشتر غذاها وارد گروه قرمز شوند,داشتن بیش از یک گرم چربی ترانس است.سیب زمینی سرخ کرده از دسته غذاهای قرمز است.همانطور که قبلا ذکر کردیم برای پخت سیب زمینی از روغن هایی استفاده می کنند که موجب افزایش چربی ترانس آن می شود.باید توجه شود که اگر رستورانی برای سرخ کردن سیب زمینی از روغن مخصوص نیز استفاده کرده باشد, با اینکه از بقیه روغن ها سالم تر است اما نباید در مصرف آن زیاده روی کرد.حالا اگر همین سیب زمینی درون روغن بادام زمینی سرخ شود,جزو گروه سبز و سالم طبقه بندی می شوند.غذاهایی که حاوی مقدار زیادی گوشت قرمز هستند نیز در دسته قرمز ها طبقه بندی می شوند,زیرا حاوی کالری بالا , چربی اشباع شده , و قند هستند.                                                                                                       احتیاط در فست فودهای زرد:این گروه از فست فودها آنقدر سالم نیستند که بتوان آنها را در گروه سبز جای داد و آنقدرها غیر سالم نیستند که آنها را در گروه قرمز طبقه بندی کنیم.بعنوان مثال پیتزای معمولی در این دسته قرار می گیرد زیرا چربی ترانس و گوشت قرمز زیادی ندارد و از طرف دیگر سبزیجات و غلات کامل هم ندارد,چیکن برگر هم مانند پیتزا در همین دسته قرار می گیرد.                                                                                                                                                 غذاهای سبز:این دسته بهترین غذاها را در خود جای می دهند.برای اینکه غذایی در این گروه قرار گیرد باید خصوصیات مختلفی داشته باشد,واضح است غذایی که با غلات کامل,میوه ها و سبزیجات و روغن های سالم تهیه شوند در این دسته قرار خواهند گرفت.غذاهای سبز می توانند شامل پیتزای سبزیجات,بیشتر ساندویچ ها,سالادها,تخم مرغ و پیش غذاهایی که با سبزیجات درست می شوند, باشند.غذاهای سبز چربی اشباع شده و ترانس کمی دارند,نمک و کلسترول آنها کم است و کالری آنها در مقایسه با غذاهای زرد و قرمز پایین تر است,این غذاها را می توان بصورت روزانه نیز مصرف کرد.        با انتخاب غذاهای سبز ما هم می توانیم فست فود بخوریم و هم سالم بمانیم.یکی دیگر از راه ها برای تشخیص اینکه یک غذا می تواند جزو گروه سبز قرار گیرد, این است که ببینید ایا به فرم طبیعی نزدیک است یا نه , مثلا محتویات سالاد بسیار به فرم طبیعی نزدیکند و بنابراین سالم هستند.

خانواده ها بشتابند

خانواده ها می توانند وظیفه ی تهیه و تولید این مواد غذایی را که طا لب زیادی در بین افراد دارند بر عهده بگیرند,با رعایت نکاتی می توان از بروز چاقی  و بیماریهای ناشی از مصرف این مواد کاست که این مهم بر دوش خانواده هاست.برای مثال تهیه ساندویچ های کباب و تخم مرغ  در خانه برای کودکان و نوجوانان از این موارد می باشند,خانواده نقش مهمی در تغذیه و سلامت افراد دارد, بنابراین می توانند با رعایت نکات ساده  ولی بسیار مهم این نقش را ایفا کنند.تهیه ساندویچ های مرغ و ماهی همراه با گوجه فرنگی  و سبزیجات سالم و بهداشتی را بجای ساندویچ های سوسسیس و کالباس همراه با خیارشور زیاد یکی دیگر از این راهکارها بشمار می آیند;بایستی سعی شود در تهیه این ساندویچ ها از روغن و نمک کمتری استفاده کنیم , همچنین باید توجه داشت که رعایت بهداشت فردی و مواد غذایی یکی از مهمترین ویژگی های تهیه این ساندویچ ها در منازل است.

روزنه ای برای امید

در سال ۱٩۸۱ رستوران فست فود ((آربی)) تمام شعبات خود را موظف ساخت که جدول کاملی در رابطه با ارزش غذایی مواد, در منوهای خود بگنجانند. آربی در سال۱٩٩۴ اولین رستوران فست فود بود که استعمال دخانیات را در داخل شعباتش  برای مشتریان و کارمندان ممنوع اعلام کرد. همین شرکت در سال٢۰۰۶ استفاده از روغن های ترانس را در تهیه سیب زمینی های سرخ کرده قدغن کرد.امسال نیز(٢۰۰٩)دفتر مرکزی رستورانهای فست فود((استار باکس))اعلام کرد که دیگر در هیچ یک از شعباتش و در تهیه هیچ نوع غذایی از این نوع روغن استفاده نخواهد کرد.امروزه بسیاری از رستورانهای فست فود , چه داخلی و چه خارجی سعی می کنند استانداردهای تهیه و عرضه ی غذاهای خود را به الگوی بهداشتی نزدیک کنند.هرچند که شاید تا رسیدن به فست فود سالم هنوز راه زیادی باقی مانده باشد . البته مشتریان این نوع رستورانها می توانند با پیگیری و دقت نظر خود این راه را کوتاه کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/11ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  | 

1         

دانشگاه ادبیات و علوم انسانی- دانشگاه اصفهان

علمی پژوهشی

اصفهان خیابان هزار جریب دانشگاه اصفهان  دانشکده ادبیات و علوم انسانی-دفتر نشریه کدپستی 81744  تلفن : 7933097 - 7933100 - 7933097  فاکس: 7933151

2         

دانشکده ادبیات و علوم انسانی - دانشگاه تهران

علمی پژوهشی

تهران خیابان انقلاب دانشگاه تهران دانشکده ادبیات طبقه چهارم تلفن : 6111

3         

دانشکده ادبیات و علوم انسانی - دانشگاه تبریز

علمی پژوهشی

تبریز دانشگاه تبریز دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی

4         

دانشکده ادبیات و علوم انسانی - دانشگاه تربیت معلم

علمی پژوهشی

تهران خیابان شهید دکتر مفتح شماره 49 تهران کدپستی 15614 ایران دفتر مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی تلفن : 8102255 داخلی: 255

5         

دانشکده ادبیات و علوم انسانی - دانشگاه کرمان

علمی پژوهشی

کرمان انتهای بلوار22 بهمن -مجتمع دانشگاه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه کرمان ص.پ. 76175-133 تلفن: 226995                    دورنگار : 265389 

 email: iranmaneshir@yahoo.com

6         

انشکده ادبیات و علوم انسانی - دانشگاه فردوسی

علمی پژوهشی

مشهد دانشکده ادبیات و علوم انسانی خیابان دکتر علی شریعتی  ک.پ.91384    تلفن : 29-831026

  داخلی : 223

7         

دانشکده ادبیات و علوم انسانی -داشگاه شهید بهشتی

علمی پژوهشی

تهران اوین دانشگاه شهید بهشتی دانشکده ادبیات و علوم انسانی        تلفن : 2141535 - 2043045

8         

الهیات و معارف اسلامی مشهد -دانشگاه فردوسی

علمی پژوهشی

مشهد میدان ازادی پردیس دانشگاه فردوسی -دانشکده الهیات شهید مطهری  کد پستی 917748955 تلفن : 8629571-4 دورنگار:  0511-8629579      fth@ferdowsi.um.ac.ir

 

9         

پژوهش دینی

علمی - ترویجی

تهران ص.پ. 416-17115

تلفن مدیر مسوول 09112978357

10     

پژوهشی دانشگاه اصفهان - دانشگاه اصفهان

علمی پژوهشی

اصفهان  دانشگاه اصفهان اداره انتشارات دفتر مجله پژوهشی       تلفن : 0311-863090-99           داخلی : 239  و 0311-7932175

11     

تحقیقات اسلامی

علمی - ترویجی

تهران-خ فلسطین-شماره 130ص.پ. 11365-3885 تلفن:659215

12     

رساله التقریب - مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی

علمی - ترویجی

تهران خیابان پاستور ص.پ. 156-13165

         تلفن : 8266026

13     

علوم انسانی - دانشگاه الزهرا

علمی - پژوهشی

تهران ونک دانشگاه الزهرا ک.پ. 93891176 دفتر معاونت پژوهشی تلفن : 9- 8044051 داخلی 212

14     

دانشگاه علوم اجتماعی و انسانی شیراز

علمی - پژوهشی

شیراز دانشگاه شیراز مجله علوم انسانی و اجتماعی     ص.پ. 11 ک.پ. 745  تلفاکس : 0711 672292

15     

علوم انسانی  دانشگاه سیستان و بلوچستان

علمی - ترویجی

زاهدان دانشگاه سیستان و بلوچستان دانشکده ادبیات و علوم انسانی      ص.پ. 655- 98135   تلفن : 440420         فاکس : 440085

16     

فصلنامه علوم اجتماعی - دانشگاه طباطبایی

علمی - ترویجی

تهران خیابان دکتر شریعتی- سه راه ضرابخانه خیابان شهید گل نبی(کتابی سابق) دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی          

  e-mail : socjournal @atu.ac.ir

17     

قبسات - پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

علمی - ترویجی

تهران خیابان شهید بهشتی خ شهید احمد قصیر (بخارست)  خ دوم پلاک 33 تلفن : 87348634  فاکس 8764792 قم: خیابان صفاییه کوچه 25 پلاک 27   تلفن 7731983                             

qabasat@islamic.iict.org             

18     

مدیریت و توسعه- موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت    

 

تهران-خ ولیعصر-بالاتر از میدان ولیعصر-کوچه کاریابی شماره 42 تلفن 8896780 و 8771803 و  8879384-5            email : imre@moe.or.ir        

19     

مشکوه - بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی

علمی - ترویجی

مشهد ص.پ. 366 - 91735 دفتر مجله مشکوه تلفن : 827082 و 821033-5

 

20     

مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز

علمی - ترویجی

تهران خیابان شهید با هنر خ شهید آقایی     ص.پ. 19395/1793 تلفن سر دبیر : 2802675 فاکس : 2802649 تلکس : 212324

 

21     

مطالع خاورمیانه - مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتزیک خاورمیانه

علمی - ترویجی

تهران بلوار کشاورز خیابان شهید نادری(سهیل) پلاک 20 ص.پ. 4576/ 14155 تلفن : 90-8972187 دورنگار :8969565     e-mail: merc@irost.com

 

22     

مقالات و بررسیها - دانشگاه تهران

علمی - پژوهشی

تهران خیابان شهید مطهری دانشکده الهیات دانشگاه تهران ک .پ.15 تلفن : 8742829   فاکس : 8742632

23     

نامه علوم اجتماعی -دانشگاه تهران

علمی - پژوهشی

تهران کد پستی 14137 ص.پ. 14395/773    فاکس : 8013524                                         

e-mail: noc@shariati.ut.ac.ir

24     

نامه فرهنگستان

علمی - پژوهشی

تهران خیابان شهید احمد قصیر(بخارست) نبش خیابان سوم شماره 8 ص.پ.6394 -15875     تلفن : 8712281 - 8710687 فاکس 8723285

25     

نامه مفید -دانشگاه مفید

علمی - پژوهشی

قم-45 متری صدوق -دانشگاه مفید           ص.پ.3611- 37185 تلفن : 0251-925761-3        e-mail: q.i@mofidu.ac.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/11ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط امیرعلی حسنلو  |